ترکیه به‌دنبال شکستن سلطه گازی روسیه و ایران

تاریخ انتشار: 21 مهر 1404

ترکیه در حال اجرای برنامه‌ای بلندمدت برای کاهش وابستگی به گاز روسیه و ایران است.

آنکارا با امضای قراردادهای بلندمدت LNG با ایالات متحده و استرالیا و افزایش تولید داخلی از میادین گازی دریای سیاه، قصد دارد تا سال ۲۰۲۸ واردات گاز از طریق خطوط لوله را تقریباً نصف کند.

در حال حاضر دو قرارداد اصلی ترکیه با روسیه (مجموعاً ۲۲ میلیارد مترمکعب در سال) در آستانه انقضاست و قرارداد ۱۰ میلیارد مترمکعبی با ایران نیز در سال ۲۰۲۶ پایان می‌یابد.

ترکیه هم‌اکنون ظرفیت واردات LNG خود را به ۵۸ میلیارد مترمکعب در سال رسانده و با ساخت پایانه‌های شناور در «دورتیول» و «ساروس»، نه‌تنها می‌تواند کل نیاز داخلی خود را تأمین کند بلکه قادر است LNG را به اروپا نیز صادر کند.

در سپتامبر گذشته شرکت دولتی BOTAŞ قراردادی ۲۰ساله با شرکت Mercuria برای واردات ۴ میلیارد مترمکعب گاز مایع آمریکا در سال از ۲۰۲۶ امضا کرد (در مجموع حدود ۷۰ میلیارد مترمکعب طی دو دهه).

همچنین تفاهم‌نامه‌ای مقدماتی با شرکت Woodside Energy استرالیا امضا شده که از سال ۲۰۳۰ سالانه ۵.۸ میلیارد مترمکعب LNG به ترکیه صادر خواهد کرد.

در کنار آن، شرکت TPAO تولید داخلی از میادین دریای سیاه را گسترش داده است.

این راهبرد دوگانه، تا سال ۲۰۲۸ ترکیه را قادر می‌سازد مجموعاً بیش از ۲۶ میلیارد مترمکعب گاز از محل LNG و تولید داخلی تأمین کند (در مقایسه با حدود ۱۵ میلیارد مترمکعب فعلی)، و نیاز به واردات گاز خط لوله را به ۲۶ میلیارد مترمکعب کاهش دهد؛ یعنی بسیار کمتر از ۴۱ میلیارد مترمکعب کنونی از روسیه، ایران و آذربایجان.

در این میان، ایران آسیب‌پذیرترین طرف است؛ چرا که صادرات گاز یکی از معدود منابع درآمد غیرتحریمی تهران محسوب می‌شود. در صورت از دست دادن ترکیه، ایران عملاً بازار اصلی صادرات گاز خود را از دست خواهد داد، و جایگزینی آن در شرق (به‌ویژه پاکستان) به دلیل نبود زیرساخت‌های خط لوله یا LNG دشوار است.

تحلیل فنی (Energy & Infrastructure Analysis)

۱. ظرفیت LNG و زیرساخت‌ها: ترکیه با ایجاد ظرفیت ۵۸ bcm LNG، عملاً از مرحله واردکننده سنتی به یک هاب منطقه‌ای تبدیل می‌شود. پایانه‌های FSRU در دورتیول و ساروس امکان انعطاف عملیاتی و صادرات مجدد را فراهم کرده‌اند.

۲. تولید داخلی دریای سیاه: میادین Sakarya و Amasra در فاز توسعه قرار دارند و در صورت تحقق اهداف تولید، می‌توانند سالانه ۱۰ تا ۱۵ bcm گاز به شبکه ملی تزریق کنند.

۳. قراردادهای جدید LNG: مجموع قراردادهای آمریکا و استرالیا بالغ بر ۹.۸ bcm در سال است و در کنار تولید داخلی، ترکیه را در موقعیت خودکفایی نسبی قرار می‌دهد.

۴. چالش‌های فنی: ترکیه باید شبکه انتقال داخلی خود را برای پذیرش LNG و گاز بومی بازطراحی کند، چراکه زیرساخت‌ها عمدتاً متناسب با گاز خط لوله روسیه و ایران طراحی شده‌اند.

تحلیل استراتژیک (Strategic Outlook)

۱. تغییر موازنه انرژی در منطقه: کاهش وابستگی ترکیه به گاز روسیه و ایران نه‌تنها توازن ژئوانرژیک منطقه را دگرگون می‌کند، بلکه جایگاه ترکیه را به‌عنوان «هاب انتقال گاز به اروپا» تقویت می‌کند.

۲. تضعیف اهرم انرژی ایران و روسیه: روسیه پس از از دست دادن بازار اروپا، به‌شدت به ترکیه وابسته است. از دست رفتن این بازار، ضربه‌ای سنگین به استراتژی کرملین در فروش انرژی خواهد بود. ایران نیز با توجه به محدودیت بازار و تحریم‌ها، جایگزین مؤثری ندارد.

۳. وابستگی جدید به غرب: هرچند آنکارا ظاهراً استقلال انرژی خود را افزایش می‌دهد، اما جایگزینی گاز روسیه با LNG آمریکایی و استرالیایی می‌تواند وابستگی بلندمدت جدیدی به بلوک غرب ایجاد کند.

تحلیل اجرایی (Executive Insight)

• فرصت‌ها:  ترکیه می‌تواند با تبدیل شدن به یک مسیر ترانزیت LNG به اروپا، درآمدی پایدار از تعرفه‌ها و خدمات ذخیره‌سازی کسب کند.

ایجاد بازار گاز آزاد و بورس انرژی استانبول می‌تواند نقش تنظیم‌گر منطقه‌ای ترکیه را تثبیت کند.

• ریسک‌ها: قیمت بالاتر LNG نسبت به گاز خط لوله، فشار تورمی بر بازار داخلی ترکیه وارد می‌کند.

هرگونه تنش سیاسی با آمریکا یا اتحادیه اروپا، بر پایداری این سیاست انرژی اثر مستقیم خواهد داشت.

تحلیل سیاسی (Political Assessment)

۱. نقش فشار آمریکا و G7: فشارهای آشکار واشینگتن و بیانیه اخیر گروه ۷ برای «حداکثرسازی فشار بر صادرات روسیه» عامل شتاب‌دهنده این سیاست بوده است.

۲. توازن قدرت در داخل ترکیه: اردوغان تلاش می‌کند بین رضایت غرب و تداوم روابط اقتصادی با روسیه تعادل برقرار کند. در نتیجه، سیاست انرژی ترکیه عمداً دوگانه و انعطاف‌پذیر طراحی شده است.

۳. بعد آفریقایی: حضور ترکیه در سومالی و نیجر نه‌تنها اقتصادی بلکه ژئوپلیتیکی است؛ این کشور با استفاده از قراردادهای انرژی و حضور نظامی، نفوذ خود را در آفریقا گسترش می‌دهد. سومالی به‌عنوان سکوی نفوذ دریایی و نیجر به‌عنوان دروازه منابع نفتی صحرای بزرگ آفریقا عمل می‌کنند.

Rate this post
منبع: سایت اویل پرایس
لینک کپی شد!
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.