حق بیمه ریسک نفت در حال تبدیل شدن به یک مؤلفه ساختاری است
به گزارش پتروشیمیها،این بانک متوسط قیمت نفت برنت در سال ۲۰۲۶ را از ۸۵.۵ به ۹۲ دلار و برای سال ۲۰۲۷ از ۷۷.۵ به ۸۹.۵ دلار در هر بشکه افزایش داده است. پیشبینی نفت وستتگزاس نیز برای این دو سال به ترتیب از ۸۰.۲۵ به ۸۶ دلار و از ۷۲.۵ به ۸۲.۷۵ دلار افزایش یافته است.
استدلال اصلی استاندارد چارترد سه محور دارد: بحران دیگر صرفاً دوجانبه نیست و ماهیت منطقهای پیدا کرده؛ مسیر دیپلماسی احتمالاً به کاهش تنش تدریجی و ناقص منتهی میشود، نه بازگشت سریع به شرایط قبل؛ و نظام انرژی از «کارایی حداکثری» به سمت «تابآوری، ذخیره احتیاطی و تنوع مسیرهای تأمین» حرکت میکند.
تحلیل فنی بازار
مهمترین نکته گزارش، تفکیک میان «قیمت نفت خام» و «هزینه واقعی تأمین بشکه» است.
بر اساس گزارش، قرارداد نزدیک برنت حدود ۱۰۵ تا ۱۰۷ دلار معامله شده، اما قیمت نقدی برنت دریای شمال به حدود ۱۲۴ دلار رسیده و برخی نفتهای فیزیکی شمال اروپا، مانند یوهان اسوردروپ، در محدوده حدود ۱۴۴ دلار قرار گرفتهاند.
این اختلاف نشان میدهد بازار با کمبود یکنواخت نفت خام مواجه نیست؛ بلکه کمبود در «زمان، مکان و نوع مولکول» شکل گرفته است. پالایشگاهها برای دریافت فوری خوراک حاضر به پرداخت قیمت بسیار بالاتری هستند، در حالی که قیمت محمولههای تحویل آینده چنین فشاری را به همان شدت منعکس نمیکند.
همزمان، هزینه حمل نفتکشهای بسیار بزرگ نفت خام، یعنی ویالسیسی، بنا بر گزارش به حدود ۵۰۰ هزار تا یک میلیون دلار در روز رسیده؛ در برابر حدود ۲۰ هزار دلار در شرایط عادی. چنین جهشی میتواند حدود ۱۰ تا ۲۰ دلار به هزینه هر بشکه در مسیرهای طولانی اضافه کند.
در نتیجه، قیمت نهایی فرآوردهها ممکن است بسیار بیشتر از قیمت شاخص نفت خام افزایش یابد. این موضوع برای دیزل، سوخت جت و سایر فرآوردههای میانتقطیر اهمیت ویژهای دارد.
ذخایر راهبردی آمریکا نیز یک عامل مهم محدودکننده است. طبق داده رسمی اداره اطلاعات انرژی آمریکا، ذخیره نفت خام ذخیرهگاه راهبردی آمریکا در هفته منتهی به ۱۸ سپتامبر به حدود ۲۸۴.۶ میلیون بشکه رسیده است؛ سطحی که در دادههای تاریخی این مجموعه از سال ۱۹۸۲ تاکنون بسیار پایین محسوب میشود.
تحلیل استراتژیک
پیام اصلی گزارش این است که حتی پایان درگیری الزاماً به معنای بازگشت بازار به وضعیت پیش از بحران نیست.
اگر تولیدکنندگان، پالایشگاهها، دولتها و شرکتهای بازرگانی پس از بحران به این نتیجه برسند که موجودی بیشتر، ظرفیت مازاد، مسیرهای صادراتی متنوعتر و ناوگان حمل انعطافپذیرتر ارزش اقتصادی بیشتری دارند، ساختار هزینه بازار تغییر خواهد کرد.
در چنین شرایطی، بخشی از هزینه «امنیت عرضه» مستقیماً وارد قیمت نفت و فرآوردهها میشود. بنابراین قیمت پایه جدید میتواند بالاتر از دوره پیش از بحران تثبیت شود، حتی اگر عرضه فیزیکی به تدریج بهبود یابد.
تحلیل اجرایی
برای بازار انرژی، مهمترین تغییر احتمالی حرکت از مدل «حداقل موجودی و حداکثر کارایی» به مدل «تابآوری و قابلیت انتخاب» است.
این تغییر میتواند به افزایش موجودیهای تجاری و راهبردی، ظرفیت مازاد پالایش و تولید، تنوع مسیرهای حملونقل، بیمه و پوشش ریسک بالاتر و ارزش بیشتر برای زیرساختهای جایگزین منجر شود.
در بخش پالایش، مسئله مهمتر از قیمت خود نفت خام، حاشیه سود و دسترسی مطمئن به خوراک و فرآورده است. به همین دلیل ممکن است بازار در شرایط بحران، همزمان با افزایش شدید قیمت فرآوردهها و افزایش کمتر قیمت قراردادهای آتی نفت خام مواجه شود.
تحلیل سیاسی
استاندارد چارترد معتقد است مسیر دیپلماسی آمریکا و ایران احتمالاً به یک توافق جامع و سریع منتهی نمیشود و احتمال دورههایی از آتشبس، توافقهای محدود و بازگشت مقطعی تنش وجود دارد.
از دید بازار، اهمیت این موضوع در آن است که حتی کاهش تنش نیز الزاماً ریسک عبور نفتکشها، بیمه، موجودیها و الگوهای حملونقل را فوراً به شرایط عادی بازنمیگرداند.
جمعبندی
مهمترین پیام گزارش این است که بازار نفت ممکن است با یک «قیمت بالاتر برای عادی بودن» مواجه شده باشد.
بحران فعلی فقط یک شوک موقت عرضه نیست؛ بلکه در حال تغییر محاسبات اقتصادی امنیت انرژی است. افزایش هزینه حمل، بیمه، ذخیرهسازی، ظرفیت مازاد و تنوع مسیرهای تأمین میتواند بخشی از این هزینه را به ساختار بلندمدت قیمت نفت منتقل کند.
بنابراین حتی با کاهش تنشهای ژئوپلیتیکی، بازگشت قیمتها به میانگینهای پیش از بحران الزاماً سریع یا کامل نخواهد بود.
همچنین بخوانید: خروج آمریکا از عراق پس از دو دهه؛ آغاز مرحلهای تازه در موازنه قدرت
نظرات کاربران (۰ نظر)