چرا پایانِ جهان تا این اندازه پرسود بهنظر میرسد؟
مقاله توضیح میدهد که «حاکمیت» از دولتها به شرکتهای بزرگ تکنولوژی منتقل میشود. شرکتهایی مانند Palantir، SpaceX و Anduril نهتنها قراردادهای عظیم دولتی میگیرند، بلکه عملاً نقش «زیرساخت حکمرانی» را برعهده گرفتهاند.
رشد بیسابقۀ هوش مصنوعی به انرژی، آب و زیرساختهای بسیار زیادی نیاز دارد؛ این هزینهها توسط مردم پرداخت میشود، در حالی که بهره اقتصادی اصلی به شرکتها میرسد.
بازار سهام رکورد میزند، اما مشاغل بهتدریج حذف میشوند. «کارایی» یعنی نیروی کار کمتر و سود بیشتر برای سرمایه.
نویسنده پیشنهاد میدهد یک «قرارداد اجتماعی جدید» لازم است؛ شامل:
مدل سهام حاکمیتی (Sovereign Equity) برای پروژههای دولتی
مالیات بر اتوماسیون برای جایگزینی مالیاتهای مزد
حرکت به سمت خدمات عمومی پایه (UBS) بهجای صرف پرداخت پول نقد
پیام اصلی مقاله:
«آینده بسیار سودآور شده، اما مالکان آن تعداد اندکی هستند؛ جامعه باید بخشی از مالکیت را پس بگیرد.»
تحلیل فنی
۱. انتقال قدرت از دولت به شرکتها
دولتها دیگر فقط خریدار تکنولوژی نیستند؛ شرکتها خود بستر حکمرانی را میسازند (داده، ارتباطات، دفاع، زیرساخت دیجیتال).
مثالها:
قرارداد ۱.۸ میلیارد دلاری SpaceX با NRO
وابستگی NHS بریتانیا به Palantir
اتکای اوکراین به Starlink
۲. مصرف انرژی و زیرساخت
مصرف برق مراکز داده تا ۲۰۳۰ تقریباً دو برابر میشود.
دولتها بهجای سرمایهگذاری در انرژی جدید، نیروگاههای گاز و حتی زغالسنگ را تأمین مالی میکنند.
نتیجه: شرکتها انرژی «پاک و تضمینشده» میگیرند، مردم «بازار لحظهای» و هزینه بالا.
۳. بازار کار و حذف تدریجی مشاغل
اخراجهای آشکار و «اخراج خاموش»
ورود افراد جوان به بازار کار سختتر میشود.
اتوماسیون ابتدا طبقه متوسط و مشاغل ورودی را حذف میکند.
۴. وابستگی جهانی
مفهوم «استقلال دیجیتال» بسیار پرهزینه است (اروپا: €۳.۶ تریلیون).
اکثر کشورها عملاً به پلتفرمهای آمریکایی تبدیل میشوند؛ استقلال سیاسی محدود میشود.
تحلیل استراتژیک
۱. الگوی کلان: خصوصیسازی حاکمیت
دولتها کنترل ابزارهای اصلی قدرت را واگذار میکنند:
داده
انرژی
زیرساخت دفاعی
الگوریتمها
این روند شبیه یک ادغام ساختاری دولت و شرکت است.
۲. ریسکهای بلندمدت
کاهش توان دولت در بحرانها
اگر زیرساختها در اختیار شرکتها باشد، سیاست خارجی و دفاع ملی تابع قراردادهای خصوصی میشود.
تشدید نابرابری طبقاتی
سود به سرمایه و فناوری میرود، نه به کار و نیروی انسانی.
۳. وابستگی متقابل جهانی
کشورها «تکنولوژی برتر» میگیرند، اما حاکمیت را گرو میگذارند.
نمونه برجسته: ارتباطات نظامی اوکراین وابسته به Starlink.
تحلیل اجرایی (Executive Insight)
۱. مدل مالکیت عمومی ضروری است
هر جا دولت سرمایه میگذارد، باید سهام مطالبه کند.
مانند Alaska Permanent Fund: درآمد مشترک → سود مشترک.
۲. مالیات بر اتوماسیون
برای جلوگیری از فروپاشی پایه مالیاتی:
هر جایگزینی انسان با ماشین باید مالیات معادل فعالیت اقتصادی تولید کند.
۳. خدمات پایه بهجای پرداخت نقدی
UBI بدون کنترل قیمتها → تورم خدمات.
منطقیتر:
حملونقل عمومی سبز
اینترنت پرسرعت
داده و پردازش ابری عمومی
۴. داده = منبع طبیعی
استفاده از داده مردم باید حقالامتیاز ایجاد کند، نه رایگان.
تحلیل سیاسی
روند به سمت دولتهای لاغر و شرکتهای چاق است.
«سیاست» به «تکنوکراسی شرکتی» تبدیل میشود:
کسانی که پلتفرمها را اداره میکنند، عملاً قانون را اجرا میکنند.
کشورها که توان سرمایهگذاری ندارند، به کلاینت استیت تبدیل میشوند.
جمعبندی
بازارها رکورد میزنند چون ارزش خلق میشود؛ اما مالکیت آن خصوصی است.
هزینهها (انرژی، آب، زیرساخت، آلودگی) عمومی شدهاند.
• «قرارداد اجتماعی قدیمی» که اشتغال را جایزه میداد، دیگر کار نمیکند.
راهحل پیشنهادی:
اگر مردم ریسک میکنند، باید سود بگیرند.
از طریق:
سهام حاکمیتی
مالیات بر اتوماسیون
حقالامتیاز داده
خدمات عمومی پایه
مقاله هشدار میدهد که اگر این مسیر اصلاح نشود، جامعه بهجای «مالک» آینده، فقط «کاربر» آینده خواهد بود.
همچنین در ادامه بخوانید؛آیا انفجار هوش مصنوعی به یک حباب خطرناک تبدیل میشود؟
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


ارسال نظر شما