روسیه همچنان نفت صادر میکند؛ بیتوجه به فشار آمریکا و اتحادیه اروپا
با وجود تشدید فشارهای واشنگتن و بروکسل، جریان صادرات نفت و گاز روسیه همچنان پرقدرت ادامه دارد. در ماه سپتامبر، واردات نفت چین از روسیه نسبت به ماه قبل ۴.۳ درصد افزایش یافته و به ۸.۲۹ میلیون تن رسیده است که معادل ۱۷.۵ درصد کل واردات نفت این کشور است.
هند نیز که بیش از یکسوم نیاز نفت خام خود را از روسیه تأمین میکند، علیرغم تهدیدهای تعرفهای آمریکا، خرید از مسکو را متوقف نکرده است.
در حالی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، هند را برای قطع خرید نفت روسی تحت فشار قرار داده و وعده داده در مرحله بعد به سراغ چین برود، اتحادیه اروپا نیز در حال برنامهریزی برای قطع کامل واردات گاز روسیه تا سال ۲۰۲۷ است؛ تصمیمی که با مخالفت برخی کشورهای عضو مانند مجارستان و اسلواکی روبهرو شده است.
بر اساس دادههای مرکز پژوهش انرژی و هوای پاک (CREA)، اگرچه درآمد روسیه از صادرات انرژی نسبت به سال ۲۰۲۲ تقریباً نصف شده، اما حجم صادرات همچنان بالا باقی مانده و حتی بخشی از گاز مایع روسیه (LNG) به اروپا صادر میشود. در ماه سپتامبر، اتحادیه اروپا بزرگترین خریدار LNG روسیه بوده و پس از آن چین و ژاپن قرار داشتهاند. کارشناسان پیشبینی میکنند در ماههای اکتبر و نوامبر، چین و هند بهدلیل کاهش قیمت جهانی و تخفیفهای بیشتر روسیه، واردات خود را افزایش دهند.
تحلیل فنی
از منظر فنی و بازار انرژی، روسیه با وجود تحریمها موفق شده مسیرهای صادراتی خود را بازتنظیم کند. زیرساختهای لجستیکی جدید از جمله افزایش ظرفیت بندر پریمورسک، مسیرهای ریلی به چین و توسعه صادرات دریایی از بنادر شرق دور، موجب پایداری عرضه روسیه شده است.
از سوی دیگر، تخفیفهای ۱۰ تا ۱۵ دلاری هر بشکه نسبت به نفت برنت باعث شده تا پالایشگاههای آسیایی، بهویژه در چین و هند، تمایل بیشتری به خرید نفت روسی داشته باشند. در حوزه گاز نیز، جایگزینی خطوط انتقال با صادرات LNG و افزایش قراردادهای سوآپ با کشورهای ثالث (نظیر ترکیه و قزاقستان) موقعیت روسیه را تثبیت کرده است.
تحلیل استراتژیک
در سطح کلان ژئوپلیتیک، استمرار صادرات انرژی روسیه به چین و هند نشانگر شکلگیری یک محور انرژی آسیایی در برابر فشار غرب است. چین با این اقدام، پیام روشنی به واشنگتن میدهد که «امنیت انرژی» را بالاتر از «انضباط تحریمی» میداند. هند نیز با بازی دوگانه میان آمریکا و روسیه، تلاش دارد ضمن بهرهمندی از تخفیفها، از روابط خود با غرب در حوزه فناوری و تجارت محافظت کند.
برای اتحادیه اروپا، این وضعیت نوعی تناقض است: از یکسو تمایل به قطع وابستگی به انرژی روسیه، و از سوی دیگر، نیاز به گاز ارزان برای حفظ رقابتپذیری صنایع. مخالفت کشورهای عضو شرق اروپا با طرح قطع واردات تا ۲۰۲۷ نشان میدهد که انسجام انرژی اتحادیه در معرض شکاف جدی قرار دارد.
از دید مسکو، استمرار فروش انرژی با قیمت کمتر اما حجم بالا، نه تنها مانع از فروپاشی درآمدهای ارزی میشود، بلکه موجب حفظ نفوذ سیاسی روسیه در بازارهای آسیا و حتی اروپا میگردد.
تحلیل اجرایی (Executive Insight)
۱. برای تصمیمگیران انرژی: مسیرهای جایگزین روسیه و تمرکز بر بازار شرق آسیا به معنای جابجایی پایدار محور انرژی جهانی از غرب به شرق است.
۲. برای شرکتهای نفتی بینالمللی: روند فعلی بیانگر تداوم بازار خاکستری و فرصتهای سرمایهگذاری در لجستیک، بیمه و حملونقل نفت روسی از مسیرهای غیرغربی است.
۳. برای نهادهای سیاستگذار: تحریمهای ثانویه آمریکا ممکن است در کوتاهمدت موجب افزایش هزینه مبادلات شود، اما در بلندمدت به ایجاد بلوک اقتصادی مستقل از دلار (روبل-یوان-روپیه) خواهد انجامید.
۴. برای اروپا: حفظ جریان LNG روسیه تا زمان جایگزینی کامل منابع، ناگزیر است و هرگونه شتابزدگی در قطع واردات میتواند بحران انرژی زمستانی را احیا کند.
تحلیل سیاسی
افزایش واردات چین از روسیه را میتوان اقدامی نمادین پیش از دور تازه گفتوگوهای پکن و واشنگتن دانست؛ حرکتی برای نشان دادن استقلال تصمیمگیری اقتصادی در برابر تهدیدهای ترامپ. هند نیز با فاصله گرفتن از موضع آمریکا، پیام میدهد که سیاست خارجیاش بر مبنای «چندجانبهگرایی عملگرا» است.
بهطور کلی، سیاست فشار حداکثری غرب نتوانسته الگوی تجارت انرژی روسیه را مختل کند، بلکه تنها موجب بازتوزیع آن به سوی شرق شده است—تحولی که ممکن است نظم انرژی جهانی را برای سالهای آینده دگرگون سازد.
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


ارسال نظر شما