نفت و گاز؛ اهرم اقتصادی در قلب مذاکرات هسته‌ای ایران و آمریکا

تاریخ انتشار: 29 بهمن 1404

مذاکرات هسته‌ای میان ایالات متحده و ایران که از حدود یک سال پیش آغاز شده، پس از وقفه‌ای ناشی از درگیری نظامی اسرائیل و ایران، بار دیگر وارد فاز فعال شده است. در دور جدید گفت‌وگوها که در ژنو برگزار می‌شود، تهران راهبرد تازه‌ای را در پیش گرفته و «سرمایه‌گذاری مشترک انرژی» را به‌عنوان محور اصلی پیشنهاد خود مطرح کرده است.

به گفته حمید قنبری، معاون دیپلماسی اقتصادی وزارت خارجه ایران، هدف این است که آمریکا نیز از منافع اقتصادی سریع و ملموس در حوزه‌هایی مانند نفت، گاز، معادن و حتی خرید هواپیما بهره‌مند شود تا توافق احتمالی از پایداری بیشتری برخوردار باشد. این مذاکرات با حضور عباس عراقچی و نمایندگان آمریکا و همچنین رئیس آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در ژنو دنبال می‌شود.

در حال حاضر تولید نفت ایران حدود ۳.۲ میلیون بشکه در روز برآورد می‌شود که بیش از ۸۰ درصد آن به چین صادر می‌شود. اما طبق گزارش‌ها، دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو در دیداری در کاخ سفید توافق کرده‌اند برای کاهش صادرات نفت ایران به چین همکاری کنند. همزمان آمریکا حضور نظامی خود در منطقه را تقویت کرده و یک ناو هواپیمابر دیگر به خلیج فارس اعزام کرده است. وزیر خارجه آمریکا، مارکو روبیو، تأکید کرده که دولت ترامپ همچنان ترجیح می‌دهد راه‌حل دیپلماتیک دنبال شود، هرچند گزینه نظامی نیز روی میز باقی است.

تحلیل فنی

از منظر فنی-انرژی، پیشنهاد ایران برای مشارکت شرکت‌های آمریکایی در میادین نفت و گاز به معنای انتقال بالقوه سرمایه، فناوری حفاری پیشرفته، مدیریت پروژه و دسترسی به زنجیره تأمین غربی است. میادین مشترک مرزی (به‌ویژه با عراق و قطر) می‌توانند از نظر اقتصادی جذاب‌ترین گزینه باشند، زیرا بازده سریع‌تری نسبت به پروژه‌های توسعه‌ای جدید دارند.

در صورت لغو یا کاهش تحریم‌ها، ظرفیت افزایش تولید ایران می‌تواند در میان‌مدت به بیش از ۴ میلیون بشکه در روز برسد. این افزایش مستلزم نوسازی زیرساخت‌ها، تأمین مالی ارزی و بازگشت شرکت‌های بزرگ خدمات نفتی است؛ موضوعی که بدون حضور مستقیم سرمایه‌گذاران غربی دشوار خواهد بود.

تحلیل استراتژیک

راهبرد جدید تهران مبتنی بر درس‌گیری از توافق ۲۰۱۵ است؛ توافقی که اگرچه تحریم‌ها را تا حدی کاهش داد، اما منافع اقتصادی مستقیمی برای شرکت‌های آمریکایی ایجاد نکرد و همین موضوع باعث شکنندگی سیاسی آن در واشنگتن شد. اکنون هدف این است که آمریکا ذی‌نفع اقتصادی توافق شود تا هزینه خروج از آن افزایش یابد.

در مقابل، واشنگتن با ابزار فشار دوگانه عمل می‌کند: از یک سو تهدید نظامی و تقویت حضور در منطقه، و از سوی دیگر فشار بر صادرات نفت ایران به چین. این رویکرد، مذاکرات را به نوعی «چانه‌زنی ترکیبی» تبدیل کرده که در آن انرژی نه‌تنها موضوع اصلی، بلکه ابزار تنظیم توازن قدرت است.

تحلیل اجرایی

در سطح اجرایی، پیشنهاد سرمایه‌گذاری مشترک نفت و گاز می‌تواند به‌عنوان «محرک توافق» عمل کند؛ زیرا هم برای آمریکا بازده اقتصادی قابل اندازه‌گیری دارد و هم برای ایران مسیر بالقوه افزایش درآمد ارزی و دسترسی به فناوری فراهم می‌سازد. با این حال، موفقیت عملی چنین طرحی وابسته به سه عامل کلیدی است:
۱. چارچوب حقوقی شفاف برای مشارکت شرکت‌های خارجی.
۲. تضمین‌های سیاسی بلندمدت در آمریکا برای جلوگیری از تکرار خروج یک‌جانبه.
۳. همزمانی کاهش تحریم‌ها با اجرای واقعی پروژه‌ها، نه صرفاً وعده‌های دیپلماتیک.

تحلیل سیاسی

در سطح سیاسی، مذاکرات در فضایی انجام می‌شود که همزمان شاهد فشار نظامی، رقابت ژئوپلیتیکی با چین و حساسیت داخلی در هر دو کشور است. شرط اصلی اختلاف همچنان موضوع غنی‌سازی اورانیوم باقی مانده و تهران صراحتاً اعلام کرده که از این حق صرف‌نظر نخواهد کرد. از سوی دیگر، واشنگتن تلاش دارد از ابزار انرژی برای بازتعریف موازنه نفوذ خود در خاورمیانه و کاهش وابستگی چین به نفت ایران استفاده کند. نتیجه نهایی مذاکرات، بیش از آنکه صرفاً فنی یا اقتصادی باشد، تابعی از محاسبات سیاسی کلان و معادلات قدرت در سطح منطقه‌ای و جهانی است.

همچنین در ادامه بخوانید؛ پیشنهاد سرمایه‌گذاری مشترک نفتی ایران و آمریکا در آستانه مذاکرات هسته‌ای

Rate this post
منبع: انرژی دیجیتال
لینک کپی شد!
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.