روزی که NIOC شرکتی شده که غولهای آمریکایی هم به آن حسد میبرند
به وقت یک رویداد خاص تکرارنشدنی، همین ساعتها اما ۵۵ سال قبل، ششم آبان یکهزار و سیصد و چهل و نه خورشیدی. دو کیلومتر آنطرفتر از آستارا، ارس آرامتر از همیشه است.
زیر خیمهپوش سلطنتی، صف اول شاه نشسته و نیکولای پادگورنی صدر هیات رئیسه اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی.
رهبر کمونیستها آمده تا از ایرانِ متحد غرب گاز بخرد. قلب صدها چپ ضد امپریالیسم در جهان شکست!
صد متر آنسوتر، اول خاک شوروی، مشعلی گذاشتهاند که با زدن یک دکمه روشن و صادرات گاز شروع شود.
شاه نیمخیز میشود، بالای سرش منوچهر اقبال ایستاده، مدیرعامل شرکت ملی نفت که کاری کارستان به سرانجام رسانده، به ابرقدرت جهان گاز صادر کرده است، حالا NIOC شرکتی شده که غولهای آمریکایی هم به آن حسد میبرند. آنقدر حواسش متوجه روشن شدن مشعل است که یادش رفته حتی به افتخار این لحظه تاریخی دست بزند. پشت سرش امیراسدا… علم، خانزاده بیرجندی که ولی نعمتش را در این روز تاریخی همراهی کرده، دست راست علم مردی که فقط پیشانیاش در عکس مشخص است مرد پشت پرده این رویداد است، احمد آقای میرفندرسکی. دیپلمات بودن شغل خاندانی اوست.
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما