چرا سرمایه‌گذاران انرژی دوباره به نفت و گاز بازمی‌گردند

تاریخ انتشار: 22 مهر 1404

بی‌ثباتی سیاسی و فنی در جهان انرژی، به‌ویژه در ایالات متحده و اروپا، موجب تغییر جهت سرمایه‌گذاران از انرژی‌های تجدیدپذیر به سمت نفت و گاز شده است.

در آمریکا، سیاست‌های متغیر دولت ترامپ در قبال انرژی‌های بادی و خورشیدی، فضای تصمیم‌گیری را برای کل صنعت انرژی مبهم کرده است.

هم‌زمان، در اروپا افزایش سهم انرژی‌های تجدیدپذیر بدون توسعه زیرساخت‌های ذخیره‌سازی و پشتیبان، شبکه برق را با نوسانات خطرناک ولتاژ روبه‌رو کرده است. در اسپانیا و پرتغال خاموشی‌های اخیر مستقیماً با بی‌ثباتی ناشی از تولید خورشیدی مرتبط دانسته می‌شوند.

در آلمان، وابستگی شدید به گاز طبیعی همچنان پابرجاست و شرکت Uniper هشدار داده است که اگر ذخایر گاز این کشور کمتر از ۹۰ درصد ظرفیت شود، هزینه‌ای معادل ۴۰ میلیارد یورو تحمیل خواهد شد. این واقعیت نشان می‌دهد که حتی پیشروترین کشورهای انرژی پاک، بدون منابع فسیلی پایدار قادر به حفظ امنیت انرژی نیستند.

در چین نیز دولت با محدود کردن رشد بی‌رویه صنعت خورشیدی و هم‌زمان افزایش ظرفیت ذخایر نفتی، عملاً مدل «رشد یارانه‌ای» را شکست‌خورده اعلام کرده است. آژانس بین‌المللی انرژی در گزارش Renewables ۲۰۲۵ ضمن پیش‌بینی کاهش ۵۰ درصدی سرمایه‌گذاری در انرژی‌های نو در آمریکا، هشدار داده که کاهش سریع تولید میادین نفت و گاز، نیاز به سرمایه‌گذاری مجدد در این بخش را بیش از پیش ضروری کرده است.

در نتیجه، شرکت‌های بزرگ نفتی (Big Oil) بار دیگر تمرکز خود را از پروژه‌های کم‌کربن به حوزه‌های اصلی نفت و گاز بازگردانده‌اند؛ جایی که بازده اقتصادی واقعی و اطمینان سرمایه‌گذاری بیشتری دارند.

تحلیل فنی

۱. پایداری شبکه و امنیت تأمین برق: افزایش سهم باد و خورشید بدون سامانه‌های ذخیره‌سازی کافی، موجب نوسان ولتاژ، افت فرکانس و خاموشی‌های گسترده در شبکه‌های ملی شده است.

۲. کاهش نرخ بازده سرمایه در انرژی‌های نو: رقابت شدید و سیاست‌های یارانه‌ای، حاشیه سود شرکت‌های خورشیدی و بادی را در چین و اروپا به حداقل رسانده است.

۳. وابستگی ساختاری به گاز طبیعی: گاز همچنان عنصر حیاتی در توازن شبکه و پشتیبانی از انرژی‌های تجدیدپذیر است؛ حذف سریع آن موجب بی‌ثباتی سیستم انرژی می‌شود.

۴. بازار سودآور نفت و گاز: در شرایط کنونی، پروژه‌های اکتشاف و توسعه نفت و گاز با بازدهی و نقدشوندگی بالا، جذاب‌ترین مسیر سرمایه‌گذاری محسوب می‌شوند.

تحلیل استراتژیک

۱. بازگشت به واقع‌گرایی انرژی: دولت‌ها و شرکت‌ها به تدریج از آرمان‌گرایی در سیاست‌های گذار انرژی فاصله گرفته و به راهبرد ترکیبی و متوازن میان سوخت‌های فسیلی و انرژی‌های پاک روی می‌آورند.

۲. دو قطبی شدن نقشه انرژی جهان: بلوک نخست شامل کشورهایی مانند چین، هند و کشورهای خاورمیانه است که بر امنیت عرضه و ثبات قیمت تمرکز دارند. بلوک دوم شامل اروپا، کانادا و استرالیا است که همچنان سیاست‌های کاهش کربن را اولویت می‌دهند—even at economic cost.

۳. تغییر مأموریت نهادهای بین‌المللی: فشار فزاینده از سوی ایالات متحده و تولیدکنندگان بزرگ باعث شده آژانس بین‌المللی انرژی به جای «مبلغ گذار انرژی»، دوباره به نقش اصلی خود یعنی «حافظ امنیت انرژی جهانی» بازگردد.

۴. احیای سرمایه‌گذاری در بالادست (Upstream): پس از سال‌ها بی‌توجهی به اکتشافات جدید، شرکت‌های بزرگ مانند ExxonMobil، Chevron و Shell مجدداً در حال گسترش ظرفیت‌های استخراجی خود هستند.

تحلیل اجرایی (Executive Insight)

۱. برای سرمایه‌گذاران: تمرکز بر پروژه‌های نفت و گاز، به‌ویژه در زمینه LNG، پالایش و زیرساخت‌های گازی، بازدهی بالاتر و ریسک کمتر نسبت به پروژه‌های وابسته به یارانه‌های سبز دارد.

۲. برای سیاست‌گذاران: تدوین سیاست‌های انرژی باید بر پایه توازن میان امنیت عرضه و اهداف اقلیمی باشد. اتکای صرف به تجدیدپذیرها، ریسک خاموشی و افزایش قیمت انرژی را به‌همراه دارد.

۳. برای شرکت‌های انرژی: سرمایه‌گذاری در فناوری‌های افزایش بهره‌وری، جذب و ذخیره کربن (CCUS) و گاز طبیعی مایع (LNG) کلید موفقیت در دهه آینده است.

۴. برای بازارهای نوظهور: کشورهای در حال توسعه باید از اشتباه اروپا و چین در مدل یارانه‌ای درس بگیرند و به سمت مدل‌های تجاری پایدارتر با بازده واقعی حرکت کنند.

تحلیل سیاسی

چرخش سرمایه‌گذاری به سمت نفت و گاز، بازتابی از سقوط تدریجی ایدئولوژی سبز در غرب است. دولت ترامپ با کاهش حمایت از انرژی‌های نو، عملاً پویایی سیاسی در داخل و خارج از آمریکا را تغییر داده است. در اروپا نیز افزایش قیمت انرژی، احزاب مخالف گذار سریع به انرژی پاک را تقویت کرده و زمینه بازگشت سیاست‌های «امنیت انرژی محور» را فراهم کرده است.

در سوی دیگر، چین با هوشمندی، گذار انرژی را نه به عنوان یک شعار سیاسی بلکه به‌عنوان ابزار قدرت ژئواکونومیک مدیریت می‌کند: کنترل هم‌زمان زنجیره تأمین انرژی‌های فسیلی و تجدیدپذیر، که در نهایت آن را به بازیگر مسلط آینده انرژی جهان بدل می‌سازد.

5/5 - (2 امتیاز)
لینک کپی شد!
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.