فراتر از مدرک؛ تجربه در خدمت صنعت انرژی
نگاهی به انتخاب دوباره شیخ موسی احمدی به ریاست کمیسیون انرژی مجلس
در حکمرانی انرژی، همهچیز را نمیتوان با مدرک یا عنوان سنجید. صنعت نفت، گاز و پتروشیمی بهدلیل پیچیدگیهای فنی، اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی، بیش از هر حوزه دیگری به مدیرانی نیاز دارد که افزون بر دانش، تجربه زیسته و شناخت میدانی این صنعت را نیز با خود همراه داشته باشند. از همین منظر، انتخاب دوباره شیخ موسی احمدی به ریاست کمیسیون انرژی مجلس را میتوان تکیه بر سرمایهای دانست که حاصل سالها حضور در متن صنعت و آشنایی با مسائل آن است.
صنعت انرژی را نمیتوان تنها از دریچه کتابها، گزارشهای کارشناسی یا جلسات اداری شناخت. واقعیت این صنعت را باید در گرمای طاقتفرسای جنوب، در کنار مشعلهای روشن فلر، در پالایشگاهها، مجتمعهای پتروشیمی و در میان مردمانی جستوجو کرد که سالها با فرصتها و پیامدهای توسعه صنعتی زندگی کردهاند. تفاوت میان «دانستن» و «زیستن» در همین نقطه آشکار میشود.
شیخ موسی احمدی از جمله نمایندگانی است که این دو عرصه را در کنار یکدیگر تجربه کرده است. او از یک سو با دانش حقوقی و حوزوی، با فرآیندهای قانونگذاری و الزامات تقنین آشناست و از سوی دیگر، سالها حضور در استان بوشهر و ارتباط مستمر با صنعت نفت، گاز و پتروشیمی، شناختی عمیق از مسائل این حوزه برای او فراهم کرده است.
امروز او بیش از آنکه با ادبیات فقه و اصول شناخته شود، به ترمینولوژی صنعت انرژی تسلط دارد؛ ادبیاتی که از ناترازی انرژی، توسعه میادین، امنیت انرژی، خوراک پتروشیمی و زنجیره ارزش نفت و گاز تا فلرینگ، سرمایهگذاری، افزایش بهرهوری و توسعه پایدار را در بر میگیرد. این زبان، تنها با حضور در متن صنعت آموخته میشود، نه صرفاً در کلاس درس.
کسی که سالها در همسایگی صنایع انرژیبر زیسته است، آلودگی فلرها، گرمای طاقتفرسای جنوب، دغدغه تأمین برق، ضرورت توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و مطالبات مردم مناطق صنعتی را تنها در قالب آمار و گزارش نمیبیند؛ بلکه آنها را در متن زندگی روزمره درک میکند. همین شناخت میدانی است که تصمیمسازی را به واقعیت نزدیکتر و سیاستگذاری را اثربخشتر میکند.
برخی، روحانی بودن او را محور نقد قرار میدهند، اما تجربه ادوار گذشته مجلس نشان میدهد که ریاست کمیسیون انرژی هیچگاه صرفاً به رشته تحصیلی وابسته نبوده است. چنانکه فریدون حسنوند، نماینده اندیمشک و دانشآموخته علوم سیاسی، نیز سالها ریاست این کمیسیون را بر عهده داشت و کارنامهای قابل دفاع از خود بر جای گذاشت. در این جایگاه، آنچه اهمیت دارد، شناخت صنعت، تجربه قانونگذاری، قدرت تعامل و توانایی ایجاد اجماع برای حل مسائل ملی است.
بیتردید هیچ مدیری فراتر از نقد نیست و نقد منصفانه، لازمه اصلاح و پیشرفت است. اما نقد زمانی سازنده خواهد بود که بر پایه شناخت، انصاف و واقعیتهای میدانی شکل بگیرد، نه بر مبنای پیشداوری یا تخریب.
امروز صنعت انرژی ایران با مسئولیتها و چالشهای بزرگی روبهروست؛ از رفع ناترازی انرژی و جذب سرمایهگذاری تا توسعه زنجیره ارزش، افزایش بهرهوری، رعایت الزامات زیستمحیطی و تسریع در بازسازی واحدهای صنعتی آسیبدیده. عبور موفق از این مسیر، نیازمند همافزایی میان دولت، مجلس و صنعت و بهرهگیری از مدیرانی است که هم زبان قانون را بدانند، هم زبان صنعت را بفهمند و هم مسائل مردم مناطق انرژیخیز را از نزدیک لمس کرده باشند. در چنین شرایطی، تجربه نه یک امتیاز فردی، بلکه سرمایهای ملی برای تصمیمگیری دقیقتر، حکمرانی کارآمدتر و آینده صنعت انرژی ایران است.
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما