رنسانس هستهای عمیق؛ چگونه «دیپ فیشن» هزینه برق هستهای را تا ۸۰ درصد کاهش میدهد؟
در پی جهش بیسابقه تقاضای برق ناشی از گسترش هوش مصنوعی و مراکز داده، جهان بار دیگر به انرژی هستهای بهعنوان منبعی پایدار و کمکربن روی آورده است. با این حال، نیروگاههای هستهای سنتی همچنان بسیار پرهزینه، زمانبر و گرفتار پیچیدگیهای نظارتی هستند. نمونه شاخص آن نیروگاه Vogtle در آمریکا است که با هزینهای حدود ۳۵ میلیارد دلار به یکی از گرانترین پروژههای انرژی تاریخ تبدیل شد.
در این میان، شرکت آمریکایی Deep Fission مدلی نوآورانه موسوم به «راکتور گرانشی» ارائه کرده است که یک راکتور آب فشرده کوچک با توان ۱۵ مگاوات را در عمق حدود ۱ مایل (۱.۶ کیلومتر) زیر زمین مستقر میکند. این طراحی میتواند هزینه ساخت نیروگاه هستهای را بین ۷۰ تا ۸۰ درصد کاهش دهد و همزمان ایمنی و مدیریت پسماند هستهای را به شکل چشمگیری بهبود بخشد.
تحلیل فنی
مدل Deep Fission بر چند نوآوری کلیدی استوار است:
۱. فشار طبیعی زمین
در عمق یک مایل، ستون آب بهصورت طبیعی حدود ۱۶۰ اتمسفر فشار ایجاد میکند؛ دقیقاً همان فشاری که راکتورهای PWR نیاز دارند. این موضوع نیاز به مخازن فشار عظیم و گرانقیمت سطحی را حذف میکند.
۲. کاهش سازههای سطحی
بخش عمده تأسیسات در زیر زمین قرار دارد؛ در نتیجه هزینههای بتنریزی، سازههای محافظتی، گنبد ایمنی و سیستمهای ضدحادثه به شدت کاهش مییابد.
۳. مدیریت پسماند در محل
همان فناوری حفاری برای ذخیره سوخت مصرفشده در اعماق زمین استفاده میشود. این موضوع یکی از بزرگترین چالشهای صنعت هستهای – یعنی انبارش پسماند – را بهصورت ماژولار و ایمن حل میکند.
۴. مقیاسپذیری واقعی
هر واحد تنها ۱۵ مگاوات است، اما میتوان دهها یا صدها واحد را کنار هم مستقر کرد؛ مشابه ساخت نیروگاههای خورشیدی یا مزارع بادی، ولی با تولید پایدار شبانهروزی.
تحلیل استراتژیک
شرکت دیپ فیشن (Deep Fission) دقیقاً در نقطهای وارد بازی شده که سه روند بزرگ جهانی به هم رسیدهاند:
• انفجار تقاضای برق مراکز داده و هوش مصنوعی
• فشار برای حذف کربن از شبکه برق
• شکست مدلهای سنتی نیروگاههای عظیم و پرریسک
در این چارچوب، راکتورهای عمیق زیرزمینی میتوانند نقش «منبع برق پایه» برای اقتصاد دیجیتال آینده را ایفا کنند؛ بهویژه در کنار SMRها، بهعنوان نسل جدید انرژی هستهای چابک، غیرمتمرکز و کمریسک مالی.
تحلیل اجرایی
اگر مدل Deep Fission در مقیاس صنعتی موفق شود، سه پیامد اجرایی بسیار مهم خواهد داشت:
۱. تغییر پارادایم سرمایهگذاری هستهای
از پروژههای ۳۰ میلیارد دلاری با افق ۱۵ساله → به پروژههای چندصد میلیون دلاری با افق ۳ تا ۵ ساله.
۲. ورود بازیگران خصوصی واقعی
برخلاف نیروگاههای سنتی که فقط دولتها توان ساخت دارند، این مدل برای شرکتهای خصوصی و حتی اپراتورهای دیتاسنتر قابل اجراست.
۳. حل همزمان دو بحران: برق و پسماند
ترکیب تولید برق + دفن ایمن پسماند در یک سایت، هستهای را از یک فناوری سیاسی-اجتماعی پرهزینه به یک ابزار صنعتی قابل دفاع تبدیل میکند.
جمعبندی نهایی
دیپ فیشن Deep Fission در واقع نه یک بهبود تدریجی، بلکه یک بازتعریف کامل از مفهوم نیروگاه هستهای است:
کوچک، زیرزمینی، ماژولار، کمهزینه، سریعالاحداث و همسو با نیازهای اقتصاد دیجیتال.
اگر این مدل در مرحله تجاری موفق شود، میتوان گفت برای اولینبار پس از دههها، انرژی هستهای وارد دوران «اقتصادپذیری واقعی» شده است؛ دورانی که در آن هستهای نه فقط سبز و ایمن، بلکه از نظر مالی نیز منطقی خواهد بود.
همچنین در ادامه بخوانید؛ پایان انتظار برای والاستریت؛ همجوشی هستهای اکنون در بازار عمومی
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


ارسال نظر شما