افزایش هزینه برق خانوارهای بریتانیایی بهدلیل حمایت دولت از نیروگاههای هستهای
طبق گزارش Telegraph با استناد به اسناد وزارت خزانهداری و «اداره مسئولیت بودجه» بریتانیا (OBR)، تعهدات دولت بریتانیا برای یارانهها و قراردادهای تضمین خرید (CfD) مربوط به دو پروژه نیروگاه هستهای جدید، از حدود سال ۲۰۳۰ سالانه حدود ۱.۳۲ میلیارد دلار به قبوض برق این کشور اضافه خواهد کرد.
نیروگاه Hinkley Point C که ساخت آن سالها با تأخیر مواجه شده، در سالهای ۲۰۳۰–۲۰۳۱ وارد مدار میشود و در همان سال حدود ۴.۶ میلیارد پوند درآمد CfD ایجاد میکند که ۱ میلیارد پوند آن صرف پرداخت یارانه به این نیروگاه میشود.
در کنار آن، دولت در سال جاری تصمیم نهایی برای سرمایهگذاری ۵۱ میلیارد دلاری در نیروگاه Sizewell C را نیز اتخاذ کرده است. این پروژه نخستین نیروگاه هستهای بریتانیاست که از مدل RAB (تنظیم دارایی پایه) استفاده میکند؛ مدل مالیای که از ابتدای ساخت با افزودن یک هزینه اضافی به قبوض انرژی مصرفکنندگان، روند تأمین مالی را آغاز میکند. این هزینه اضافه حتی ممکن است از ژانویه ۲۰۲۶ بر قبوض اعمال شود.
افزایش اخیر ۰.۲ درصدی سقف قیمتی انرژی (Energy Price Cap) توسط Ofgem نیز برخلاف انتظار، ناشی از هزینههای سیاستگذاری دولتی از جمله تأمین مالی Sizewell C بوده است.
منتقدان این پروژهها هشدار میدهند که خانوادههای بریتانیایی با «مالیات هستهای» مواجه شدهاند و تأکید میکنند که هزینه واقعی ساخت، بهرهبرداری و مدیریت پسماند هستهای همچنان رو به افزایش است.
تحلیل فنی
پروژههای هستهای Hinkley Point C و Sizewell C از نظر فنی از نسل EPR (European Pressurized Reactor) هستند؛ رآکتورهایی پیچیده، پرهزینه و مستعد تأخیر.
CfD برای Hinkley Point C عملاً تضمین میکند که اگر قیمت بازار برق کمتر از قیمت توافقی باشد، دولت (و در نتیجه هزینهدهندگان) اختلاف را جبران کنند. این مدل در عمل ریسک ساخت و بهرهبرداری را از دوش سرمایهگذار برداشته و به مصرفکننده منتقل میکند.
در مورد Sizewell C، مدل RAB ریسک را حتی فراتر منتقل میکند؛ یعنی از زمان ساخت و قبل از تولید برق، مصرفکننده شروع به پرداخت هزینه پروژه میکند. این مدل از نظر فنی برای کاهش ریسک سرمایهگذاری مؤثر است اما در شرایط تورمی وعدم قطعیت هزینه پروژههای EPR، بسیار بحثبرانگیز است.
تحلیل استراتژیک
دولت بریتانیا با این دو پروژه به دنبال چهار هدف کلیدی است:
۱. امنیت انرژی (جایگزینی نیروگاههای هستهای قدیمی)
۲. کاهش وابستگی به گاز وارداتی
۳. تحقق اهداف کربنی تا ۲۰۵۰
۴. ایجاد ظرفیت تولید برق پایه (Baseload) بهجای تکیه کامل بر انرژیهای تجدیدپذیر
اما چالش استراتژیک مهم این است که:
• مدل تأمین مالی انتخابشده، بهشدت سیاسی است؛
• افزایش هزینه برای خانوارها در دوره تورمی، ریسک اجتماعی و انتخاباتی دارد؛
• و رشد برق هستهای ممکن است در تضاد با رویکرد برخی کشورهای اروپایی و سازمانهای محیطزیستی باشد.
این تضادهای استراتژیک ممکن است پروژه Sizewell C را به مسئلهای بُغرنج در سیاست انرژی بریتانیا تبدیل کند.
تحلیل اجرایی (Executive Insight)
برای تصمیمگیران حوزه انرژی و اقتصاد:
• مدل CfD و RAB هر دو ریسک ساخت و مالی را از سرمایهگذار به مصرفکننده منتقل میکنند؛ این یعنی در شرایط افزایش هزینه ساخت، فشار مستقیم بر خانوارها و صنایع.
• افزایش کوچک ۰.۲٪ در Energy Price Cap پیام مهمی دارد: هزینههای سیاستگذاری (Policy Costs) اثر فوری دارد و میتواند بر تورم انرژی تأثیر بگذارد.
• اگر Sizewell C با تأخیرهای مشابه Hinkley مواجه شود، دوره پرداخت «مالیات هستهای» برای مردم بسیار طولانیتر و سنگینتر خواهد شد.
• در مقابل، موفقیت این پروژهها میتواند ستون انرژی پایه (Baseload) بریتانیا را تا دهه ۲۰۶۰ تضمین کند و قیمتهای بلندمدت را تثبیت نماید.
تحلیل سیاسی
مسأله هستهای در بریتانیا بهشدت سیاسی شده است:
• محافظهکاران آن را رکن امنیت انرژی میدانند.
• حزب کارگر با احتیاط حمایت میکند اما نگران فشار بر خانوارهاست.
• سبزها و گروههای محلی بهشدت مخالف هستند.
تبدیل این هزینهها به «مالیات هستهای» در افکار عمومی، در سالهای ۲۰۲۶–۲۰۲۸ میتواند به موضوعی پیامدساز در انتخابات آینده تبدیل شود.
همچنین در ادامه بخوانید؛ تمدید مالیات بادآورده بریتانیا همزمان با باز کردن مسیر برای حفاری محدود در دریای شمال
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


ارسال نظر شما