آمادگی غولهای نفتی برای قیمتهای پایینتر و تصمیمهای دشوارتر در سال ۲۰۲۶
بازار جهانی نفت در آستانه ورود به سال ۲۰۲۶ با مازاد عرضه آشکار مواجه است. آژانس بینالمللی انرژی (IEA) برآورد کرده که مازاد عرضه نفت در سال ۲۰۲۶ میتواند به حدود ۳٫۸۴ میلیون بشکه در روز برسد. این وضعیت باعث شده نوسانات قیمتی ناشی از تحولات ژئوپلیتیکی (از کارائیب تا یمن) کوتاهمدت و کمدامنهتر از گذشته باشد.
در عین حال، تحلیلگران معتقدند این مازاد عرضه پایدار نخواهد بود و بازار از اواخر ۲۰۲۶ تا ۲۰۲۷ بهتدریج متعادل میشود. گلدمن ساکس تأکید دارد که ۲۰۲۶ آخرین سال «موج عرضه نفت» است، در حالی که موج عرضه LNG بسیار طولانیتر بوده و صادرات LNG تا سال ۲۰۳۰ بیش از ۵۰٪ افزایش خواهد یافت.
در بخش پاییندستی، برخلاف بازار بالادستی، حاشیه سود پالایشی—بهویژه دیزل و بنزین—قوی باقی میماند. از سوی دیگر، شیل آمریکا حتی با قیمت حدود ۶۰ دلار برای WTI، انعطافپذیری خود را حفظ میکند و تمرکز ادغاموتملیکها به سمت داراییهای گازمحور افزایش مییابد. در چنین فضایی، شرکتهای بزرگ نفتی با توازن راهبردی دشوارتری میان کاهش هزینهها، مدیریت بازخرید سهام و سرمایهگذاریهای بالادستی مواجه خواهند بود.
تحلیل فنی
۱. عدم تعادل عرضه–تقاضا:
• مازاد عرضه نزدیک به ۴ میلیون بشکه در روز نشاندهنده فشار ساختاری بر قیمتهاست.
• تداوم این وضعیت، در نبود اختلالات بزرگ عرضه یا کاهش تولید اوپکپلاس، مستلزم قیمتهای پایینتر برای بازتعادل بازار است.
۲. موجهای عرضه انرژی:
• نفت: موج عرضه رو به پایان در ۲۰۲۶.
• گاز/LNG: موج بلندمدتتر با رشد شدید ظرفیت صادراتی، که پیامدهای قیمتی و ژئوپلیتیکی گستردهتری دارد.
۳. پاییندست قوی:
• نرخ بالای بهرهبرداری پالایشگاهها و کرکاسپردهای بالای دیزل، بهویژه در اروپا و آمریکا.
• توازن تولید بنزین و دیزل به حمایت از حاشیه سود پالایشی منجر میشود.
۴. شیل آمریکا:
• حفظ تولید در قیمتهای حدود ۶۰ دلار با تمرکز بر بهرهوری، کاهش هزینه چرخه عمر و همافزاییهای ناشی از M&A.
• حوضه پرمیان همچنان ستون فقرات عرضه نفت آمریکا باقی میماند و بیش از ۵۰٪ تولید خشکی آمریکا را در ۲۰۲۶ تأمین میکند.
تحلیل استراتژیک
• تغییر تمرکز سرمایه:
شرکتهای بزرگ نفتی بهطور فزاینده سرمایه را از پروژههای تجدیدپذیر به بالادست نفت و گاز و اکتشافات مرزی منتقل میکنند؛ اقدامی با هدف یافتن «کشف فیلگونه» (Elephant Discovery).
• گاز بهعنوان دارایی استراتژیک:
رشد تقاضای LNG، افزایش مصرف برق (بهویژه ناشی از مراکز داده و هوش مصنوعی)، و نقش گاز در امنیت انرژی، داراییهای گازی آمریکا را به کانون ادغاموتملیکها تبدیل میکند.
• ریسک ژئوپلیتیک:
اختلالات احتمالی از سوی روسیه، ونزوئلا و ایران میتواند تعادل شکننده بازار را بر هم بزند، اما ظرفیت مازاد محدود اوپکپلاس دامنه واکنش را کاهش میدهد.
تحلیل اجرایی
• سال ۲۰۲۶ سال مدیریت بقا و بهینهسازی ساختاری برای شرکتهای نفتی است، نه توسعه تهاجمی.
• کاهش بازخرید سهام نخستین اهرم تعدیل مالی خواهد بود، پیش از کاهش جدی سرمایهگذاریها.
• شرکتهایی که بتوانند همزمان هزینههای ساختاری را کاهش دهند، پرتفوی داراییهای گازمحور را تقویت کنند و از حاشیه سود پاییندستی بهره ببرند، در موقعیت بهتری برای جهش قیمتی احتمالی در ۲۰۲۷–۲۰۲۸ قرار خواهند گرفت.
تحلیل سیاسی
• فشارهای تحریمی و سیاستگذاری انرژی، بهویژه در قبال روسیه، ایران و ونزوئلا، نقش «ریسکهای جهشی» را ایفا میکنند، اما در شرایط مازاد عرضه، اثرگذاری آنها محدودتر و کوتاهمدتتر از دورههای بازار تنگ است.
در مجموع، تصویر ۲۰۲۶ تصویری از فراوانی بالادستی، تنگنای انتخابهای راهبردی و قدرت پاییندست است؛ سالی که پایههای رقابت و سودآوری دهه آینده صنعت نفت و گاز در آن بازچینی میشود
همچنین در ادامه بخوانید؛ سال سخت دیگر در پیشِ صنعت نفت؛ بازار ضعیف، اما غولها همچنان مقاوم
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


ارسال نظر شما