ترامپ برای احیای انرژی هسته‌ای حسابی بزرگ باز می‌کند

تاریخ انتشار: 25 آبان 1404

دولت ترامپ برنامه‌ای گسترده برای بازگرداندن نقش محوری انرژی هسته‌ای در صنعت برق آمریکا آغاز کرده است.

هدف اصلی، چهار برابر کردن ظرفیت هسته‌ای تا سال ۲۰۵۰ و ساخت ۱۰ رآکتور بزرگ جدید تا سال ۲۰۳۰ است؛ برنامه‌ای که با تزریق میلیاردها دلار منابع عمومی و مشارکت مالی شرکت‌های بزرگ فناوری مانند Alphabet، آمازون، مِتا و مایکروسافت پشتیبانی می‌شود. وزارت انرژی از طریق دفتر وام خود بودجه قابل‌توجهی برای ساخت نخستین رآکتورهای جدید اختصاص خواهد داد.

ترامپ با صاحبان Westinghouse — شامل Cameco و Brookfield — توافقی ۸۰ میلیارد دلاری برای ساخت نیروگاه‌های جدید مبتنی بر رآکتور AP1000 امضا کرده است. در کنار این، آمریکا با ژاپن و بریتانیا نیز شراکت‌های هسته‌ای بزرگی ایجاد کرده تا فناوری و سرمایه خارجی را وارد پروژه‌ها کند.

با وجود این خوش‌بینی سیاسی و مالی، چالش‌ها جدی‌اند: سابقه سخت Westinghouse در پروژه‌های قبلی، زمان طولانی صدور مجوز، کمبود تخصص مهندسی، هزینه‌های بالا و عقب‌افتادگی نسبت به چین — که رآکتورها را در ۵ تا ۶ سال می‌سازد. تحلیل مقاله نتیجه می‌گیرد که «رونق هسته‌ای» ممکن است، اما به احتمال زیاد در دهه آینده تحقق پیدا نمی‌کند.

تحلیل فنی

• فناوری AP1000 توان بالایی دارد و بیش از ۷۵۰هزار خانه را تغذیه می‌کند، اما اجرای آن مستلزم زنجیره تأمین بسیار پیچیده و تجربه ساخت صنعتی بزرگ‌مقیاس است.

• اس‌ام آر‌ها (SMRها) که توسط شرکت‌های فناوری حمایت می‌شوند، در بلندمدت اهمیت دارند اما تا اوایل دهه آینده برق تجاری تولید نخواهند کرد.

• زمان و مجوز: حتی با دستور اجرایی ترامپ برای محدود کردن زمان صدور مجوز به ۱۸ ماه، حجم بررسی‌های ایمنی و فنی NRC کاهش‌ناپذیر است.

• نیروی متخصص: دهه‌ها رکود در ساخت نیروگاه‌های جدید باعث کاهش نیروی ماهر شده و آموزش دوباره به زمان نیاز دارد.

• زنجیره تأمین سوخت با مشارکت Cameco تقویت می‌شود، اما مدیریت چرخه سوخت، پسماند و زیرساخت‌های جانبی همچنان چالش‌برانگیز است.

تحلیل استراتژیک

• امنیت انرژی و تقاضای دیتاسنترها: توسعه برق پایدار کم‌کربن برای صنایع هوش مصنوعی و مراکز داده محرک اصلی این پروژه‌هاست.

• رقابت با چین: آمریکا با سرمایه‌گذاری سنگین به دنبال بازیابی جایگاه خود در برابر سرعت بالای ساخت رآکتور در چین است.

• اتحادهای هسته‌ای: همکاری با ژاپن و بریتانیا می‌تواند انتقال فناوری، سرمایه و هماهنگی استانداردها را تقویت کند و از انزوای صنعتی جلوگیری کند.

• ریسک‌های تمرکز: اتکا به یک شرکت اصلی (Westinghouse) ریسک فناورانه و مالی را افزایش می‌دهد و تنوع فناوری و پیمانکاران ضروری است.

• فشار زمانی شرکت‌های فناوری می‌تواند سرعت پروژه‌ها را بالا ببرد، اما احتمال برخورد با موانع ایمنی و حقوقی را نیز افزایش می‌دهد.

تحلیل اجرایی (Executive Insight)

• فازبندی و ایجاد پروژه‌های پایلوت: اجرای یکی–دو پروژه AP1000 با مدیریت دقیق زمان و هزینه پیش‌نیاز توسعه گسترده است.

• سرمایه‌گذاری در کارخانه‌سازی و مدولار کردن ساخت (Off-site manufacturing) می‌تواند هزینه و ریسک تأخیر را کاهش دهد.

• تقویت ظرفیت NRC برای تطبیق با هدف ۱۸ ماهه تأیید مجوز نیاز به جذب کارشناسان بیشتر و فرآیندهای شفاف‌تر دارد.

• قراردادهای بلندمدت خرید برق (PPA) برای کاهش ریسک سرمایه‌گذار خصوصی توصیه‌شده و با ورود شرکت‌های فناوری هم‌خوان است.

• تنوع فناوری از طریق توسعه هم‌زمان AP1000، SMRها و پروژه‌های نسل پیشرفته امکان کاهش ریسک و افزایش انعطاف در برنامه ملی را فراهم می‌کند.

• سرمایه انسانی باید احیا شود: برنامه‌های ملی آموزش مهندس هسته‌ای، تکنسین‌های راکتور و متخصصان زنجیره تأمین ضروری است.

تحلیل سیاسی

• انگیزه سیاسی قوی برای دستیابی به یک دستاورد صنعتی–ملی وجود دارد؛ محور اصلی پیام دولت، استقلال انرژی و برتری صنعتی است.

• چالش‌های زیست‌محیطی و محلی می‌تواند پروژه‌ها را در سطح ایالتی و قضایی پیچیده کند و زمان‌بندی آن‌ها را تغییر دهد.

• فشار بر رگولاتور برای تسریع مجوزها ممکن است موضوع استقلال NRC را به مباحثه عمومی و حقوقی تبدیل کند.

• این برنامه می‌تواند پیام ژئوپلیتیکی درباره ظرفیت صنعتی آمریکا و هم‌ترازی با متحدان کلیدی (ژاپن و بریتانیا) به جهان مخابره کند.

Rate this post
منبع: سایت اویل پرایس
لینک کپی شد!
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.