جهش نفت با تشدید ریسکهای ایران؛ برنت در مسیر دومین رشد هفتگی متوالی
نفت خام در پایان هفته جاری در مسیر ثبت دومین رشد هفتگی متوالی قرار گرفته است. در زمان انتشار گزارش، برنت حدود ۹۳.۵۰ دلار و نفت آمریکا حدود ۸۶.۴۳ دلار در هر بشکه معامله میشد. در معاملات پنجشنبه نیز برنت با رشد ۲.۴ درصدی در ۹۳.۷۸ دلار بسته شد؛ بالاترین سطح از ۲۴ ژوئیه.
به گزارش پتروشیمی ها؛ محرک اصلی این صعود، افزایش مجدد ریسک ژئوپلیتیکی در خاورمیانه است. دونالد ترامپ از آغاز یک «جنگ اقتصادی و انزوای بیسابقه» علیه ایران خبر داده و اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، از اعمال «سختترین تحریمهای تاریخ» سخن گفته است. جزئیات این بسته قرار است دوشنبه اعلام شود.
همزمان، حملات پهپادی اوکراین به پالایشگاههای روسیه نیز ریسک اختلال در عرضه فرآوردههای نفتی را افزایش داده است. در نتیجه، بازار نفت اکنون با دو ریسک همزمان مواجه است: اختلال عرضه نفت خام خاورمیانه و اختلال ظرفیت پالایشی روسیه.
تحلیل فنی بازار نفت
نکته مهم این است که حرکت اخیر نفت صرفاً واکنش به یک خبر سیاسی نیست؛ بلکه نشاندهنده تغییر مجدد حقبیمه ژئوپلیتیکی در قیمت نفت است.
برنت پس از عبور مجدد از محدوده ۹۰ دلار، اکنون به محدوده ۹۳–۹۴ دلار رسیده است. بستهشدن در ۹۳.۷۸ دلار در معاملات پنجشنبه، از نظر تکنیکی اهمیت دارد؛ زیرا بازار را دوباره به محدودهای وارد کرده که در صورت تداوم ریسکهای عرضه، میتواند مسیر صعودی را تقویت کند.
اما باید میان دو مؤلفه قیمت تفکیک قائل شد:
۱. قیمت بنیادی نفت:
تابع توازن عرضه و تقاضا، موجودیها، ظرفیت مازاد تولید و وضعیت پالایشگاههاست.
۲. حقبیمه ژئوپلیتیکی:
پولی است که بازار برای احتمال اختلال در عرضه، حملونقل و زیرساختهای انرژی پرداخت میکند.
در شرایط فعلی، بخش مهمی از افزایش قیمت از مؤلفه دوم ناشی میشود.
بنابراین، اگر در روزهای آینده نشانهای معتبر از کاهش تنش، بازگشایی پایدار مسیرهای کشتیرانی یا افزایش محسوس عرضه جایگزین ظاهر شود، بخشی از این رشد میتواند سریعاً تخلیه شود. برعکس، اگر بسته تحریمی آمریکا فراتر از انتظار بازار باشد، احتمال تثبیت قیمت در سطوح بالاتر افزایش مییابد.
نکته مهمتر: «تحریم» در برابر «عرضه فیزیکی»
یکی از نکات کلیدی اظهارات بسنت این است که واشنگتن تلاش دارد فشار اقتصادی را جایگزین تشدید عملیات نظامی کند. خود بسنت نیز گفته است که اگر حداکثر فشار اقتصادی اعمال شود، احتمال آغاز یک عملیات نظامی بزرگتر کاهش مییابد.
اما از دید بازار نفت، این دو سیاست الزاماً اثر یکسان ندارند.
تحریم، عمدتاً بر جریان تجاری و مالی اثر میگذارد؛ در حالی که جنگ یا اختلال در تردد دریایی مستقیماً بر عرضه فیزیکی اثر میگذارد.
به همین دلیل، ممکن است یک سیاست اقتصادی بسیار سختگیرانه از نظر سیاسی برای کاهش درآمد نفتی ایران طراحی شود، اما در کوتاهمدت خود موجب افزایش قیمت جهانی نفت شود؛ زیرا بازار ابتدا احتمال کاهش عرضه را قیمتگذاری میکند.
چین؛ متغیر تعیینکننده
مهمترین بخش این تحول، تلاش واشنگتن برای جلب همکاری چین است.
طبق دادههای کپلر، چین در سال ۲۰۲۵ بیش از ۸۰ درصد نفت صادراتی ایران را خریداری کرده است. بنابراین، موفقیت واقعی تحریمهای جدید تا حد زیادی به توانایی آمریکا برای محدود کردن این کانال بستگی دارد.
اما اینجا یک تناقض استراتژیک وجود دارد:
آمریکا برای کاهش فشار بازار نفت به همکاری چین نیاز دارد، در حالی که فشار بیش از حد بر چین میتواند یک تنش انرژی – تجاری جدید میان واشنگتن و پکن ایجاد کند.
چین نیز اعلام کرده که تحریمها راهحل بحران نیستند. بنابراین، تبدیل تحریمهای جدید به یک ائتلاف بینالمللی واقعی، بسیار دشوارتر از اعلام یک بسته تحریمی است.
تحلیل استراتژیک
بازار اکنون با یک معادله چندلایه مواجه است:
بحران هرمز + محدودیت عرضه خاورمیانه + فشار بر نفت ایران + حمله به پالایشگاههای روسیه + احتمال تشدید تحریمها
این ترکیب از یک جهت مهمتر از افزایش صرف قیمت نفت است؛ زیرا ریسک در دو نقطه متفاوت زنجیره انرژی ایجاد شده است:
بالادست: نفت خام و مسیرهای صادراتی خاورمیانه
پاییندست: ظرفیت پالایش و عرضه فرآوردههای نفتی روسیه
این موضوع میتواند باعث شود فشار بازار فرآوردهها، بهویژه دیزل، بنزین و سوخت جت، حتی سریعتر از نفت خام افزایش پیدا کند.
از این منظر، رشد برنت به ۹۳ دلار الزاماً سقف ریسک فعلی نیست؛ زیرا بازار ممکن است در مرحله بعد، کمبود فرآورده را با شدت بیشتری قیمتگذاری کند.
همچنین بخوانید: بررسی برنامههای فنی و تولیدی پتروشیمی بوشهر با حضور مدیرعامل گروه شستان
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما