ورود حسابشده عربستان به میادین نفت و گاز سوریه؛ بازآرایی انرژی در خدمت ژئوپلیتیک
بر اساس تحلیل منتشرشده توسط Oilprice. com، ورود عربستان سعودی به بخش نفت و گاز سوریه نه اقدامی صرفاً اقتصادی، بلکه بخشی از یک راهبرد مرحلهبندیشده پس از کنار رفتن بشار اسد است که در واشنگتن و لندن طراحی شده است.
این راهبرد بهدنبال پر کردن خلأ قدرت در سوریه، بدون تکرار الگوی اشغال مستقیم، از طریق بازسازی با پیشانی کشورهای عربی و حضور پنهان اما مؤثر شرکتهای غربی است.
در این چارچوب، وزارت انرژی عربستان هدایت مستقیم فعالیت چهار شرکت کلیدی — TAQA، ADES Holding، Arabian Drilling و ARGAS — را بر عهده دارد. این شرکتها در حوزههایی از جمله خدمات فنی، توسعه میادین، حفاری، عملیات بازکاری چاهها و مطالعات لرزهنگاری دوبعدی و سهبعدی وارد سوریه شدهاند. تمرکز اولیه بر افزایش تولید در چند میدان گازی مشخص و سپس گسترش فعالیتها به بخش نفتی است.
این تحرکات در ادامه ورود پیشین امارات به بخش گاز سوریه و همزمان با برنامههای شرکتهای آمریکایی برای بازسازی زیرساختهای انرژی و برق این کشور انجام میشود.
تحلیل فنی
از منظر فنی، الگوی ورود عربستان مبتنی بر ارائه خدمات بالادستی و بازفعالسازی میادین موجود است، نه توسعه میادین جدید پرریسک. تمرکز بر لرزهنگاری، حفاری، تعمیر و نگهداشت و افزایش ضریب بازیافت، نشان میدهد که هدف کوتاهمدت، احیای ظرفیتهای ازکارافتاده و تثبیت تولید است.
وجود ذخایر قابلتوجه گاز (۸.۵ تریلیون فوت مکعب) و سابقه افزایش ۴۰ درصدی تولید گاز پیش از جنگ، زیرساخت فنی لازم برای بازگشت تدریجی تولید را فراهم میکند. همچنین پروژههای پیشین روسیه در نیروگاهها و پالایشگاهها، پایهای فنی ایجاد کرده که امکان بهرهبرداری مجدد با هزینه کمتر را فراهم میسازد.
تحلیل استراتژیک
در سطح استراتژیک، این تحولات بیانگر جابجایی مرکز ثقل نفوذ انرژی در سوریه است. راهبرد جدید غرب، بهجای حضور مستقیم، بر استفاده از مشروعیت منطقهای کشورهای عربی و ظرفیت اجرایی شرکتهای غربی استوار شده است.
ورود عربستان و امارات به انرژی سوریه، بخشی از تلاش گستردهتر برای تضعیف دستاورد راهبردی روسیه در مدیترانه شرقی و قطع پیوند ژئوپلیتیکی میان سوریه، ایران و روسیه تلقی میشود. در این چارچوب، انرژی نه هدف نهایی، بلکه ابزار بازطراحی موازنه قدرت منطقهای و احیای معماری عادیسازی روابط عربی – اسرائیلی است.
تحلیل اجرایی
از منظر اجرایی، توافقهای جدید با سوریه بهطور غیرمعمول عملیاتی، زمانبندیشده و با نظارت مستقیم دولت عربستان طراحی شدهاند. این موضوع ریسک پروژه را کاهش داده و امکان پیشرفت سریع در فازهای اولیه را فراهم میکند.
همزمان، تفکیک نقشها — مشروعیت سیاسی توسط بازیگران عربی، اجرا توسط شرکتهای منطقهای و پشتیبانی فنی توسط شرکتهای غربی — یک مدل اجرایی چندلایه ایجاد کرده که انعطافپذیری بالایی در برابر تحولات امنیتی و سیاسی دارد. این مدل، عملاً سرمایهگذاریهای پیشین روسیه را بدون رویارویی مستقیم کنار میزند.
تحلیل سیاسی
در بعد سیاسی، مقاله تأکید میکند که بازسازی انرژی سوریه بخشی از رقابت ساختاری میان بلوک غرب و محور روسیه–چین–ایران است. سوریه برای روسیه نهفقط یک متحد، بلکه سکوی راهبردی حضور نظامی و اطلاعاتی در مدیترانه بوده است.
با کنار رفتن دولت پیشین و تغییر الگوی بازسازی، این جایگاه بهتدریج تضعیف میشود. همزمان، انرژی به ابزاری برای بازگرداندن سوریه به مدار نفوذ غرب و همپیمانان منطقهای آن تبدیل شده است. در این چارچوب، توافقهای انرژی نه تصمیمات منفرد اقتصادی، بلکه اجزای یک پروژه ژئوپلیتیکی منسجم برای بازآرایی نظم منطقهای پس از جنگ تلقی میشوند.
همچنین در ادامه بخوانید؛ «سوریه قرارداد همکاری گازی با ConocoPhillips و Novaterra امضا کرد»
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


ارسال نظر شما