قمار گازی امارات در سوریه؛ «برد سهگانه» برای واشنگتن؟
ایالات متحده و بریتانیا پس از کنار رفتن بشار اسد در دسامبر، در حال تثبیت جای پای خود در سوریۀ پسااسد هستند. واشنگتن برای تثبیت نفوذ غرب، بازسازی اقتصاد سوریه را محور قرار داده و تمرکز راهبردی بر بازسازی میادین گازی و نفتی – منبع اصلی درآمد سوریه پیش از جنگ – گذاشته است.
در همین مسیر، شرکت Dana Gas امارات توافقی اولیه با شرکت ملی نفت سوریه برای بازتوسعه میادین گاز امضا کرده است؛ اقدامی که با رفع تحریمهای آمریکا، همراهی عربستان و امارات و مشارکت عملی غرب، اجرا میشود.
سوریه پیش از جنگ روزانه حدود ۳۱۶ میلیارد فوتمکعب گاز و ۴۰۰ هزار بشکه نفت تولید میکرد و زیرساخت عظیمی که روسیه از ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۵ ساخته و بازسازی کرده بود، هنوز پابرجاست. روسیه با سرمایهگذاری سنگین در پالایشگاه حمص، تأسیسات گاز جنوب-مرکزی و نیروگاهها، تا سال ۲۰۱۵ در حال تبدیل سوریه به پایگاه انرژی خود در مدیترانه بود.
اما اکنون با رفع تحریمها از سوی آمریکا، بریتانیا و اتحادیه اروپا، این زیرساخت آماده و کمهزینه در اختیار غرب قرار گرفته است. حضور امارات و عربستان به عنوان «پوشش عربی» نیز مانع شکلگیری ادراک اشغالگری غربی میشود.
واشنگتن این پروژه را سهگانه میبیند:
۱. قرار گرفتن در مرکز بازسازی اقتصاد سوریه،
۲. پیوند عربستان و امارات به معماری جدید منطقهای آمریکا،
۳. حذف کامل مزایای ژئوپلیتیکی و اقتصادی روسیه در سوریه.
تحلیل فنی (Technical Analysis)
۱. وضعیت میادین گازی و نفتی سوریه
• زیرساخت گازی که روسیه توسعه داده (South-Central Gas Area، نیروگاهها و خطوط انتقال) هنوز سالم است و ۴۰ درصد افزایش ظرفیت قبل از جنگ را ایجاد کرده بود.
• از نظر مهندسی، بازتوسعه این میادین نیازمند Capex نسبتاً محدود نسبت به پروژههای Greenfield است، زیرا شبکه انتقال، ایستگاههای تقویت فشار، و سکوهای چاهها وجود دارد.
• Dana Gas تجربه عملیات در مناطق پرتنش عراق (Khor Mor) و مصر را دارد و میتواند بهسرعت تولید را احیا کند.
۲. اهمیت استراتژیک پالایشگاه حمص
• فازهای توسعه روسیه ظرفیت هدف را به ۳۶۰ هزار بشکه میرساند.
• حمص میتواند نفت ایران، عراق یا سوریه را فرآورش کرده و از بنادر مدیترانه به اروپا صادر کند.
• بازگشت این پالایشگاه به غرب = بازگشت نفوذ انرژی به مدیترانه شرقی.
۳. ذخایر و بازار
• ذخایر ۸.۵ tcf برای کشوری جنگزده رقم مهمی است.
• گاز سوریه از نظر شبکه انتقال میتواند به لبنان، اردن، ترکیه و از آنجا به اروپا متصل شود.
• اگر پروژهها احیا شوند، ترکیب گاز سوریه با خطوط مدیترانه و قفقاز میتواند بخشی از راهبرد جدید اروپا برای جایگزینی گاز روسیه باشد.
۴. مدل اقتصادی پروژههای اماراتی
• با توجه به زیرساخت آماده، نرخ بازگشت داخلی (IRR) این پروژهها میتواند بالا باشد، چون ریسک ژئوپلیتیک با «پوشش عربی» تعدیل شده است.
• امارات به دنبال گسترش نقش خود در مدیریت عرضه گاز منطقهای است که با سرمایهگذاری در عراق و مصر آغاز شد.
تحلیل استراتژیک (Strategic Analysis)
۱. پیروزی اول: کنترل مسیر اقتصادی سوریه
با حضور امارات، سرمایهگذاری غربی و رفع تحریمها، اقتصاد سوریه به سمت معماری امنیتی-اقتصادی واشنگتن هدایت میشود.
مزیت کلیدی: هرگونه بازسازی یا خط لوله، نیازمند حضور فیزیکی شرکتهاست، و این یعنی حضور امنیتی مشروع غرب.
۲. پیروزی دوم: «اتحاد عربی» تحت مدیریت آمریکا
آمریکا از درسهای عراق و لیبی استفاده کرده و این بار:
• از مشارکت عربستان و امارات برای کاهش حساسیت مردمی بهره میبرد،
• ساختار منطقهای شبیه Abraham Accords ۲.۰ را دنبال میکند،
• و وابستگی اقتصادی دمشق به کشورهای عربی نزدیک به غرب را تقویت میکند.
این مدل، حضور غرب را «بومیسازی» میکند.
۳. پیروزی سوم: حذف کامل دستاوردهای روسیه
با تغییر رژیم و رفع تحریمها، تمام سرمایهگذاریهای روسیه در انرژی، پالایش، خطوط انتقال و نیروگاهها عملاً به داراییهای بلاعوض برای غرب تبدیل شده است.
این دقیقاً یک Zero-Sum Game است:
• هر یک دلار نفوذ واشنگتن = یک دلار زیان ژئوپلیتیکی برای مسکو.
۴. نقش امارات در ساختار قدرت آینده سوریه
• امارات در حال تبدیل شدن به بازوی اقتصادی و انرژی ایالات متحده در منطقه است.
• پرونده سوریه یک «موفقیت کمهزینه، پرراندمان» برای ابوظبی محسوب میشود زیرا:
• ریسک عملیاتی پایین است (زیرساخت آماده)
• ریسک سیاسی کاهش یافته (پوشش غرب و عربستان)
• و بازگشت سرمایه بالا است.
تحلیل اجرایی (Executive Insight)
۱. سوریه در مسیر تبدیل شدن به یک هاب گازی منطقهای تحت مدیریت غرب و امارات است.
۲. بازار گاز اروپا در افق ۲۰۳۰ میتواند مقصد نهایی گاز سوریه شود، اگر زیرساخت انتقال احیا و خطوط جدید طراحی شوند.
۳. امارات از کانال انرژی، نفوذ ژئوپلیتیک خود را گسترش میدهد و خود را شریک اول آمریکا در بازتعریف خاورمیانه نشان میدهد.
۴. ایران و روسیه بازنده اصلی هستند:
• ایران مسیر صدور انرژی به مدیترانه را از دست میدهد.
• روسیه سرمایهگذاریهای انرژیاش را بدون هیچ بازگشتی از دست داده است.
۵. ترکیه نیز در میانمدت آسیبپذیر است، چون یک رقیب جدید در بازار گاز شرق مدیترانه ظاهر میشود.
همچنین در ادامه بخوانید؛ سفارش نخستین شناور فراساحلی کنترل از راه دور امارات
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


ارسال نظر شما