لغزش قیمت نفت؛ مذاکرات ایران، انسداد مسیرهای روسیه و بحران VLCCها بازار را بههم ریخت.
در هفته جاری قیمت نفت و گاز کاهش یافت و هر دو شاخص WTI و برنت بیش از ۱ درصد افت کردند. بازار جهانی حملونقل نفت با شوکی کمسابقه مواجه شده است؛ بهدلیل تلاش یک سرمایهدار کرهجنوبی برای «انحصار عملی» بخش VLCC (نفتکشهای بسیار بزرگ)، نرخ کرایهها جهش کرده و دسترسی به ظرفیت حمل بهشدت محدود شده است.
در همین حال، مجموعهای از عوامل ژئوپلیتیکی شامل افزایش بیسابقه واردات دریایی چین از نفت روسیه، سیگنالهای متناقض مذاکرات آمریکا و ایران، و اختلال اوکراین در صادرات انرژی روسیه به اروپا، مسیر بازار نفت را نوسانی کرده است. برنت پس از اعلام نوعی تفاهم در گفتوگوهای واشنگتن–تهران به زیر ۶۸ دلار در هر بشکه سقوط کرد، اما همزمان حملات اوکراین به زیرساختهای روسیه چشمانداز عرضه را متشنج نگه داشته است.
تحلیل فنی
از منظر فنی، عامل مسلط این هفته نه سمت تقاضا، بلکه گلوگاه لجستیکی در سمت عرضه بوده است. گروه کشتیرانی Sinokor به رهبری Ga-Hyun Chung بیش از ۱۲۰ فروند VLCC (حدود ۱۰٪ کل ناوگان فعال جهانی با ۱۰۳۲ فروند) را خریداری یا اجاره کرده و عملاً ظرفیت آزاد بازار را قفل کرده است. این اقدام باعث شده:
• قیمت VLCCهای ۱۰ساله طی شش هفته حدود ۲۰ میلیون دلار افزایش یابد و به حدود ۱۰۵ میلیون دلار برسد.
• نرخهای اجاره در مسیرهای اصلی خاورمیانه–آسیا و آتلانتیک بهشدت صعود کند.
• هزینه حمل هر بشکه نفت در برخی مسیرها چند دلار افزایش یابد که مستقیماً بر قیمت تمامشده فیزیکی اثر میگذارد.
از دید بازار انرژی، چنین فشاری در بخش حمل میتواند حتی در شرایط مازاد نسبی عرضه، قیمتهای نقدی را ناپایدار کند و اختلاف میان قیمتهای فوروارد و اسپات را تشدید نماید. بهبیان ساده، نفت هست، اما کشتی نیست.
تحلیل استراتژیک
در سطح استراتژیک، همزمانی سه روند کلیدی قابل توجه است:
۱. تمرکز لجستیکی در دست بازیگران محدود
اگر فرض همکاری غیررسمی Sinokor با امپراتوری MSC متعلق به Gianluigi Aponte درست باشد، بازار جهانی حمل نفت بهسمت یک الیگوپولی خطرناک حرکت میکند که میتواند به ابزار فشار ژئواکونومیک تبدیل شود.
۲. چرخش پایدار جریان نفت روسیه به شرق
واردات دریایی چین از نفت روسیه برای نخستین بار از ۲ میلیون بشکه در روز عبور میکند، در حالیکه خرید هند کاهش یافته است. این الگو نشان میدهد روسیه عملاً بازار اروپایی را با بازار آسیایی جایگزین کرده و شبکه لجستیکی جدیدی ساخته که کمتر به خطوط لوله کلاسیک وابسته است.
۳. تضعیف مسیرهای سنتی اروپا
انسداد خط لوله دروژبا توسط اوکراین و رجوع مجارستان و اسلواکی به مسیر آدریاتیک، نشاندهنده شکنندگی ساختاری امنیت انرژی اروپا و بازگشت تدریجی به حمل دریایی پرهزینهتر است.
تحلیل اجرایی
پیام عملی این تحولات برای بازیگران بازار روشن است:
• ریسک اصلی کوتاهمدت نه کمبود تولید، بلکه کمبود ظرفیت حمل و اختلال ژئوپلیتیکی در مسیرها است.
• شرکتهای نفتی و بازرگانان بزرگ ناچار خواهند بود بخشی از سود عملیاتی خود را صرف هزینههای لجستیک کنند.
• در صورت تداوم این وضعیت، شاهد انتقال قدرت قیمتگذاری از تولیدکننده به مالک ناوگان خواهیم بود؛ پدیدهای که در دهههای اخیر کمسابقه است.
تحلیل سیاسی
مذاکرات همزمان در ژنو میان آمریکا و ایران از یک سو و روسیه و اوکراین از سوی دیگر، فضای دوگانهای به بازار داده است:
• سیگنالهای مثبت دیپلماتیک فشار کاهشی بر قیمت وارد میکند.
• اما اقدامات نظامی و امنیتی (از جمله انسداد خطوط لوله و حملات پهپادی) انتظارات افزایشی ایجاد میکند.
نتیجه این تناقض، بازاری است که در ظاهر نزولی است، اما در عمق خود روی بشکههایی ایستاده که از نظر فیزیکی دسترسی به آنها هر روز دشوارتر میشود. این شکاف میان «قیمت روی کاغذ» و «قیمت تحویل واقعی» مهمترین ریسک سیستماتیک بازار نفت در ماههای پیشرو است.
همچنین در ادامه بخوانید؛ قیمت نفت در انتظار صلح؟
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


ارسال نظر شما