فشار هزینهها، كسب وکارهای کوچک و متوسط را از اهداف پایداری منصرف میکند
مطابق گزارش اخیر، شرکتهای کوچک و متوسط (SMEs) در بریتانیا به دلیل فشارهای فزایندهی هزینههای عملیاتی، توجه خود به ابتکارات مالی سبز و اهداف پایداری را کنار گذاشتهاند.
اهمیت پایداری در میان این شرکتها تا پایان سال ۲۰۲۵ به پایینترین سطح در تاریخ نظرسنجیها یعنی حدود ۳۰ درصد رسید، چرا که بیشتر این بنگاهها تمرکز خود را بر «بقا و مدیریت هزینه» گذاشتهاند. در همین حال در بخشهای بزرگتر نیز نشانههای کاهشی در تعهد به برنامههای زیستمحیطی دیده میشود؛ به عنوان نمونه شرکت انرژی BP ضرری تا پنج میلیارد دلار در پروژههای سبز خود شناسایی کرده و برخی بانکهای بزرگ جهانی از اتحاد بانکی «Net Zero Banking Alliance» خارج شدهاند. افزایش دستمزد حداقل ملی و سهم بیمههای ملی کارفرمایی در بودجه اکتبر نیز به افزایش هزینهها و حتی افزایش نرخ بیکاری کمک کرده است، و بیش از ۷۳ درصد شرکتها هزینههای افزایشی را بزرگترین چالش پیشروی خود گزارش کردهاند.
تحلیل فنی
فشار هزینههای مستقیم مانند دستمزد کارکنان، بیمههای کارفرمایی، و مواد اولیه، به طور قابل اندازهگیری اولویتهای عملیاتی کسبوکارها را تغییر داده است. در اقتصاد بنگاههای کوچک و متوسط، سهم قابل توجهی از منابع مالی باید به عملیات جاری و نقدینگی اختصاص یابد تا عملکرد پایهای و تداوم فعالیت تضمین شود. کاهش اولویت اهداف پایداری به معنای به تعویق انداختن سرمایهگذاری در فناوریهای پاک، بهینهسازی انرژی، و گزارشدهی زیستمحیطی است که در بلندمدت ممکن است بر آمادگی بنگاهها برای الزامات آینده بازار (مانند قوانین انتشار کربن) تأثیر منفی بگذارد.
از دیدگاه فنی، این روند نشاندهنده «تصمیمگیری کوتاهمدت» در مدیریت منابع است که به دلیل محدودیت سرمایه و عدم دسترسی به ابزارهای مالی توسعهای (مانند اوراق سبز یا وامهای توسعهای) تشدید شده است، و فرصت هزینهیابی برای نوآوریهای سبز را کاهش میدهد.
تحلیل استراتژیک
از منظر استراتژیک، کنار گذاشتن اهداف پایداری توسط بخش بزرگی از SMEs میتواند اثرات گسترده بر رقابتپذیری کل زنجیره ارزش داشته باشد. این شرکتها اغلب تأمینکننده بخشهای بزرگتر اقتصادی هستند؛ بنابراین عقبنشینی در پایداری ممکن است در تعامل با شرکای بزرگتر یا در بازارهای صادراتی که الزامات زیستمحیطی سختگیرانهتری دارند، به یک نارضایتی ساختاری منجر شود.
برای سازمانها و بخشهای سیاستگذار، این الگو میتواند نشانهی نیاز به طراحی مجدد مشوقهای مالی و مقرراتی باشد تا امکان سرمایهگذاری در پایداری بدون تضعیف توان رقابتی فراهم شود؛ به ویژه اگر روند تورم و فشارهای هزینهای پایدار بماند. نقاط ضعف در این استراتژی شامل از دست دادن مزیتیابی بلندمدت در اقتصاد کمکربن و کاهش جذابیت برند برای سرمایهگذاران و مشتریان حساس به پایداری است.
تحلیل اگزکیتیو
تمایل SMEs به کنار گذاشتن اهداف پایداری تحت فشار هزینهها یک هشدار قوی برای مدیران اجرایی و سیاستگذاران است. برای شرکتها، ضروری است تا مرز میان بقا و رقابتپذیری را بازتعریف کنند و راهکارهای نوآورانهای برای حفظ تعهد به پایداری در عین مدیریت موثر هزینهها بیابند. ابزارهایی مانند سرمایهگذاری مرحلهای در بهبود بهرهوری انرژی، استفاده از مدلهای کسبوکار چابک، و بهرهگیری از کمکهای مالی سبز میتوانند بخشی از پاسخ به این چالش باشند.
برای تصمیمگیرندگان اقتصادی، ارائه مشوقهای مالی، تسهیل دسترسی بنگاههای کوچک به وجوه توسعهای سبز، و طراحی چارچوبهای مقرراتی منعطف ممکن است به متعادلسازی فشارهای کوتاهمدت با اهداف بلندمدت زیستمحیطی کمک کند. عدم توجه به این موضوع میتواند منجر به کاهش آمادگی کل بخش خصوصی برای انتقال به اقتصاد کمکربن شود.
تحلیل سیاسی
این گزارش همچنین بازتابی از تغییرات سیاست اقتصادی کلان در بریتانیا است، جایی که افزایش هزینههای نیروی کار و مالیاتهای کارفرمایی به عنوان عوامل موثر بر فعالیت بنگاهها شناخته شدهاند. تغییر در جهتگیری سیاستهای مالی و حمایت از کسبوکارها میتواند انگیزههای سرمایهگذاری در پایداری را تحت تأثیر قرار دهد. علاوه بر این، خروج بانکهای بزرگ از اتحادهای پایداری، نشاندهنده چالشهای سیاسی در ایجاد همگرایی میان اهداف زیستمحیطی و منافع اقتصادی کوتاهمدت است؛ موضوعی که میتواند به یک بحث سیاسی گستردهتر در مورد تقابل میان رشد اقتصادی و مسئولیتهای زیستمحیطی تبدیل شود.
همچنین در ادامه بخوانید؛ احتمال تمدید فعالیت نیروگاه هستهای Sizewell B در بریتانیا تا سال ۲۰۵۵
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما