خط حمله ثابت امین فردین و داریوش معمار؛ چرا فقط مدیران پتروشیمی؟

تاریخ انتشار: ۱۵ مرداد ۱۴۰۵

سال‌هاست نام امین فردین و داریوش معمار با انتشار مطالب جنجالی و تهمت درباره مدیران صنعت پتروشیمی گره خورده است.

به گزارش پتروشیمی ها؛ تقریباً هر هفته یک مدیر، یک شرکت یا یک پروژه پتروشیمی هدف هجمه و حمله ناجوانمردانه آنها قرار می‌گیرد؛ اما یک سؤال اساسی همچنان بی‌پاسخ مانده است: چرا تقریباً تمام تمرکز روی پتروشیمی است؟

اگر هدف، مطالبه‌گری و شفافیت است، چرا صنایع بزرگ دیگری مانند فولاد، مس، معدن، بانک‌ها یا خودروسازی با همان شدت در مرکز توجه قرار ندارند؟ آیا واقعاً فقط در صنعت پتروشیمی موضوعی برای نقد وجود دارد یا انتخاب سوژه‌ها بر اساس معیارهای دیگری انجام می‌شود؟

بدیهی است هر رسانه یا فعال رسانه‌ای حق دارد عملکرد مدیران را نقد کند؛ اما افکار عمومی نیز حق دارد انتظار داشته باشد که هر ادعا با اسناد قابل راستی‌آزمایی، امکان پاسخگویی طرف مقابل و رعایت اصول حرفه‌ای همراه باشد.

اما بخش تلخ ماجرا فقط به رسانه‌های خارج از کشور محدود نمی‌شود؛ بخشی از این وضعیت محصول تصمیم‌های اشتباه برخی مدیران عامل و روابط عمومی‌های صنعت پتروشیمی است.

سال‌ها میلیاردها تومان از بودجه‌های ارتباطات و برندینگ، به جای آنکه صرف ساختن اعتبار سازمان، افزایش شفافیت، پاسخگویی و تقویت ارتباط با رسانه‌های حرفه‌ای شود، در مسیرهایی هزینه شد که نه تنها اعتبار صنعت را افزایش نداد، بلکه آن را بیش از گذشته در معرض حاشیه و جنجال قرار داد.

وقتی راهبرد رسانه‌ای یک صنعت بر تصمیم‌های سلیقه‌ای، نگاه کوتاه‌مدت و تمرکز بر حلقه‌ای محدود از رسانه‌ها استوار باشد، نتیجه آن چیزی جز تضعیف برند صنعت و افزایش حساسیت افکار عمومی نخواهد بود.

امروز بسیاری از مدیران پاکدست و متخصص صنعت پتروشیمی نیز هزینه همان سیاست‌های اشتباه گذشته را می‌پردازند؛ سیاست‌هایی که باعث شد نام پتروشیمی بیش از هر صنعت دیگری در فضای رسانه‌ای تکرار شود و هر خبر یا شایعه‌ای درباره آن با سرعت منتشر شود.

زمان آن رسیده است که مدیران عامل و روابط عمومی‌های صنعت پتروشیمی به جای تکرار همان روش‌های گذشته، یک بازنگری جدی در سیاست‌های رسانه‌ای خود انجام دهند. اعتبار یک صنعت با بودجه‌های سنگین تبلیغاتی ساخته نمی‌شود؛ با شفافیت، پاسخگویی، عملکرد حرفه‌ای و اعتماد عمومی ساخته می‌شود.

پرسش همچنان پابرجاست: چرا صنعت پتروشیمی به هدف ثابت برخی جریان‌های رسانه‌ای سیاسی تبدیل شده است و چه سهمی از این وضعیت به تصمیم‌های نادرست داخلی بازمی‌گردد؟ پاسخ صادقانه را باید در سال‌ها پول‌پاشی بی‌ضابطه، سیاست‌های رسانه‌ای نادرست و هزینه‌کردهای بدون راهبرد جست‌وجو کرد؛ سیاست‌هایی که به جای تقویت برند صنعت، زمینه رشد قارچ‌گونه رسانه‌های غیرحرفه‌ای و افزایش حساسیت افکار عمومی نسبت به پتروشیمی را فراهم کرد. نتیجه این رویکرد آن بود که نام صنعت پتروشیمی بیش از هر صنعت دیگری در مرکز توجه رسانه‌های معاند، جریان‌های سیاسی مخالف و تولیدکنندگان محتوای جنجالی قرار گرفت.

Rate this post
لینک کپی شد!
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.