شکست برنامههای «انقلاب سبز» در بیپی و شل
رؤسای جدید این شرکتها اذعان کردهاند که امید به «تغییر سریع» بیش از اندازه خوشبینانه بوده و بازار، سرمایهگذاران و ریسکهای عملیاتی پروژههای نوین انرژی، چالشهای عمدهای ایجاد کردهاند.
Financial Times گزارش میدهد که دو شرکت بزرگ انرژی جهان – BP و Shell – پس از سالها تلاش برای تبدیلشدن به بازیگران اصلی انرژیهای پاک، اکنون برنامههای «انقلاب سبز» خود را بهطور چشمگیری عقبنشینی دادهاند، سرمایهگذاریهای عظیم در انرژیهای تجدیدپذیر، شارژ خودروهای برقی و سایر کسبوکارهای کمکربن کاهش یافته، و بخشهای زیر این تلاشها یا فروخته شده یا بسته شدهاند.
هر دو شرکت میلیاردها دلار نقد را از دست دادهاند و اکنون تأکید اصلی خود را به فعالیتهای اصلی نفت و گاز بازگرداندهاند.
تحلیل فنی
۱. شکست در تطبیق مدل مالی با پروژههای کمکربن
سرمایهگذاریهای گسترده در انرژیهای تجدیدپذیر، برق، شبکه و هیدروژن با مدلهای اقتصادی سنتی نفت و گاز همراستا نبودند. بازده سرمایه و دوره بازگشت سرمایه در این پروژهها طولانیتر و بازده اقتصادی پایینتر از انتظارات بود که منجر به کاهش سرمایهگذاری و ثبت زیانهای قابل توجه شد.
۲. فشار سرمایهگذاران و ناهمراستایی انتظارات
سرمایهگذاران درون شرکتها، بهویژه بخش مالی، بازده پایین پروژههای انرژی پاک را زیر سؤال برده و خواستار تمرکز بر عملیات با بازده سریعتر شدند. این فشار موجب شد شرکتها استراتژیهای هزینهای و تخصیص سرمایه را بازنگری کنند.
۳. دشواری ادغام ساختار سازمانی سنتی با فناوریهای نوین
کارکنان و مدیران بخشهای بالادستی (استخراج، حفاری، انتقال نفت و گاز) فرهنگ، فرآیندها و تجربه عملیاتی متفاوتی نسبت به کسبوکارهای کمکربن داشتند. اینعدم تطابق ساختاری و فرهنگی، سعی در گسترش سریع توانمندیها در حوزههای تازه را با مقاومت داخلی روبهرو کرد.
تحلیل استراتژیک
۱. تمرکز مجدد بر «قابلیتهای بنیادی»
واژه «قابلیتهای بنیادی» اشاره دارد به توانمندیهایی که این شرکتها در طول دههها در آنها برتری داشتهاند؛ مانند اکتشاف و استخراج نفت و گاز، مدیریت پروژههای بزرگ انرژی، و عملیات زنجیره تأمین در مقیاس جهانی. این شرکتها اکنون از تلاش برای تبدیل شدن به بازیگران اصلی در کسبوکارهای جدید انرژیهای تجدیدپذیر عقبنشینی کرده و به این قابلیتهای بنیادی بازمیگردند.
۲. پیام بازار و ارزشگذاری سرمایهگذاران
بازار سهام و سرمایهگذاران، از یک سو خواستار مسئولیتهای زیستمحیطی و توسعه انرژی پاک هستند، و از سوی دیگر به بازده سرمایه و سودآوری کوتاهمدت اهمیت میدهند. عدم توانایی شرکتها در جلب رضایت هر دو گروه، به وضعیتی انجامیده که سرمایهگذاران ترجیح دادهاند شرکتها بر فعالیتهای با بازده سنتی تمرکز کنند.
۳. عدم هماهنگی صنعتی در اهداف انرژی پاک
تحولات انرژی، بدون همکاری میان شرکتها، دولتها و تنظیمکنندهها دشوار است. هر شرکت تلاش کرده است مسیر خاص خود را طی کند و این منجر به پراکندگی و فقدان راهبرد صنعتی واحد در سطح بخش انرژی شده است.
تحلیل اجرایی (Executive Insight)
۱. اهمیت مدلهای سرمایهگذاری مرحلهای
بهجای تخصیص سرمایه کلان به پروژههای بزرگ بدون معیارهای خروج روشن، شرکتها باید از مدلهای سرمایهگذاری مرحلهای استفاده کنند؛ بهگونهای که هر فاز دارای معیارهای اقتصادی و عملکردی قابل سنجش باشد.
۲. جدا کردن کسبوکارهای نوظهور
ایجاد واحدهای مستقل یا شراکتهای مشخص با شرکتهای تخصصی در انرژی پاک میتواند از تداخل فرهنگی و ساختاری بکاهد و ارزشآفرینی شفافتری فراهم نماید.
۳. تمرکز بر مزیتهای اصلی در کنار حضور انتخابی در انرژیهای پاک
بهجای تلاش برای گسترش سریع در همه حوزههای انرژیهای کمکربن، تمرکز بر حوزههای خاص که مکمل عملیات بنیادی شرکت هستند (مثلاً تجارت انرژی، سوختهای بیولوژیک) میتواند بازده بهتری ایجاد کند.
نتایج و پیامدها
عقبنشینی از اهداف انرژیهای پاک، نقدینگی شرکتها را تقویت کرده اما انتقادات از وعدههای اقلیمی افزایش یافته است.
این تجربه نشان میدهد که تعادل بین رشد پایدار و بازده اقتصادی نیازمند رویکردهای واقعبینانهتر نسبت به اهداف Net Zero است.
بازار انرژی هنوز در حال بازتعریف نقش بازیگران بزرگ نفت و گاز در دهههای آینده است، و شرکتهایی که بتوانند تعادل بین ظرفیت بنیادی خود و نوآوری در انرژیهای پاک برقرار کنند، احتمالاً موقعیت رقابتی بهتری خواهند داشت.
همچنین در ادامه بخوانید؛سرمایهگذاری ۱.۴۵ میلیارددلاری پرایوتاکویتی در انرژیهای تجدیدپذیر بریتانیا
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


ارسال نظر شما