به گزارش پتروشیمی‌ها |بتانکورت که پیش‌تر در آمریکا، اسپانیا و سوئیس در ارتباط با پرونده‌های مرتبط با پول‌شویی و وجوه اختلاس‌شده از شرکت نفت دولتی ونزوئلا، «پی‌دی‌وی‌اس‌ای»، تحت تحقیق بوده، اکنون به یکی از شرکای اصلی واشنگتن در توافق جدید نفتی با ونزوئلا تبدیل شده است. رویترز تأکید می‌کند که او تاکنون در هیچ‌یک از این پرونده‌ها محکوم یا متهم رسمی نشده است.

بر اساس توافق جدید، آمریکا به حدود یک‌پنجم ذخایر نفت خام ونزوئلا برای چند دهه دسترسی پیدا می‌کند. شرکت «نورث امریکن بلو انرژی پارتنرز» به ریاست بتانکورت، یعنی «نِی‌بِپ»، در مرکز این ساختار قرار دارد و دفتر سرمایه‌گذاری راهبردی وزارت دفاع آمریکا، موسوم به «اُفیس آو استراتژیک کپیتال»، قرار است ۳۵ درصد از سهام این شرکت را در اختیار بگیرد.

همچنین وزارت خارجه آمریکا حق خرید ۲۰ درصد نفت تولیدی نِی‌بِپ با قیمت تمام‌شده و دسترسی ترجیحی به بخش عمده باقی‌مانده تولید را خواهد داشت.

موضوع مهم دیگر نقش بتانکورت در ماه‌های منتهی به برکناری نیکلاس مادورو است. بنا بر گزارش رویترز، او اطلاعاتی در اختیار مقامات آمریکایی قرار داده که در اجرای محاصره دریایی نفتکش‌های تحریم‌شده ونزوئلا مؤثر بوده و همچنین در مذاکرات میان واشنگتن و مقامات ونزوئلا نقش واسطه داشته است. پس از تغییر دولت نیز این نقش ادامه یافته و او در مذاکرات نفتی و اقتصادی میان دو طرف فعال بوده است.

رویترز همچنین گزارش می‌دهد که بتانکورت در گذشته از طریق شرکت «درویک» حدود ۲ میلیارد دلار قرارداد دولتی برای ساخت نیروگاه در ونزوئلا دریافت کرده بود؛ بخشی از این قراردادها بدون رقابت مناقصه‌ای انجام شده بود. بتانکورت و شرکتش اتهامات مربوط به تخلف را رد کرده‌اند.

از سوی دیگر، تحقیقات قضایی کاملاً از بین نرفته‌اند. تحقیقات فدرال آمریکا در فلوریدا در سال جاری متوقف یا تعلیق شده، اما دادستانی زوریخ اعلام کرده که پرونده مربوط به بتانکورت در سوئیس همچنان ادامه دارد. رویترز همچنین گزارش داده که اسپانیا نیز در سال گذشته تحقیقات جدیدی درباره او آغاز کرده است.

تحلیل فنی و نفتی

اهمیت واقعی توافق، صرفاً مالکیت یا بهره‌برداری از چند میدان نیست؛ بلکه ایجاد یک زنجیره کنترل‌شده از ذخیره تا تولید، فروش و جریان مالی نفت ونزوئلا است.

توافق مربوط به ۱۷ میدان نفتی با مجموع حدود ۶۴ میلیارد بشکه ذخایر اثبات‌شده است. طبق گزارش قبلی رویترز، ساختار مورد مذاکره می‌تواند تولید این مجموعه را در نهایت به حدود ۱.۵ میلیون بشکه در روز برساند؛ هرچند تحقق این ظرفیت به سرمایه‌گذاری، بازسازی زیرساخت‌ها و چارچوب حقوقی و عملیاتی بستگی دارد.

از نظر فنی، مسئله اصلی ونزوئلا کمبود ذخیره نیست، بلکه تبدیل ذخایر عظیم سنگین و فوق‌سنگین به تولید پایدار و قابل صادرات است. فرسودگی چاه‌ها، زیرساخت‌های تولید و انتقال، تأسیسات فرآورش و محدودیت‌های مربوط به نفت سنگین، همگی به سرمایه و فناوری قابل توجه نیاز دارند.

به همین دلیل، انتخاب شرکتی که از قبل در ونزوئلا تولید نفت داشته، برای واشنگتن مزیت عملیاتی دارد. نِی‌بِپ برخلاف یک سرمایه‌گذار کاملاً جدید، سابقه فعالیت و تولید در میادین ونزوئلا دارد.

از منظر ساختار قراردادی نیز توافق هنوز کاملاً ساده و شفاف نیست. قوانین نفت ونزوئلا دو قالب اصلی، یعنی مشارکت با شرکت دولتی پی‌دی‌وی‌اس‌ای و قراردادهای مشارکت در تولید را پیش‌بینی می‌کنند و هنوز مشخص نیست ساختار نهایی نِی‌بِپ دقیقاً بر کدام مدل استوار خواهد شد.

تحلیل استراتژیک

نکته راهبردی این توافق، انتقال بخشی از کنترل زنجیره نفت ونزوئلا از یک رابطه صرفاً تجاری به یک دارایی ژئوپلیتیکی آمریکا است.

ورود مستقیم وزارت دفاع آمریکا از طریق سهم ۳۵ درصدی، حتی اگر سهمی غیرفعال باشد، نشان می‌دهد نفت ونزوئلا دیگر فقط موضوع انرژی و تجارت نیست؛ بلکه با امنیت انرژی، سیاست خارجی و امنیت ملی آمریکا پیوند خورده است.

ساختار «وارانت با قیمت بسیار پایین» یا «پِنی وارانت» نیز به آمریکا امکان می‌دهد بدون پرداخت سرمایه اولیه قابل توجه، در مالکیت شرکت مشارکت کند. در صورت افزایش ارزش شرکت و تولید، ارزش این سهم می‌تواند به شکل قابل توجهی افزایش یابد.

از طرف دیگر، حق خرید نفت تولیدی توسط آمریکا باعث می‌شود بخشی از تولید آینده ونزوئلا از ابتدا به بازار آمریکا متصل شود. این موضوع برای واشنگتن اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا نفت ونزوئلا عمدتاً سنگین است و از نظر پالایشی با برخی پالایشگاه‌های ساحل خلیج مکزیک آمریکا سازگاری مناسبی دارد.

بنابراین این توافق را می‌توان بخشی از یک بازآرایی زنجیره تأمین نفت در نیمکره غربی دانست.

در این چارچوب، حضور قبلی چین و روسیه در بخشی از صنعت نفت ونزوئلا نیز اهمیت پیدا می‌کند. ساختار جدید می‌تواند به تدریج وزن آن‌ها را در بخش‌هایی از صنعت انرژی ونزوئلا کاهش داده و نفوذ انرژی آمریکا را افزایش دهد. رویترز پیش‌تر گزارش داده بود که برخی از میادین مورد توافق قبلاً تحت مشارکت شرکت‌های چینی و روسی قرار داشتند.

تحلیل اگزکیوتیو

مهم‌ترین پیام این خبر این نیست که یک فرد دارای سابقه تحقیق قضایی، دوباره وارد تجارت نفت شده است؛ پیام اصلی این است که در سیاست انرژی مبتنی بر منافع راهبردی، ارزش یک واسطه مؤثر و دارای دسترسی عملیاتی می‌تواند بر ریسک‌های سابقه او غلبه کند.

بتانکورت اکنون سه مزیت هم‌زمان دارد:

۱. شناخت عملیاتی از صنعت نفت ونزوئلا
۲. ارتباط مستقیم با ساختار سیاسی و اقتصادی ونزوئلا
۳. دسترسی و اعتماد ایجادشده در ساختار تصمیم‌گیری آمریکا

همین ترکیب او را به یک واسطه راهبردی میان واشنگتن و کاراکاس تبدیل کرده است.

اما این ساختار یک ریسک جدی نیز دارد: ریسک تمرکز بیش از حد منافع نفتی در یک شرکت و یک فرد.

اگر تحقیقات قضایی در آمریکا، سوئیس یا اسپانیا دوباره فعال شود، یا اگر دولت آینده آمریکا یا ونزوئلا رویکرد متفاوتی اتخاذ کند، اعتبار و پایداری ساختار فعلی می‌تواند تحت فشار قرار گیرد.

تحلیل سیاسی و ژئوپلیتیکی

این پرونده نمونه روشنی از تغییر اولویت‌های سیاست خارجی آمریکا است: انرژی، امنیت ملی و دیپلماسی در حال ادغام بیشتر با یکدیگرند.

واشنگتن در این مدل صرفاً نمی‌خواهد نفت ونزوئلا را خریداری کند؛ بلکه می‌خواهد در ساختار مالکیت، سرمایه‌گذاری، تولید، صادرات و جریان مالی آن نیز جایگاه داشته باشد.

از همین منظر، حضور وزارت دفاع در یک سرمایه‌گذاری نفتی بسیار معنادار است. این موضوع نشان می‌دهد نفت ونزوئلا در محاسبات جدید آمریکا، صرفاً یک کالای تجاری نیست؛ بلکه بخشی از معماری بلندمدت قدرت و امنیت انرژی آمریکا در نیمکره غربی محسوب می‌شود.

با این حال، ضعف اصلی توافق همچنان شفافیت حقوقی و نهادی است. رویترز گزارش داده که متن کامل توافق منتشر نشده و کارشناسان حقوقی درباره طول مدت قرارداد، نبود فرآیند رقابتی برای انتخاب شریک و الزامات تصویب آن در نهادهای مختلف ونزوئلا و آمریکا پرسش‌هایی مطرح کرده‌اند.

جمع‌بندی

این خبر را باید فراتر از داستان شخصی آلخاندرو بتانکورت دید.

آنچه در حال شکل‌گیری است، یک مدل جدید برای بازگرداندن نفت ونزوئلا به بازار جهانی تحت نظارت و نفوذ مستقیم آمریکا است؛ مدلی که در آن دولت آمریکا، وزارت دفاع، وزارت خارجه، شرکت‌های خصوصی و دولت ونزوئلا در یک ساختار چندلایه قرار گرفته‌اند.

اگر ظرفیت تولید پیش‌بینی‌شده تحقق یابد، ونزوئلا می‌تواند دوباره به یکی از منابع مهم عرضه نفت در بازار جهانی تبدیل شود. اما سرعت تحقق این هدف به سه عامل اصلی بستگی خواهد داشت: سرمایه‌گذاری، بازسازی ظرفیت تولید و پالایش، و حل ریسک‌های حقوقی و سیاسی قراردادها.

در نهایت، مهم‌ترین نکته خبر رویترز این است که واشنگتن ظاهراً ریسک‌های گذشته بتانکورت را در برابر ارزش راهبردی او به‌عنوان یک شریک عملیاتی و واسطه مؤثر در صنعت نفت ونزوئلا قابل مدیریت ارزیابی کرده است.

همچنین بخوانید:پتروشیمی تبریز قهرمان نخستین مرحله لیگ برتر دوچرخه‌سواری کوهستان شد

Rate this post