تناقض رسانهای در پرونده محمد شریعتمداری | از انتقاد تا حمایت از مدیرعامل هلدینگ خلیج فارس
همزمان با تشدید گمانهزنیها درباره آینده مدیریتی هلدینگ خلیج فارس، مواضع متناقض رسانهای و سیاسی پیرامون محمد شریعتمداری، پرسشهای تازهای درباره معیارهای تحلیل و قضاوت ایجاد کرده است.
ماجرا دیگر فقط شریعتمداری نیست
در روزهای اخیر، بحث درباره آینده مدیریتی هلدینگ خلیج فارس وارد مرحلهای تازه شده است. اما آنچه بیش از هر چیز جلب توجه میکند، نه صرفاً ماندن یا رفتن محمد شریعتمداری، بلکه تناقض آشکار در روایتهایی است که پیرامون او شکل گرفته است.
در شرایطی که گفته میشود وزیر نفت بر تغییر مدیرعامل هلدینگ خلیج فارس اصرار دارد، بخشی از فضای رسانهای که پیشتر منتقد جدی مدیریت شریعتمداری بود، اکنون در موضع حمایت از وی ظاهر شده است؛ تغییری که بدون ارائه توضیح روشن، پرسشهای متعددی را ایجاد کرده است.
رجانیوز و تغییر جهت معنادار
کمتر از چند روز پیش، رسانههای نزدیک به جبهه پایداری با انتشار مطالبی از محمد شریعتمداری حمایت کرده و نسبت به تلاش برای تغییر مدیریت هلدینگ خلیج فارس انتقاد کردند.
این در حالی است که همین طیف سیاسی و رسانهای در ماههای گذشته بارها نسبت به برخی انتصابات، عملکرد مدیریتی و سیاستهای اجرایی مرتبط با هلدینگ خلیج فارس انتقادهای تندی مطرح کرده بودند و حتی وزیر نفت را بابت نحوه مدیریت این مجموعه تحت فشار قرار داده بودند.
این تغییر موضع ناگهانی، بدون ارائه استدلالهای جدید یا انتشار اطلاعات تازه، باعث شده تحلیلگران با این سؤال مواجه شوند که چه متغیری در معادله تغییر کرده است؟
بازنشر چارسوق؛ حلقه جدید تناقض
موضوع زمانی پیچیدهتر شد که روزنامه چارسوق با انتشار یادداشتی تحت عنوان «چه کسانی از رفتن شریعتمداری نگران و ناراحت میشوند؟» وارد این مناقشه شد.
نکته قابل توجه آن بود که تصویر صفحه نخست این روزنامه توسط سکوهای ارتباطی نزدیک به رجانیوز بازنشر شد؛ اقدامی که از نگاه بسیاری از ناظران، نوعی همسویی ضمنی با محتوای منتشرشده تلقی شد.
اما همین همسویی ظاهری، با برخی مواضع دیگر در همان طیف سیاسی در تضاد قرار دارد.
تناقضی به نام استناد به بازنشستگی
در سوی دیگر ماجرا، یکی از نمایندگان منتسب به همین جریان سیاسی، به موضوع بازنشستگی محمد شریعتمداری اشاره کرده و ادامه حضور وی در رأس هلدینگ خلیج فارس را از منظر قانونی محل سؤال دانسته است.
اینجاست که مهمترین تناقض شکل میگیرد.
اگر ادامه حضور شریعتمداری به دلیل محدودیتهای قانونی با مانع مواجه است، حمایت رسانهای از ابقای وی بر چه مبنایی صورت میگیرد؟
و اگر عملکرد او تا این اندازه مثبت ارزیابی میشود که باید در برابر برکناریاش ایستاد، چرا همزمان استدلالهای حقوقی برای پایان مأموریت او مطرح میشود؟
مسئله اصلی؛ فقدان روایت منسجم
در چنین شرایطی شاید پرسش اصلی این نباشد که شریعتمداری باید بماند یا برود.
پرسش مهمتر این است که معیار تحلیل چیست؟
آیا عملکرد مدیریتی مبنای قضاوت است؟
آیا ملاحظات قانونی تعیینکننده هستند؟
آیا موفقیتها و ناکامیهای هلدینگ ملاک ارزیابیاند؟
یا اینکه مواضع رسانهای تابع تحولات سیاسی و آرایشهای مقطعی قدرت هستند؟
مشکل اصلی زمانی شکل میگیرد که پاسخ به این پرسشها در فاصله چند روز تغییر کند، بدون آنکه توضیحی برای افکار عمومی ارائه شود.
رسانهها حق تغییر موضع دارند؛ اما نه بدون توضیح
هیچ رسانهای محکوم به ثابت ماندن در یک تحلیل نیست. رسانهها میتوانند با ظهور اطلاعات جدید، کشف واقعیتهای تازه یا تغییر شرایط، مواضع خود را اصلاح کنند.
اما شرط اصلی اعتبار رسانه، شفافیت در بیان دلایل این تغییر است.
مخاطب حق دارد بداند چه اتفاقی رخ داده که رسانهای از منتقد به حامی تبدیل شده یا بالعکس. اگر این توضیح ارائه نشود، آنچه باقی میماند نه «تحلیل»، بلکه برداشت از رفتارهای متناقض و غیرقابل پیشبینی خواهد بود.
آزمون اعتبار رسانهای
پرونده شریعتمداری امروز بیش از آنکه آزمونی برای مدیرعامل هلدینگ خلیج فارس باشد، به آزمونی برای رسانهها و جریانهای سیاسی تبدیل شده است.
افکار عمومی بیش از آنکه درباره سرنوشت یک مدیر پرسش داشته باشد، به دنبال پاسخ این سؤال است که آیا مواضع رسانهای بر پایه اصول ثابت شکل میگیرند یا تحت تأثیر ملاحظات و معادلات روز تغییر میکنند؟
تا زمانی که پاسخی روشن به این سؤال داده نشود، تناقضهای موجود بیش از هر چیز به اعتبار روایتها آسیب خواهد زد.
در همین مورد بخوانید؛ عباسزاده درباره مدیرعاملی «هلدینگ خلیج فارس» سکوت را شکست / آخرین خبرها از تغییر مدیریت
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما