هشدار برای شوک قیمتی تابستان
گزارش منتشرشده در رسانه OilPrice.comبه نقل از «فریدون فشارکی»، رئیس افتخاری مؤسسه مشاوره انرژی FGE NexantECA، هشدار میدهد که بازار نفت بیش از حد نسبت به احتمال توافق میان آمریکا و ایران خوشبین شده و معاملهگران عملاً بدترین سناریو را نادیده گرفتهاند.
فشارکی در گفتوگو با شبکه CNBC تأکید کرده است که بازارهای نفت و سهام اکنون در مرحلهای قرار دارند که «هر خبری» درباره احتمال توافق سیاسی، بهعنوان خبر مثبت تعبیر میشود؛ درحالیکه از نگاه او، عملاً تحول بنیادی جدیدی در مسیر صلح یا بازگشایی پایدار تنگه هرمز رخ نداده است.
او معتقد است بازارها بهاشتباه تصور میکنند توافق نزدیک است، اما واقعیت فیزیکی بازار نفت چیز دیگری را نشان میدهد؛ زیرا همچنان حجم بزرگی از نفت خام و فرآوردههای نفتی امکان عبور عادی از تنگه هرمز را ندارند و همین موضوع بهتدریج بازار را وارد مرحله کمبود واقعی عرضه خواهد کرد.
بر اساس این تحلیل، اگر اختلال عبور نفت از تنگه هرمز حدود چهار ماه ادامه پیدا کند، اقتصاد جهانی با شرایطی شبیه «فاجعه» و حتی رکود جهانی مواجه خواهد شد. فشارکی هشدار داده که احتمالاً در ماه ژوئیه بازار به «نقطه ماشه» خواهد رسید؛ مرحلهای که کمبود فیزیکی عرضه ناگهان خود را در قیمتها نشان میدهد و جهش شدید نفت آغاز میشود.
او همچنین تأکید کرده که امیدواری معاملهگران به اینکه دولت ترامپ بتواند بهسرعت بحران را حل کند، نوعی «برداشت اشتباه از بازار» است.
تحلیل فنی
نکته کلیدی این گزارش، تفکیک میان «بازار کاغذی» و «بازار فیزیکی» نفت است.
در بازار کاغذی، معاملهگران عمدتاً بر پایه انتظارات روانی، اخبار سیاسی و معاملات آتی فعالیت میکنند. اما در بازار فیزیکی، مسئله اصلی دسترسی واقعی پالایشگاهها و مصرفکنندگان به نفت خام و فرآوردههاست.
در حال حاضر، بازارهای مالی هنوز فرض میکنند که:
* تنشها موقتی است،
* مسیر صادرات دوباره باز میشود،
* و کمبود عرضه پایدار نخواهد بود.
اما از دید فشارکی، هرچه زمان اختلال طولانیتر شود، ذخایر تجاری جهان کاهش مییابد و ظرفیت مازاد تولیدکنندگان بزرگ نیز تدریجاً مستهلک میشود.
اصطلاح «Trigger Point» یا «نقطه ماشه» در اینجا به لحظهای اشاره دارد که بازار ناگهان متوجه میشود کمبود عرضه دیگر قابل جبران سریع نیست. در چنین شرایطی، قیمتها معمولاً بهصورت تدریجی افزایش پیدا نمیکنند، بلکه وارد فاز جهش ناگهانی میشوند.
از منظر لجستیکی نیز، حتی اگر بخشی از نفت از مسیرهای جایگزین منتقل شود، ظرفیت خطوط لوله عربستان، امارات یا مسیرهای دریای سرخ توان جایگزینی کامل جریان عادی تنگه هرمز را ندارد. به همین دلیل، استمرار اختلال میتواند ابتدا بازار فرآوردههایی مانند گازوئیل، سوخت جت و نفتا را دچار بحران کند و سپس اثر آن به کل زنجیره انرژی منتقل شود.
تحلیل استراتژیک
این گزارش بازتابدهنده نگرانی فزاینده بخشی از تحلیلگران انرژی است که معتقدند بازار جهانی هنوز «ریسک ژئوپلیتیک واقعی» را بهطور کامل در قیمت نفت لحاظ نکرده است.
در بسیاری از بحرانهای گذشته، بازارها تا زمانی که اختلال فیزیکی بهطور ملموس در موجودی انبارها و حملونقل دیده نمیشد، واکنش شدید نشان نمیدادند. اما پس از عبور از نقطه بحرانی، جهش قیمتی بسیار سریع رخ میداد.
تنگه هرمز همچنان حیاتیترین گلوگاه انرژی جهان محسوب میشود. بخش بزرگی از صادرات نفت خام خلیج فارس و همچنین حجم مهمی از تجارت جهانی گاز طبیعی مایعشده یا همان LNG از این مسیر عبور میکند. به همین دلیل، هرگونه اختلال طولانیمدت، فقط مسئله بازار نفت نیست، بلکه امنیت انرژی آسیا، اروپا و حتی رشد اقتصادی جهانی را تحتتأثیر قرار میدهد.
از منظر راهبردی، این بحران همچنین نشان میدهد که اقتصاد جهانی هنوز وابستگی ساختاری خود به مسیرهای دریایی خاورمیانه را کاهش نداده و پروژههای متنوعسازی انرژی، حداقل در کوتاهمدت، نتوانستهاند جایگزین کامل امنیت عرضه سنتی شوند.
تحلیل اجرایی
برای شرکتهای انرژی، پالایشگاهها، خطوط کشتیرانی و معاملهگران کالا، مهمترین پیام این گزارش آن است که:
* ریسک کمبود فیزیکی عرضه را نباید صرفاً با خوشبینی سیاسی نادیده گرفت،
* بازار ممکن است برای مدتی طولانی آرام بهنظر برسد اما ناگهان وارد فاز جهش شود،
* و فاصله میان واقعیت لجستیکی و قیمتهای فعلی میتواند بسیار خطرناک باشد.
در چنین شرایطی، اهمیت مدیریت ریسک، ذخیرهسازی راهبردی، قراردادهای بلندمدت تأمین و تنوعبخشی مسیرهای حملونقل بیش از گذشته برجسته میشود.
همچنین برای بازارهای مالی، تداوم این وضعیت میتواند موجب افزایش همزمان:
* قیمت انرژی،
* هزینه حملونقل دریایی،
* نرخ بیمه کشتیها،
* و فشار تورمی جهانی شود.
اگر بازار در تابستان وارد فاز کمبود واقعی شود، اثر آن فقط محدود به نفت نخواهد ماند و میتواند به بازار سهام، تورم جهانی و سیاستهای پولی بانکهای مرکزی نیز سرایت کند.
تحلیل سیاسی
اظهارات فشارکی نشاندهنده شکاف میان فضای سیاسی و واقعیت عملیاتی بازار انرژی است.
در فضای سیاسی، انتشار اخبار مربوط به مذاکرات، آتشبس یا احتمال توافق، به کاهش تنش روانی بازار کمک میکند. اما در سطح عملیاتی، بازار انرژی نیازمند بازگشت واقعی و پایدار جریان صادرات، امنیت کشتیرانی و کاهش ریسک بیمه و حملونقل است.
به همین دلیل، حتی اگر مذاکرات ادامه داشته باشد، تا زمانی که شرکتهای کشتیرانی، بیمهگران و خریداران آسیایی نسبت به امنیت منطقه اطمینان کامل پیدا نکنند، بخشی از اختلال عرضه عملاً پابرجا خواهد ماند.
این موضوع میتواند موجب شود بازار نفت در ظاهر آرام باشد، اما در لایه زیرین، بهتدریج وارد وضعیت شکنندهای شود که با کوچکترین شوک جدید، واکنش بسیار شدید قیمتی نشان دهد.
همچنین بخوانید:چرا نفت هنوز به ۱۵۰ دلار نرسیده است؟
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما