جهش بیسابقه تولید نفت چین و بستهشدن تدریجی درهای بالادستی به روی سرمایهگذاران خارجی
چین سال ۲۰۲۵ را با بالاترین سطح تولید نفت خام در تاریخ مدرن خود به پایان میرساند. تولید داخلی از ۳.۸ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۲۰ به حدود ۴.۳ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۲۵ رسیده است؛ رشدی حدود ۱۲ درصدی که حاصل افزایش حفاری، توسعه منابع نامتعارف، و بازآرایی کمسابقه بخش بالادستی است.
از سال ۲۰۲۰ و با اجرای نظام مزایده و مناقصه بهجای تخصیص اداری، بازار اکتشاف و بهرهبرداری به روی شرکتهای خصوصی چینی باز شد. در سال ۲۰۲۵ شش دور اعطای بلوکهای اکتشافی برگزار شد، اما هیچ شرکت خارجی موفق به حضور یا فَرماین نشد؛ علیرغم ابراز تمایل بینالمللی، فضای سیاسی، محدودیتهای مالکیت و کنترل سختگیرانه پکن مانع حضور خارجیها شده است.
رشد تولید در سطح منطقهای نیز قابل توجه بوده است: تیانجین از ۶۳۲ هزار بشکه به ۷۸۵ هزار بشکه رسیده و سینکیانگ به ۶۴۹ هزار بشکه ارتقا یافته است؛ در مقابل، هِیلونگجیانگ به دلیل بلوغ میدانهای قدیمی کاهش جزئی داشته است.
پتروچاینا، سیاناواوسی (CNOOC) و ساینوپک همچنان ستونهای اصلی تولید چین هستند. CNOOC با جهش تولید از ۶۹۰ هزار بشکه به ۹۰۰ هزار بشکه در ۲۰۲۵ برجستهترین رشد را داشته است.
اکتشافات اخیر نیز چشمگیر است: میدان Bozhong ۲۶-۶ CNOOC در ۲۰۲۵ وارد تولید شد و پتروچاینا ذخیره ۱.۱۵ میلیارد بشکه شیلاویل را در منطقه Gulong اعلام کرد.
با وجود این رشد، واردات همچنان ۷۰ تا ۷۵ درصد نیاز چین را پوشش میدهد. طراحی پالایشگاههای چین بر پایه نفتهای وارداتی (بهویژه نفتهای متوسط و سنگین ترش) و افزایش مصرف باعث شده است که واردات بهطور ساختاری پایدار بماند.
چین در آستانه ۲۰۲۶ با پایهای قویتر وارد سال جدید میشود، اما سرعت مصرف ذخایر نسبت به جایگزینی آنها نگرانیهایی درباره پایداری رشد ایجاد کرده است. اگرچه تولید همچنان رو به افزایش است، فاصله میان برداشت و کشف ذخایر جدید میتواند سقف رشد آینده را مشخص کند.
تحلیل فنی
۱. ساختار سبد تولید:
تولید داخلی عمدتاً از منابع بالغ، کمبازده و پرهزینه حاصل میشود؛ بخشی مهم از رشد اخیر از منابع نامتعارف (تایت و شیل) و آبهای کمعمق بوده است.
چین در حال توسعه سریع تکنولوژیهای حفاری عمیق و فراعمیق است؛ رکورد حفاری ۹۰۵۶ متری در جونگار نشاندهنده انتقال فناوری به اعماق دشوارتر است.
۲. جغرافیای تولید:
تمرکز بر حوضههای کلاسیک (اورادوس، تاریم، سینکیانگ، سانگلیائو) همچنان ادامه دارد.
فشار بر جایگزینی منابع Daqing و سایر میدانهای قدیمی منجر به توسعه سریعتر شیلاویل شده است.
۳. پیکربندی پالایشگاهی:
پالایشگاههای چین برای نفتهای وارداتی طراحی شدهاند؛ بنابراین تولید داخلی (اغلب سبکتر و شیرینتر) جایگزین واقعی برای نفت وارداتی محسوب نمیشود.
حتی با افزایش تولید داخلی، اصلاح ساختاری پالایشگاهها نیازمند هزینههای بسیار سنگین خواهد بود و صرفه اقتصادی ندارد.
۴. شتاب اکتشاف:
کشف Bozhong ۲۶-۶ و توسعه سریع آن نشانگر بلوغ سازمانی CNOOC و توانایی اجرای پروژههای بزرگ با سرعت بالا است.
توسعه شیلاویل Gulong میتواند در میانمدت بخش قابل توجهی از رشد را تأمین کند، اما پیک تولید آن محدود و عمر مخزن کوتاهتر از میادین متعارف است.
تحلیل استراتژیک
۱. امنیت انرژی در برابر وابستگی ساختاری:
افزایش تولید داخلی بخشی از راهبرد کلان پکن برای کاهش ریسک ژئوپلیتیکی، خصوصاً در برابر مسیرهای پرریسک واردات مانند تنگه مالاکا است.
با این حال، واردات همچنان ستون حیاتی تأمین انرژی چین باقی میماند و این وابستگی در کوتاهمدت و میانمدت کاهشپذیر نیست.
۲. حذف تدریجی حضور خارجیها:
عدم جذب شرکتهای بینالمللی در مزایدههای ۲۰۲۵ نشان میدهد که پکن مدل توسعه بومی را ترجیح میدهد و دسترسی خارجیها را عملاً محدود کرده است.
این اقدام همسو با راهبرد «حاکمیت انرژی» و کاهش وابستگی به فناوری خارجی است.
۳. رقابت درون حاکمیتی میان SOEها:
CNOOC عملاً وارد حوزههای خشکی شده است تا تمرکز ریسک را توزیع کند.
پتروچاینا با وجود نقش بزرگتر، با چالش کاهش خالص ذخایر مواجه است که میتواند رشد آتی را محدود کند.
ساینوپک حضور قابل توجهی در مسیرهای غرب به شرق انرژی تثبیت کرده است.
۴. جایگاه جهانی:
چین اکنون ششمین تولیدکننده بزرگ جهان است.
افزایش تولید داخلی به افزایش نفوذ ژئوپلیتیک انرژی چین در آسیا کمک میکند اما نمیتواند واردات را جایگزین کند.
تحلیل اگزکیتیو (Executive Insight)
۱. چین مدل توسعه بالادستی خود را بهطور کامل بومی کرده است.
این روند نشاندهنده ترکیب «سیاست صنعتی»، «امنیت انرژی»، و «مدیریت ریسک ژئوپلیتیک» است. عملیات یکپارچه شرکتهای دولتی، که با سرمایهگذاری خصوصی داخلی تکمیل میشود، عملاً چین را از وابستگی به فناوری خارجی تا حد زیادی بینیاز کرده است.
۲. افزایش تولید داخلی تأثیری ساختاری بر واردات ندارد.
پالایشگاههای چین برای نفتهای وارداتی طراحی شدهاند و تغییر این معماری هزینه بسیار سنگینی دارد. بنابراین حتی رشد ۲۰ درصدی تولید داخلی نیز وابستگی وارداتی را کاهش نمیدهد.
۳. تهدید پنهان: کاهش خالص ذخایر پتروچاینا.
شتاب حفاری و رشد تولید بالاتر از سرعت کشف منابع جدید است. این الگو معمولاً نشانه ورود صنعت به فاز پیشینیِ پیک تولید است.
۴. پنجره فرصت برای شرکتهای خارجی عملاً بسته است.
با توجه به چرخش پکن به سمت امنیت انرژی و ملاحظات راهبردی، بازگشت شرکتهای خارجی به بالادست چین در افق قابل پیشبینی غیرمحتمل است.
تحلیل سیاسی
۱. تمرکز قدرت و سیاست صنعتی:
خروج تدریجی شرکتهای خارجی از پروژههای بالادستی بخشی از سیاست کلان «خودکفایی فناورانه و انرژی» است.
این سیاست بهطور مستقیم با تشدید رقابت راهبردی چین با ایالات متحده مرتبط است.
۲. بستهشدن فضای بالادستی برای غرب:
مقاومت چین در برابر سرمایه و فناوری خارجی، بهویژه در بخشهای حساس، نشانه جهتگیری بلندمدت به سمت استقلال راهبردی است.
این روند بخشی از بازتعریف نظم اقتصادی چین در دوران رقابت ژئوپلیتیک شدیدتر است.
همچنین در ادامه بخوانید؛کاهش تقاضای نفت چین تا حداقل نیمه سال ۲۰۲۶
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


ارسال نظر شما