تمرکز آمریکا و اسرائیل بر محدودسازی مسیر اصلی صادرات نفت ایران

تاریخ انتشار: 27 بهمن 1404

بر اساس گزارشی که ابتدا توسط اکسیوس و سپس رویترز منتشر شده، Donald Trump و Benjamin Netanyahu در دیداری مشترک بر این نکته توافق کرده‌اند که مؤثرترین ابزار فشار اقتصادی علیه ایران، تمرکز بر کاهش صادرات نفت به چین است.

در این گزارش تأکید شده که چین بزرگ‌ترین مقصد نفت ایران محسوب می‌شود و هرگونه اختلال در این مسیر می‌تواند تأثیر مستقیم و قابل توجهی بر جریان درآمدهای نفتی داشته باشد. از منظر طرف آمریکایی، این رویکرد نسبت به تحریم‌های پراکنده گذشته، کارایی بالاتری دارد.

همزمان، این سیاست در کنار مسیر مذاکرات غیرمستقیم در عمان و تحرکات نظامی آمریکا در منطقه مطرح شده است؛ امری که نشان می‌دهد فشار اقتصادی به‌عنوان بخشی از یک بسته چندلایه در نظر گرفته شده است.

تحلیل فنی

از منظر فنی، خبر نشان‌دهنده عبور از تحریم‌های کلی به سمت تحریم‌های هدفمند مبتنی بر گلوگاه‌های واقعی بازار است:
۱. تمرکز بر یک بازار کلیدی
به‌جای اعمال فشار همزمان بر چندین مقصد صادراتی، تمرکز بر چین به‌عنوان بازیگر غالب، امکان ایجاد اثر اقتصادی با هزینه اجرایی کمتر را فراهم می‌کند.
۲. ابزارهای اجرایی دقیق
ابزارهایی نظیر محدودیت‌های بانکی، بیمه حمل‌ونقل، کنترل سیستم‌های تسویه مالی و ردیابی لجستیک، ماهیت کاملاً عملیاتی دارند و از سطح بیانیه‌های سیاسی فراتر می‌روند.
۳. قابلیت سنجش‌پذیری بالا
کاهش یا افزایش صادرات نفت شاخصی است که به‌صورت کمی قابل پایش است و این امر به سیاست‌گذار اجازه می‌دهد اثربخشی فشار را به‌طور مستمر ارزیابی کند.

تحلیل استراتژیک

در سطح راهبردی، منطق اصلی خبر بر انتقال مرکز ثقل فشار از حوزه سیاسی به حوزه اقتصادی ساختاری استوار است:

• اولویت دادن به فرسایش تدریجی
رویکرد مطرح‌شده بر ایجاد محدودیت پایدار و بلندمدت تمرکز دارد، نه ایجاد شوک کوتاه‌مدت.
• درگیرسازی بازیگر ثالث (چین)
سیاست اعلام‌شده عملاً چین را از یک شریک تجاری صرف، به یک متغیر ژئوپلیتیک در معادله فشار تبدیل می‌کند.
• هماهنگی فشار اقتصادی با سایر ابزارها
همزمانی این سیاست با مسیر دیپلماتیک و تحرکات امنیتی نشان می‌دهد هدف، اعمال فشار در چند سطح به‌صورت هم‌افزا است.

تحلیل اجرایی

از منظر اجرایی، خبر بیانگر گذار از «تحریم‌های کلی و پرهزینه» به مدل مدیریت‌شده فشار اقتصادی است:

• تعریف شاخص‌های عملکردی مشخص (حجم صادرات، تعداد محموله‌ها، مسیرهای پرداخت)
• استفاده از زیرساخت‌های مالی جهانی برای اعمال فشار غیرمستقیم
• تلاش برای تبدیل سیاست به خروجی عددی و قابل گزارش برای تصمیم‌گیران

در این چارچوب، فشار اقتصادی نه به‌عنوان ابزار سیاسی نمادین، بلکه به‌عنوان یک پروژه اجرایی با قابلیت کنترل مستمر طراحی شده است.

تحلیل سیاسی

در سطح سیاسی، این گزارش حامل چند پیام ضمنی مهم است:
۱. ادامه فشار مستقل از مسیر دیپلماسی
همزمانی مذاکرات و تشدید فشار اقتصادی نشان می‌دهد این دو مسیر الزاماً جایگزین یکدیگر نیستند، بلکه به‌صورت موازی دنبال می‌شوند.
۲. عادی‌سازی استفاده از اقتصاد به‌عنوان ابزار قدرت
خبر تلاش می‌کند استفاده از ابزارهای مالی و تجاری را به‌عنوان بخشی طبیعی از سیاست خارجی معرفی کند.
۳. تقویت همگرایی راهبردی آمریکا و اسرائیل
روایت رسانه‌ای بر هماهنگی کامل دو طرف در تعریف اولویت‌ها و ابزارها تأکید دارد.

در مجموع، این خبر بیش از آنکه یک گزارش ساده اقتصادی باشد، بازتاب‌دهنده یک چارچوب سیاست‌گذاری مبتنی بر مهندسی فشار ساختاری است که هدف آن مدیریت بلندمدت توازن اقتصادی در یک منازعه ژئوپلیتیک محسوب می‌شود.

همچنین در ادامه بخوانید؛ فشار تحریم‌ها، بازار نفت را منقبض و قیمت‌ها را صعودی کرده است

Rate this post
منبع: سایت رویترز
لینک کپی شد!
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.