تغییر تمرکز اسرائیل از تهدید هسته‌ای ایران به تهدید موشکی

تاریخ انتشار: 9 دی 1404

اسرائیل پس از درگیری ۱۲روزه ماه ژوئن و حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای ایران، ارزیابی خود از «تهدید اصلی ایران» را تغییر داده و اکنون برنامه موشک‌های بالستیک ایران را خطر فوری‌تر و وجودی‌تر می‌داند.

بنیامین نتانیاهو در آستانه دیدار با دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، تلاش دارد واشنگتن را متقاعد کند که موشک‌های بالستیک ایران به‌عنوان «سلاح‌های کشتارجمعی» تلقی شده و زیرساخت‌های تولید موشک ایران هدف حملات پیشگیرانه قرار گیرد.

در مقابل، ایران تأکید می‌کند که برنامه موشکی آن کاملاً دفاعی و غیرقابل مذاکره است. تحلیلگران نیز هشدار می‌دهند حتی در صورت توافق، نظارت و اجرای محدودیت‌های موشکی عملاً بسیار دشوار خواهد بود.

 

تحلیل فنی

تجربه جنگ ژوئن نشان داد که حتی با نرخ موفقیت بالای سامانه‌های پدافندی اسرائیل، تعداد بالای موشک‌ها می‌تواند منجر به عبور بخشی از آن‌ها از دفاع چندلایه شود.
تمرکز اسرائیل بر خطوط تولید موشک نشان‌دهنده نگرانی از «انباشت صنعتی» موشک، نه صرفاً موجودی عملیاتی فعلی است.
از منظر فنی، تولید موشک ماهیت پراکنده، ماژولار و قابل بازسازی سریع دارد.
هم‌زمان، اشاره تحلیلگران به امکان ساخت کلاهک هسته‌ای در محیط‌های محدود آزمایشگاهی، نشان می‌دهد تهدید هسته‌ای از نظر فنی به‌طور کامل منتفی تلقی نمی‌شود، بلکه موقتاً مهار شده است.

 

تحلیل نظامی

تغییر اولویت اسرائیل از هسته‌ای به موشکی، بیانگر گذار از بازدارندگی راهبردی بلندمدت به تهدید عملیاتی کوتاه‌مدت است.
موشک‌ها ابزار اصلی ایران برای جنگ غیرمستقیم (Proxy Warfare) از طریق بازیگران نیابتی مانند حزب‌الله و حوثی‌ها محسوب می‌شوند.
حمله به زیرساخت‌های موشکی می‌تواند ایران را به تغییر دکترین نظامی یا انتقال تمرکز به حوزه‌های دیگر (پهپاد، جنگ سایبری، یا تسلیحات نامتقارن) سوق دهد.
از نگاه اسرائیل، موشک‌ها امکان «بازدارندگی بدون عبور از آستانه هسته‌ای» را برای ایران فراهم می‌کنند؛ بنابراین خنثی‌سازی آن‌ها اولویت یافته است.

 

تحلیل استراتژیک

اختلاف برداشت میان آمریکا و اسرائیل مشهود است:
آمریکا تهدید هسته‌ای را «تضعیف‌شده» می‌داند.
اسرائیل تهدید موشکی را «فوری و وجودی» تلقی می‌کند.
تلاش اسرائیل برای تعریف موشک به‌عنوان سلاح کشتارجمعی، تلاشی است برای تغییر چارچوب حقوقی و سیاسی مداخله نظامی.
در سطح کلان، هدف می‌تواند افزایش فشار برای اخذ امتیازات فراتر از پرونده هسته‌ای باشد؛ از جمله محدودسازی برد موشک‌ها و کاهش انتقال تسلیحات به نیروهای هم‌پیمان منطقه‌ای.
نبود رژیم بین‌المللی نظارتی مشابه NPT برای موشک‌ها، این حوزه را به میدان تنش دائمی و غیرقابل حل سریع تبدیل می‌کند.

تحلیل اجرایی (Executive Insight)

اسرائیل در حال بازتعریف تهدید ایران به‌گونه‌ای است که گزینه اقدام نظامی مستمر مشروعیت بیشتری پیدا کند.
تمرکز بر موشک‌ها به اسرائیل اجازه می‌دهد بدون ورود مستقیم به مناقشه هسته‌ای، فشار نظامی و سیاسی را حفظ کند.
در صورت پذیرش این چارچوب توسط آمریکا، احتمال حملات هدفمند به صنایع دفاعی بیش از تأسیسات هسته‌ای افزایش می‌یابد.
این روند می‌تواند به تداوم یک وضعیت «درگیری کنترل‌شده اما مزمن» در منطقه منجر شود.

 

تحلیل سیاسی

گفتمان رسانه‌ای در ایران دوگانه است:
رسانه‌های نزدیک به نهادهای نظامی، تغییر تمرکز اسرائیل را نشانه ترس و بازدارندگی موفق معرفی می‌کنند.
برخی رسانه‌های دیگر نسبت به خطر بزرگ‌نمایی تهدید به‌عنوان مقدمه حمله هشدار می‌دهند.
در سطح بین‌المللی، این روایت‌سازی می‌تواند حمایت سیاسی از اسرائیل را در شرایطی که پرونده هسته‌ای به بن‌بست رسیده، احیا کند.

همچنین در ادامه بخوانید؛اسرائیل به دنبال توافق ۲۰ساله کمک نظامی با آمریکا با تغییرات منطبق بر سیاست «اول آمریکا»

Rate this post
منبع: اویل پرایس
لینک کپی شد!
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.