چرخش سیاستی ترامپ میتواند گذار انرژی را از کار بیندازد
با آغاز دور دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ، دولت آمریکا بخش عمدهای از یارانهها و حمایتهای مالی از انرژیهای تجدیدپذیر را لغو کرده و این تصمیم منجر به لغو بیش از ۲۲ میلیارد دلار پروژه انرژی پاک در نیمه نخست سال ۲۰۲۵ شده است.
وزارت انرژی ایالات متحده نیز اخیراً ۷/۵۶ میلیارد دلار کمک مالی به صدها پروژه انرژی پاک را به دلیل «فاقد توجیه اقتصادی بودن» متوقف کرده است.
در نتیجه، صنایع بادی، خورشیدی و خودروسازی برقی در آمریکا با بحران بقا مواجه شدهاند. تحلیلگران «DNV» معتقدند سیاستهای ترامپ هرچند آهنگ کاهش انتشار گازهای گلخانهای را کند میکند، اما نمیتواند مسیر جهانی گذار به انرژی پاک را متوقف سازد. چین در همین زمان با سهم ۵۶ درصدی در ظرفیت جدید خورشیدی و ۶۰ درصدی در ظرفیت بادی جهان، پیشتاز مطلق این حوزه شده است.
با وجود این، روند کلی تحقق هدف «تراز صفر جهانی» (Net Zero) دچار وقفه شده و به گفته آژانس بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر، برای رسیدن به هدف ۱۱/۲ تراوات ظرفیت تجدیدپذیر تا سال ۲۰۳۰، جهان باید از سال ۲۰۲۵ به بعد سالانه بیش از ۱/۱۲۲ تراوات به ظرفیت خود بیفزاید؛ هدفی که بر اساس روند فعلی غیرممکن توصیف شده است.
تحلیل فنی:
لغو یارانهها عملاً بازار انرژی پاک را از پشتیبانی نهادی و مالی محروم کرده است. نرخ بازگشت سرمایه در پروژههای بادی و خورشیدی بدون حمایت دولتی در آمریکا به کمتر از ۵ درصد کاهش یافته و بسیاری از شرکتها توان ادامه فعالیت ندارند. در مقابل، چین با حفظ یارانهها و زنجیره تأمین داخلی قدرتمند، توانسته هزینه هر مگاوات ظرفیت خورشیدی را تا یکسوم کاهش دهد.
توقف پیشرفت در ایالات متحده، شکاف فناوری بین غرب و شرق را افزایش داده و سرمایهگذاران اروپایی نیز با مشکلات مشابهی در زمینه مجوزها، شبکه انتقال برق و تعرفههای آمریکایی مواجه شدهاند.
تحلیل استراتژیک:
چرخش سیاستی ترامپ نشاندهنده بازگشت «امنیت انرژی» به اولویت نخست سیاستگذاری آمریکاست، در برابر سیاستهای اقلیمی. واشینگتن با تمرکز بر تولید نفت و گاز داخلی، به دنبال استقلال انرژی و کاهش فشار تورمی است. این سیاست میتواند وابستگی اروپا به گاز آمریکا را افزایش دهد و به شکل غیرمستقیم باعث کندی گذار انرژی در کشورهای OECD گردد.
از سوی دیگر، قدرتهای آسیایی مانند چین و هند با استفاده از این خلأ راهبردی، نقش پیشتاز در فناوریهای تجدیدپذیر را تثبیت خواهند کرد؛ امری که به تغییر موازنه ژئواقتصادی در بازار انرژی جهانی منجر میشود.
تحلیل اجرایی (Executive Insight):
۱. بازارهای جهانی انرژی پاک در کوتاهمدت با موج خروج سرمایه از آمریکا مواجه خواهند شد و منابع مالی به سمت چین و خاورمیانه با سیاستهای حمایتی پایدارتر سرازیر میشود.
۲. شرکتهای بینالمللی فعال در حوزه تجدیدپذیر باید مدلهای سرمایهگذاری بدون یارانه (Subsidy-Free) را بازنگری و اصلاح کنند.
۳. در سطح سیاستگذاری، تمرکز بر زیرساخت شبکه انتقال و ذخیرهسازی انرژی، مهمترین پیششرط برای ادامه مسیر «تراز صفر» محسوب میشود.
۴. کاهش سرعت گذار انرژی میتواند بازار نفت و گاز را تا سال ۲۰۲۸ در محدوده قیمتی ۷۰ تا ۹۰ دلار برای هر بشکه نفت تثبیت کند و موجب تداوم سودآوری شرکتهای فسیلی گردد.
تحلیل سیاسی:
تصمیم ترامپ بیش از آنکه صرفاً اقتصادی باشد، بیانیهای سیاسی علیه نظم اقلیمی جهانی است که در دولتهای دموکرات شکل گرفته بود. این سیاست با شعار «Energy Dominance» مجدداً آمریکا را در جایگاه تولیدکننده عمده نفت و گاز قرار میدهد و میتواند شکاف ایدئولوژیک میان واشینگتن و بروکسل را در موضوعات اقلیمی عمیقتر کند.
در سطح بینالمللی، این چرخش ممکن است محور جدیدی از رقابت انرژی میان آمریکا، چین و اتحادیه اروپا ایجاد کند که در آن «تراز صفر» از هدفی زیستمحیطی به ابزار قدرت ملی تبدیل شود.
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما