گذار سبز اروپا؛ رهایی از روسیه یا وابستگی‌های ژئوپلیتیکی جدید؟

تاریخ انتشار: 25 بهمن 1404

اروپا پس از سال‌ها وابستگی عمیق به انرژی روسیه، اکنون در مسیر حذف کامل واردات نفت و گاز روسیه قرار گرفته است؛ تصمیمی که ممنوعیت نهایی آن از سال آینده اجرایی می‌شود.

اما این گذار سریع، اگرچه در ظاهر به معنای افزایش استقلال انرژی است، در عمل اروپا را با شکل جدیدی از ریسک‌های ژئوپلیتیکی مواجه کرده است.
وابستگی جدید اروپا عمدتاً از دو مسیر شکل گرفته:

۱. آمریکا به‌عنوان تأمین‌کننده اصلی LNG و بازیگر مسلط در بازار انرژی.
۲. چین به‌عنوان انحصارگر فناوری‌های کلیدی انرژی‌های تجدیدپذیر.

همزمان، توسعه شتاب‌زده انرژی‌های پاک فشار قابل‌توجهی بر شبکه برق اروپا وارد کرده و موجب نوسانات شدید قیمت برق شده است. در پاسخ، رهبران اروپایی بر توسعه مزارع عظیم بادی فراساحلی در دریای شمال و ایجاد شبکه برق چندملیتی تأکید کرده‌اند تا وابستگی‌های خارجی کاهش یابد.

شورای روابط خارجی آلمان هشدار داده که انرژی و فناوری بار دیگر به ابزار اعمال قدرت ژئوپلیتیکی تبدیل شده‌اند و اروپا نباید صرفاً وابستگی روسیه را با وابستگی به آمریکا یا چین جایگزین کند.

تحلیل فنی

از منظر فنی، گذار انرژی اروپا با چند چالش ساختاری روبه‌رو است:
۱. ناپایداری شبکه برق:
توسعه سریع منابع بادی و خورشیدی بدون تقویت همزمان شبکه انتقال و ذخیره‌سازی انرژی، منجر به‌عدم تعادل عرضه و تقاضا شده و ریسک خاموشی‌های مقطعی را افزایش داده است.
۲. وابستگی فناورانه:
بخش عمده زنجیره تأمین پنل‌های خورشیدی، باتری‌ها و تجهیزات کلیدی توربین‌های بادی در اختیار چین است؛ موضوعی که استقلال فنی اروپا را محدود می‌کند.
۳. ریسک لجستیکی LNG:
اتکای گسترده به LNG آمریکا اروپا را در برابر اختلالات حمل‌ونقل دریایی، محدودیت‌های ظرفیت پایانه‌ها و حتی تصمیمات سیاسی واشنگتن آسیب‌پذیر کرده است.
۴. کمبود ذخیره‌سازی انرژی:
نبود ظرفیت کافی باتری‌های صنعتی و هیدروژن سبز باعث شده انرژی تجدیدپذیر نتواند جایگزین پایدار گاز طبیعی در نقش تنظیم‌کننده شبکه شود.

تحلیل استراتژیک

در سطح استراتژیک، اروپا وارد مرحله‌ای شده که می‌توان آن را «جابجایی وابستگی» نامید:
• از وابستگی تک‌قطبی به وابستگی چندقطبی:
پیش‌تر تمرکز اصلی روی روسیه بود؛ اکنون وابستگی میان آمریکا (انرژی فسیلی) و چین (فناوری سبز) تقسیم شده است.
• انرژی به‌عنوان ابزار قدرت:
همان‌گونه که روسیه در گذشته از گاز برای اعمال فشار سیاسی استفاده می‌کرد، اکنون آمریکا نیز می‌تواند از LNG و چین از فناوری پاک به‌عنوان اهرم نفوذ بهره ببرد.
• دریای شمال به‌عنوان ستون فقرات جدید:
پروژه شبکه بادی فراساحلی چندملیتی، در صورت موفقیت، می‌تواند اروپا را به نخستین بلوک بزرگ با زیرساخت برق فراملی واقعی تبدیل کند؛ مشابه یک «ناتوی انرژی».
• گذار از گاز به برق:
استراتژی اعلام‌شده اتحادیه اروپا حذف تدریجی گاز و حرکت به سمت اقتصاد تمام‌برقی است؛ مسیری که نیازمند سرمایه‌گذاری سنگین و زمان طولانی است.

تحلیل اجرایی

برای سیاست‌گذاران اروپایی، پیام عملی این تحولات روشن است:
۱. تنوع واقعی به‌جای جایگزینی ساده:
حذف وابستگی روسیه نباید صرفاً به انتقال آن به آمریکا یا چین منجر شود.
۲. اولویت با زیرساخت داخلی:
توسعه شبکه‌های برق، ذخیره‌سازی انرژی و تولید فناوری بومی مهم‌تر از افزایش ظرفیت واردات است.
۳. همگرایی منطقه‌ای:
پروژه‌های مشترک مانند شبکه دریای شمال تنها مسیر قابل اتکا برای ایجاد استقلال پایدار انرژی هستند.
۴. کاهش ریسک سیاسی انرژی:
انرژی دیگر صرفاً مسئله اقتصادی نیست؛ بخشی از امنیت ملی و قدرت ژئوپلیتیکی محسوب می‌شود.

تحلیل سیاسی

تحولات اخیر نشان می‌دهد اروپا از یک بازیگر منفعل انرژی به یک بازیگر محتاط ژئوپلیتیکی در حال تبدیل است. فشارهای آمریکا برای حفظ سلطه انرژی و نفوذ فناوری چین، باعث شده اتحادیه اروپا مفهوم «حاکمیت انرژی» را به‌عنوان یک اصل سیاسی بازتعریف کند.

در این چارچوب، گذار سبز اروپا دیگر فقط پروژه‌ای زیست‌محیطی نیست، بلکه بخشی از رقابت قدرت‌های بزرگ و تلاش برای حفظ استقلال راهبردی در نظم جدید جهانی است.

همچنین در ادامه بخوانید؛ اروپا شریان‌های حمل نفت روسیه را هدف گرفت؛ تحریم خدمات دریایی به‌جای سقف قیمت

Rate this post
منبع: سایت اویل پرایس
لینک کپی شد!
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.