بازفرآوری سوخت هستهای؛ کلید رهایی آمریکا از سلطه انرژی روسیه
دولت ایالات متحده در چارچوب سیاست احیای صنعت هستهای، سرمایهگذاری گستردهای را برای توسعه فناوریهای بازفرآوری سوخت هستهای مصرفشده آغاز کرده است.
وزارت انرژی آمریکا نزدیک به ۲۰ میلیون دلار به پنج شرکت داخلی اختصاص داده تا روشهایی برای استخراج انرژی بیشتر از سوخت مصرفشده توسعه دهند؛ در حالی که طبق برآوردها، کمتر از ۵ درصد ظرفیت واقعی انرژی این سوختها تاکنون مورد استفاده قرار میگیرد.
هدف اصلی این برنامه کاهش وابستگی آمریکا به زنجیرههای تأمین جهانی سوخت هستهای است که عمدتاً تحت سلطه روسیه و چین قرار دارند. بیش از نیمی از ظرفیت غنیسازی جهان در اختیار روسیه است و تنها پنج تأسیسات بزرگ تبدیل اورانیوم در سطح جهان فعالاند که این موضوع گلوگاه جدی ژئوپلیتیکی ایجاد کرده است.
همزمان با گسترش راکتورهای نسل جدید مانند SMRها و میکروراکتورها، نیاز به اورانیوم افزایش خواهد یافت و در صورت تداوم وضع موجود، فشار بر بازار جهانی سوخت هستهای تشدید میشود. بازفرآوری سوخت مصرفشده بهعنوان یک راهکار موقت اما حیاتی، میتواند همزمان دو هدف کاهش ضایعات رادیواکتیو و تقویت امنیت انرژی آمریکا را محقق سازد.
تحلیل فنی
از منظر فنی، سوخت هستهای مصرفشده هنوز حاوی مقادیر قابل توجهی اورانیوم و پلوتونیوم قابل شکافت است. فناوریهای سنتی بازفرآوری عمدتاً بر جداسازی پلوتونیوم تمرکز داشتند، اما نسل جدید فناوریها بهدنبال استخراج همزمان اورانیوم و سایر اکتینیدهای سنگین هستند.
نوآوری کلیدی در این حوزه، اتصال فرآیند بازفرآوری به راکتورهای نوترون سریع (Fast Neutron Reactors) است. این راکتورها قادرند تمامی اکتینیدهای بلندعمر را بسوزانند و عملاً چرخه سوخت را تا نزدیک به صفر ضایعات رادیواکتیو بلندمدت پیش ببرند. در این مدل:
• بهرهوری سوخت تا حدود ۹۵ درصد افزایش مییابد.
• حجم و خطر ذخیرهسازی پسماند هستهای بهشدت کاهش مییابد.
• وابستگی به استخراج اورانیوم خام کمتر میشود.
از نظر مهندسی سیستم انرژی، این تحول به معنی گذار از مدل «یکبار مصرف» به «چرخه بسته سوخت هستهای» است.
تحلیل استراتژیک
در سطح راهبردی، بازفرآوری سوخت هستهای برای آمریکا یک ابزار حیاتی در بازطراحی زنجیره تأمین انرژی محسوب میشود. ساختار فعلی بازار جهانی سوخت هستهای بسیار متمرکز و شکننده است:
• روسیه بازیگر مسلط در غنیسازی.
• چین در حال گسترش سریع ظرفیت صنعتی.
• اروپا و آمریکا وابسته به واردات خدمات حیاتی سوخت.
بازفرآوری داخلی به آمریکا امکان میدهد:
۱. ریسک ژئوپلیتیکی زنجیره سوخت را کاهش دهد.
۲. هزینههای بلندمدت تأمین سوخت را کنترل کند.
۳. توسعه راکتورهای نسل جدید را بدون نگرانی از کمبود مواد اولیه دنبال کند.
در واقع این سیاست، مکمل استراتژی «حاکمیت فناورانه انرژی» است؛ یعنی انتقال نقاط بحرانی زنجیره ارزش از خارج به داخل کشور.
تحلیل اجرایی
از منظر اجرایی و سیاستگذاری انرژی، این برنامه سه پیام روشن دارد:
۱. بازگشت هستهای به مرکز سبد انرژی آمریکا:
برخلاف رویکردهای مقطعی دهههای گذشته، سیاست فعلی نشان میدهد انرژی هستهای بار دیگر به عنوان ستون پایدار امنیت انرژی تعریف شده است.
۲. اولویت دادن به فناوریهای چرخه بسته:
سرمایهگذاری دولت بهجای ساخت صرف نیروگاههای جدید، بر ارتقای بهرهوری منابع موجود متمرکز شده است؛ رویکردی که بازده اقتصادی بالاتری دارد.
۳. مدیریت همزمان انرژی و پسماند:
بازفرآوری، مسئله قدیمی ذخیرهسازی سوخت مصرفشده را از یک تهدید زیستمحیطی به یک دارایی راهبردی تبدیل میکند.
بهصورت خلاصه، این سیاست نه یک پروژه تحقیقاتی محدود، بلکه یک بازتعریف ساختاری در منطق مدیریت انرژی هستهای آمریکاست.
تحلیل سیاسی
در بعد سیاسی، این برنامه بخشی از رقابت قدرتهای بزرگ در حوزه انرژی پیشرفته است. انرژی هستهای دیگر صرفاً ابزار تولید برق نیست، بلکه به مولفهای از:
• استقلال راهبردی
• قدرت چانهزنی ژئوپلیتیکی
• و نفوذ فناورانه جهانی
تبدیل شده است. کاهش نقش روسیه در بازار سوخت هستهای، مستقیماً معادلات قدرت در بازار انرژی و حتی موازنه سیاسی در اروپا و شرق آسیا را تحت تأثیر قرار میدهد.
از این منظر، بازفرآوری سوخت هستهای نه فقط یک تصمیم فنی یا اقتصادی، بلکه بخشی از معماری جدید نظم انرژی جهانی است.
همچنین در ادامه بخوانید؛ پیشنهاد سرمایهگذاری مشترک نفتی ایران و آمریکا در آستانه مذاکرات هستهای
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


ارسال نظر شما