تأخیر در تحویل خودرو؛ از یک گلایه ساده تا یک مطالبه عمومی

تأخیر در تحویل خودروهای سایپا دیگر یک گلایه معمولی نیست؛ وقتی مردم پولشان را ماه‌ها و حتی سال‌ها در اختیار یک خودروساز می‌گذارند و در مقابل، نه خودرو می‌گیرند و نه پاسخ روشن، دیگر صحبت از «تأخیر» کافی نیست. باید پرسید این پول کجا رفته، تصمیم تولید چگونه گرفته شده و چه کسی باید پاسخگوی این وضعیت باشد؟

حالا گزارشی درباره جابه‌جایی حدود ۳۰۰ قطعه BCM منتسب به ساینا برای استفاده در برخی خودروهای کوییک مطرح شده است. اگر این گزارش صحت داشته باشد، موضوع صرفاً یک جابه‌جایی قطعه نیست؛ مسئله، اولویت‌بندی تولید و حقوق مشتریانی است که پیش‌تر پول خودرو را پرداخت کرده‌اند.

سؤال روشن است: وقتی مشتری ساینا ماه‌ها در انتظار خودروست، چرا قطعه‌ای که گفته می‌شود برای تولید ساینا مورد نیاز بوده، باید به خودروی دیگری اختصاص پیدا کند؟

ممکن است سایپا برای این تصمیم دلایل فنی یا برنامه تولید مشخصی داشته باشد. بسیار خوب؛ اعلام کند. اما نمی‌شود از مشتری پول گرفت، وعده تحویل سه‌ماهه داد، خودرو را یک سال بعد هم تحویل نداد و در نهایت انتظار داشت مردم فقط با عبارت «در حال پیگیری است» قانع شوند.

تورم؛ ضرر پنهانی که کمتر درباره آن صحبت می‌شود

ماجرا فقط دیر رسیدن خودرو نیست. مشتری در فاصله‌ای که پولش نزد خودروساز مانده، ارزش پولش را هم از دست می‌دهد.

فرض کنید فردی برای خودرویی که قرار بوده سه‌ماهه تحویل بگیرد، پول پرداخت کرده اما تحویل خودرو به یک سال یا بیشتر موکول شده است. در اقتصادی با تورم بالا، همان مبلغ دیگر قدرت خرید سابق را ندارد.

اگر این پول به جای خوابیدن در یک قرارداد خودرویی، در دارایی‌هایی مثل طلا یا ارز قرار می‌گرفت، ممکن بود بخش بسیار بیشتری از ارزش آن حفظ شود. البته کسی از مشتری انتظار ندارد سرمایه‌گذاری کند؛ بحث بر سر این است که هزینه تأخیر نباید یک‌طرفه روی دوش مشتری بیفتد.

مشتری پول را به‌موقع داده؛ خودروساز هم باید تعهدش را به‌موقع اجرا کند.

بدتر اینکه اگر خودروساز امروز خودرو را با هزینه‌های روز تولید تحویل دهد، خودش هم با هزینه بالاتر مواجه می‌شود. یعنی تأخیر طولانی، هم به مشتری ضربه می‌زند و هم ساختار مالی شرکت را تحت فشار قرار می‌دهد.

یک دور باطل شکل گرفته است؛ پول امروز گرفته می‌شود، اما خودرو باید با هزینه‌های فردا تحویل داده شود.

پیش‌فروش‌های جدید؛ وقتی تعهدات قبلی هنوز تعیین تکلیف نشده‌اند

در همین شرایط، سایپا طرح‌های مشارکت و فروش جدید ارائه می‌کند؛ در حالی که بخشی از تعهدات قبلی هنوز تعیین تکلیف نشده است.

اینجا سؤال مهم‌تری شکل می‌گیرد: چرا باید تعهد جدید ایجاد شود، وقتی تعهدات قبلی همچنان باقی مانده‌اند؟

هر طرح جدید یعنی ورود نقدینگی جدید. اگر هم‌زمان تعهدات قبلی انباشته شوند، شرکت عملاً باید با منابع جدید، تعهدات و هزینه‌های گذشته و جاری خود را مدیریت کند.

بنابراین صرف اعلام رشد درآمد یا ثبت رکوردهای مالی، به‌تنهایی نشانه سلامت وضعیت نیست؛ باید دید این درآمد چگونه ایجاد شده، چه میزان تعهد جدید در برابر آن شکل گرفته و بدهی‌ها و تعهدات شرکت چه مسیری را طی کرده‌اند.

بازار خودرو با دستور اداره نمی‌شود

از طرف دیگر، وقتی عرضه و تقاضا با یکدیگر فاصله جدی دارند و قیمت بازار نیز به شکل دستوری کنترل می‌شود، فشار اقتصادی از بین نمی‌رود؛ فقط ممکن است به شکل دیگری انباشته شود.

قیمت دستوری نمی‌تواند برای همیشه شکاف میان هزینه واقعی تولید، قیمت کارخانه و قیمت بازار را پنهان کند.

نتیجه این وضعیت، صف‌های طولانی، قرعه‌کشی، پیش‌فروش، اختلاف قیمت، تقاضای انباشته، تأخیر در تحویل و بازاری است که عرضه و تقاضای آن با یکدیگر همخوانی ندارد.

مشتری دقیقاً باید تا چه زمانی منتظر بماند؟

گلایه‌های مشتریان نشان می‌دهد موضوع به یک یا دو پرونده محدود نیست.

برخی از مشتریان از چندین ماه تا چند سال تأخیر در تحویل خودروهای ثبت‌نامی خبر می‌دهند.

ممکن است شرایط هر قرارداد متفاوت باشد؛ اما اصل موضوع یکسان است:

مشتری باید بداند چه زمانی خودرو را تحویل می‌گیرد، علت تأخیر چیست و بابت این تأخیر چه حقی برای او در نظر گرفته شده است.

ماجرای BCM باید شفاف شود

اگر کمبود BCM یکی از عوامل توقف یا کندی تولید سایناست، چرا قطعات منتسب به ساینا برای خودروهای دیگر استفاده شده است؟

اگر کمبود این قطعه عامل اصلی نیست، علت واقعی تأخیر سایناهای معوق چیست؟

اگر اولویت تولید تغییر کرده، چه کسی این تصمیم را گرفته است؟

و اگر این تغییر اولویت به دلیل منافع یا ضرورت دیگری بوده، چرا مشتریانی که زودتر پول پرداخت کرده‌اند باید هزینه آن را بپردازند؟

این‌ها پرسش‌هایی هستند که انتظار می‌رود پاسخ آن‌ها شفاف، مستند و رسمی باشد.

انتظار از وزارت صمت و نهادهای نظارتی

در این میان، نقش وزارت صمت، سازمان حمایت از مصرف‌کنندگان، سازمان بازرسی و سایر نهادهای نظارتی پررنگ‌تر از همیشه است.

مطالبه افکار عمومی صرفاً یک بررسی تشریفاتی نیست؛ بلکه انتظار می‌رود ابعاد مختلف این موضوع از جمله وضعیت تعهدات معوق، علت تأخیرها، نحوه اولویت‌بندی تولید، وضعیت قطعات، میزان خسارت تأخیر و ظرفیت واقعی تولید به‌صورت شفاف برای مردم تشریح شود

جمع‌بندی

مشتری‌ای که بهای خودرو را پرداخت کرده، انتظار دارد قرارداد در موعد مقرر اجرا شود؛ نه اینکه هزینه تورم، کمبود قطعه و تصمیم‌های مدیریتی را بر دوش بکشد.

اگر جابه‌جایی قطعات تصمیمی فنی بوده، باید توضیح داده شود؛ اگر کمبود قطعه وجود دارد، برنامه تأمین آن اعلام شود؛ اگر اولویت تولید تغییر کرده، مسئول آن مشخص شود و اگر قصور یا تخلفی رخ داده، برخورد قانونی صورت گیرد.

مطالبه مشتریان روشن است؛ تعیین تکلیف تعهدات معوق، شفاف‌سازی درباره قطعات و اولویت تولید، پرداخت خسارت تأخیر و اعلام نتیجه بررسی نهادهای نظارتی.

۳.۵/۵ - (۲۶ امتیاز)