بازنویسی خاموشِ طرح ۸ تریلیون دلاری «نِئوم» توسط عربستان سعودی
عربستان سعودی در حال بازنگری گسترده و بیسر و صدا در پروژه عظیم NEOM — با برآورد هزینه حدود ۸.۸ تریلیون دلار — است که زمانی بهعنوان نماد برنامههای بلندپروازانه اقتصادی این کشور در قالب «چشمانداز ۲۰۳۰» معرفی شد.
کاهش چشمگیر قیمت نفت و فشارهای مالی موجب شده تا ریاض بهجای لغو کامل پروژه، ابعاد و مقیاس بخشهای مختلف آن را کوچکتر یا بازطراحی کند، اما همانطور که مقامهای سعودی میگویند، برنامه رسمی این تحول همچنان پابرجاست.
برخی بخشهای جنجالیتر و پرهزینهتر پروژه مانند The Line که قرار بود ۱۷۰ کیلومتر طول داشته و یکی از بزرگترین شهرهای بدون خودرو دنیا باشد، به چند کیلومتر کاهش یافته، و بخشهای دیگری مانند Trojena و «جزیره Sindalah» در فرآیند بازبینی یا تأخیر توسعه قرار دارند. پروژههایی مانند Mukaab نیز بطور رسمی متوقف یا کنار گذاشته شدهاند. در مقابل، طرحهایی که به اهداف اقتصادی کلان و مصرف انرژی آینده مانند تولید هیدروژن سبز وابستهاند، کماکان در مسیر اجرا باقیماندهاند.
تحلیل فنی (Technical Analysis)
طرح NEOM اساساً یک پروژه giga-scale بوده که ترکیبی از فناوریهای پیشرفته، شهرسازی آیندهنگر، زیرساختهای دادهای و انرژیهای تجدیدپذیر را در یک منطقه بسیار بزرگ (بیش از صدها کیلومتر مربع) مدنظر داشت. کاهش مقیاس پروژهها در وهله اول نتیجه فشارهای مالی است که از نوسان قیمت نفت و افزایش هزینههای ساخت ناشی میشود؛ این فشارها باعث شده تا مدلهای اقتصادی اولیه — که بر بازدههای بلندمدت و درآمدهای نفتی بالا استوار بود — دیگر قابل تحقق در شرایط فعلی نباشند.
از منظر مهندسی و اجرایی، پروژههایی با فناوریهای نوآورانه مانند زیرساختهای هوش مصنوعی، مراکز داده و شبکههای انرژی تجدیدپذیر نیازمند سرمایهگذاری مداوم و شدید در تحقیق و توسعهاند. در شرایطی که درآمدهای نفتی کمتر از حد انتظار است، تخصیص بودجه به بخشهایی که سریعتر بازده ایجاد میکنند بهویژه تولید هیدروژن سبز و آمونیاک) برای پادشاهی اولویت یافته است.
نتیجه عملی این تصمیم، تمرکز بر اجزایی از NEOM است که پتانسیل تبدیل به خطوط درآمدی واقعی در کوتاهمدت یا میانمدت دارند و کاهش یا توقف بخشهایی است که هزینهآور هستند، ریسک بالا دارند یا بازده آنها دیرهنگام است.
تحلیل استراتژیک (Strategic Analysis)
بازنگری در پروژه NEOM نشاندهنده تعدیل واقعی بین آرمانگرایی توسعهای و محدودیتهای مالی واقعی در اقتصاد مبتنی بر نفت است. در عمل:
اولویتبندی اقتصادی: پروژههایی که کمتر به درآمد مستقیم و سریع کمک میکنند، کاهش یافته یا متوقف شدهاند. در مقابل، بخشهایی با پتانسیل صادرات انرژی آیندهنگر مانند تولید هیدروژن سبز در اولویت باقی ماندهاند.
کاهش ریسک سیستماتیک: تقسیمبندی پروژههای کلان به بخشهای کوچکتر و قابل مدیریت، به دولت سعودی امکان میدهد تا منابع محدود خود را در حوزههای کلیدی با بازده آتی بهتر متمرکز کند.
بازتعریف «چشمانداز ۲۰۳۰»: اگرچه چشمانداز ۲۰۳۰ بهطور رسمی لغو نشده، اما واقعیت عملی اکنون بیش از هر زمان دیگر به شرایط بازار نفت و فشارهای مالی وابسته است.
این بازنگری، نشاندهنده تحول در رویکرد توسعهای عربستان به سمت واقعگرایی اقتصادی و مدیریت ریسک مالی است — بهویژه در پروژههای عظیم و فناوریمحور.
تحلیل اجرایی (Executive Insight)
برای مدیران و تصمیمگیرندگانی که وضعیت توسعه زیرساخت و سرمایهگذاری در منطقه خاورمیانه را دنبال میکنند، چند نکته کلیدی اجرایی قابل استخراج است:
۱. تحول در تخصیص سرمایه: توجه به اینکه تخصیص بودجه پروژههای کلان اکنون زمینهسنجی روشنتری در خصوص بازده کوتاهمدت و میانمدت دارد — بهویژه در بخشهایی که مستقیماً با اقتصاد انرژی آینده ارتباط دارند.
۲. مدیریت پروژههای giga: پروژههایی با مقیاس بسیار بزرگ، در دورههای نوسان قیمت انرژی یا فشار مالی، نیازمند انعطافپذیری بیشتر در برنامهریزی و تخصیص منابع هستند.
۳. تمرکز بر مزیتهای نسبی: تحول در NEOM نشان داده است که بخشهایی با مزیت سرمایهگذاری مشخص (مانند انرژی تجدیدپذیر و فناوریهای پیشران آینده) شانس بیشتری برای ادامه دارند.
تحلیل سیاسی (Political Analysis)
تصمیم برای بازنگری در پروژه NEOM، اگرچه در درجه اول اقتصادی و فنآوری است، پیامدهای سیاسی نیز دارد:
رهبری منطقهای: عربستان تلاش میکند جایگاه خود را به عنوان بازیگر پیشرو در توسعه اقتصادی و فناوری در منطقه حفظ کند. این بازنگری، نشان از تمایل به ایجاد تعادل بین جاهطلبیهای توسعهای و واقعیتهای سیاسی–اقتصادی دارد.
روابط بینالمللی: کاهش ابعاد پروژههای پرهزینه ممکن است باعث بازنگری در توافقنامههای سرمایهگذاری بینالمللی و همکاریهای خارجی شود، بهویژه با شرکتهای فناوری و سرمایهگذاران بینالمللی.
اهمیت انرژی آینده: پافشاری بر توسعه هیدروژن سبز و انرژیهای تجدیدپذیر میتواند ریاض را بهعنوان بازیگری نه تنها در بازار نفت، بلکه در بازار انرژیهای آینده مطرح کند — امری که پیام سیاسی قوی در سطح جهانی دارد.
در عمل، رقابت جهانی در حوزه هوش مصنوعی باعث شده که استانداردهای محیطزیستی به متغیر ثانویه در تصمیمسازی سیاسی تبدیل شوند؛ روندی که میتواند در سالهای آینده به منازعات اجتماعی و حقوقی گسترده منجر شود.
همچنین در ادامه بخوانید؛گوهر تاج صنعت نفت «عربستان» متولد شد!
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما