اروپا در تنگنای انتخابهای سخت انرژی
اتحادیه اروپا که پس از بحران اوکراین بهطور گسترده به واردات الانجی آمریکا روی آورده بود، اکنون نسبت به میزان وابستگی خود به این منبع دچار نگرانی شده است.
کمیسر انرژی اتحادیه اروپا اعلام کرده که بروکسل به دنبال تنوعبخشی به منابع گاز است، اما این مسیر با موانع جدی مواجه است: تحریم کامل گاز روسیه، مقررات سختگیرانه متان اتحادیه اروپا، و امتناع صادرکنندگان بزرگ مانند آمریکا و قطر از پذیرش الزامات جدید زیستمحیطی.
در نتیجه، اروپا عملاً با کمبود گزینههای واقعی روبهروست. از یک سو نمیتواند به روسیه بازگردد و از سوی دیگر، آمریکا و قطر نیز حاضر نیستند هزینههای تطبیق با مقررات متان را بپذیرند؛ موضوعی که باعث افزایش قیمت گاز و شکنندگی امنیت انرژی اروپا شده است.
تحلیل فنی
از منظر فنی، بحران فعلی اروپا حاصل همزمانی سه عامل ساختاری است:
۱. محدودیت عرضه جهانی LNG:
بازار جهانی الانجی ظرفیت مازاد بزرگی ندارد. ایالات متحده و قطر بیش از نیمی از عرضه صادراتی را در اختیار دارند و سایر تولیدکنندگان مانند کانادا و الجزایر از نظر حجم، توان جایگزینی ندارند.
۲. مقررات متان اتحادیه اروپا:
مقررات جدید اتحادیه اروپا مستلزم پایش، اندازهگیری و گزارش دقیق نشت متان در کل زنجیره تأمین است. این الزامات هزینه سرمایهای و عملیاتی قابلتوجهی دارد که تولیدکنندگان بزرگ فعلاً تمایلی به پذیرش آن ندارند.
۳. وابستگی زیرساختی:
پایانههای وارداتی اروپا طی چهار سال گذشته عمدتاً برای دریافت LNG آمریکا بهینه شدهاند. این وابستگی فنی و قراردادی، تغییر سریع مبدا واردات را دشوار و پرهزینه کرده است.
در نتیجه، اروپا از نظر فنی در وضعیتی قرار گرفته که نه امکان بازگشت به گاز خط لوله روسیه را دارد و نه گزینه جایگزین مقیاسپذیری برای LNG آمریکا در اختیارش است.
تحلیل استراتژیک
از منظر استراتژیک، اتحادیه اروپا با یک پارادوکس جدی مواجه است:
سیاست رسمی بروکسل بر تنوعبخشی و استقلال انرژی تأکید دارد.
اما تصمیمات سیاسی گذشته، بهویژه تحریم کامل روسیه و تمرکز بر آمریکا، عملاً یک وابستگی تکمنبعی جدید ایجاد کرده است.
تلاش برای جایگزینی آمریکا با کشورهایی مانند قطر، کانادا یا الجزایر بیشتر جنبه سیاسی دارد تا عملیاتی، زیرا هیچیک از این کشورها ظرفیت لازم برای پر کردن شکاف موجود را ندارند.
در واقع، استراتژی تنوعبخشی اروپا به جای کاهش ریسک، نوعی جابجایی ریسک ژئوپلیتیکی از شرق به غرب بوده است.
تحلیل اجرایی (Executive Insight)
در سطح اجرایی، پیام اصلی برای تصمیمگیران اروپایی روشن است:
امنیت انرژی بدون بازنگری در سیاستهای زیستمحیطی و ژئوپلیتیکی فعلی قابل تحقق نیست.
اتحادیه اروپا ناچار است یکی از سه مسیر را انتخاب کند:
۱. پذیرش هزینه بالاتر LNG آمریکا و تحمل فشار اقتصادی بر صنایع و مصرفکنندگان.
۲. تعدیل مقررات متان برای جذب قطر و سایر صادرکنندگان.
۳. بازتعریف تدریجی رابطه انرژی با روسیه، ولو به شکل محدود و غیررسمی. عدم انتخاب هر یک از این مسیرها به معنای تداوم وضعیت فعلی است: گاز گران، امنیت شکننده و وابستگی ساختاری.
تحلیل سیاسی
در بعد سیاسی، بحران LNG نشانهای از فرسایش اعتماد متقابل اروپا و آمریکا است. دولت جدید آمریکا نشان داده که انرژی را نه بهعنوان ابزار همکاری راهبردی، بلکه بهعنوان اهرم فشار اقتصادی و سیاسی میبیند.
از سوی دیگر، بروکسل نیز درمییابد که سیاست تحریمی و زیستمحیطی آن، بدون پشتوانه واقعی بازار، بیش از آنکه ابزار قدرت باشد، به عامل محدودیت خوداتحادیه تبدیل شده است.
در مجموع، بحران فعلی بیش از آنکه فنی باشد، بازتاب یک واقعیت سیاسی است:
اروپا در تلاش برای استقلال انرژی، وارد مرحلهای از وابستگی مدیریتنشده شده که هزینههای آن اکنون آشکار شده است.
همچنین در ادامه بخوانید؛چین گام بزرگ در قیمتگذاری جهانی الانجی با یوان برمیدارد
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما