رونق صادرات LNG آمریکا و فشار بر مصرفکنندگان داخلی
از ابتدای سال جاری، صادرات گاز طبیعی مایعشده (LNG) آمریکا به رکوردهای جدیدی رسیده و در ماه سپتامبر به ۹٫۴ میلیون تن افزایش یافته است.
رشد تقاضای جهانی، بهویژه از سوی اروپا و مراکز داده داخلی، سبب افزایش مداوم صادرات شده است. اما این موفقیت برای دولت ترامپ یک دوراهی انرژی ایجاد کرده است:
از یکسو، تحقق وعده «سلطه انرژی آمریکا» از طریق صادرات گسترده، و از سوی دیگر، ناتوانی در حفظ هدف «انرژی ارزان برای آمریکاییها».
در حال حاضر قیمت گاز طبیعی آمریکا حدود ۳٫۰۳ دلار به ازای هر میلیون بیتییو (mmBtu) است که هرچند پایینتر از دو هفته گذشته است، اما نسبت به اکتبر ۲۰۲۴ رشد یک دلاری دارد.
کارشناسان از جمله مؤسسه Wood Mackenzie هشدار دادهاند که با پیری میادین شیل و اتمام نقاط پربازده (Sweet Spots)، استخراج گاز پرهزینهتر خواهد شد و قیمتها ناگزیر افزایش خواهند یافت.
به گفته مدیران صنعت، برای تداوم حفاری در نواحی کمبازدهتر، قیمت گاز باید به حدود ۵ دلار بر mmBtu برسد؛ در غیر این صورت، تولید کاهش یافته و عرضه محدود میشود که خود به افزایش بیشتر قیمتها منجر خواهد شد. این وضعیت شباهتهایی با تجربه نروژ دارد که پس از افزایش صادرات برق و گاز به اروپا، با گرانی انرژی داخلی مواجه شد و ناچار به محدودسازی صادرات گردید.
در مقابل، شرکتهایی چون شل (Shell) و نهادهایی مانند اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) رشد چشمگیر تقاضای جهانی برای LNG تا سال ۲۰۴۰ را پیشبینی کردهاند — رشدی حدود ۶۰ درصدی — که فرصت طلایی برای صادرکنندگان آمریکایی فراهم میکند، اما با هزینه سنگین برای مصرفکنندگان داخلی.
تحلیل فنی (Technical Analysis)
۱. روند قیمتی:
• افزایش بهای گاز از ۲ تا ۳ دلار به ازای هر mmBtu نشاندهنده ورود بازار به فاز نیمهصعودی است.
• آستانه اقتصادی جدید برای حفاری (۵ دلار) سقف روانی و اقتصادی تازهای را تعیین میکند.
۲. پایداری عرضه:
• کاهش بهرهوری میادین شیل (بهویژه در حوضههای مارسلوس و پرمیان) موجب افزایش هزینه نهایی تولید میشود.
• تولید گاز همراه (Associated Gas) در میادین نفتی نیز با کاهش حفاری نفت محدود خواهد شد.
۳. ظرفیت صادراتی:
• افزایش ظرفیت پایانههای Sabine Pass، Corpus Christi و Calcasieu Pass، توازن عرضه داخلی را بهنفع صادرات تغییر داده است.
• پیشبینی رشد صادرات تا ۲۷ میلیارد فوت مکعب در روز میتواند ساختار بازار داخلی آمریکا را متحول کند.
تحلیل استراتژیک (Strategic Analysis)
۱. تناقض سیاستی در دکترین ترامپ: شعار «انرژی ارزان و فراوان» در تضاد با واقعیت «صادرات حداکثری و قیمت بالاتر» قرار گرفته است. این وضعیت، مشابه سیاستهای انرژی در دوران پس از جنگ جهانی دوم است که در آن، امنیت انرژی داخلی فدای منافع ژئواکونومیک میشد.
۲. تأثیر بر بازار جهانی:
• افزایش صادرات آمریکا موجب رقابت مستقیم با قطر و استرالیا در بازار LNG میشود.
• اروپا در کوتاهمدت برنده است (تنوع عرضه)، اما در بلندمدت با گاز گرانتر مواجه خواهد شد.
• افزایش بهای گاز آمریکا، نقش روسیه را در بازار LNG آسیا مجدداً تقویت خواهد کرد.
۳. ریسکهای بلندمدت:
• اتکای بیشازحد آمریکا به صادرات انرژی، ممکن است در دورهای از رکود جهانی، منجر به مازاد عرضه و فشار قیمتی داخلی شود.
• احتمال بازنگری در سیاست صادرات LNG در دوره بعدی ریاستجمهوری وجود دارد، بهویژه در صورت نارضایتی گسترده مصرفکنندگان و صنایع انرژیبر.
تحلیل اجرایی (Executive Insight)
• برای سرمایهگذاران: بازار LNG آمریکا در فاز توسعه پایدار قرار دارد، اما سودآوری آن وابسته به قیمتهای بالاتر از ۴٫۵ دلار بر mmBtu است. پروژههای جدید باید بر بهرهوری حفاری و کاهش هزینههای انتقال تمرکز کنند.
• برای دولت: ایالات متحده باید تعادلی میان منافع صادراتی و رفاه مصرفکننده داخلی بیابد؛ احتمال مداخله قیمتی یا وضع مالیات بر صادرات در آینده وجود دارد.
• برای اتحادیه اروپا: وابستگی شدید به LNG آمریکا، اگرچه کوتاهمدت مفید است، اما در بلندمدت میتواند وابستگی قیمتی خطرناکی ایجاد کند.
• برای بازار جهانی انرژی: روند کنونی به شکلگیری «مثلث جدید قیمتگذاری» میان آمریکا، قطر و روسیه منجر خواهد شد که تعیینکننده نرخهای جهانی LNG تا سال ۲۰۳۰ خواهد بود.
در مجموع، رونق صادرات LNG آمریکا نماد قدرت انرژی این کشور است، اما این قدرت صادراتی در حال تبدیلشدن به نقطه ضعف اقتصادی داخلی است؛ جایی که رؤیای «سلطه انرژی جهانی» در تضاد با واقعیت «قبض گاز گران برای آمریکاییها» قرار گرفته است.
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


ارسال نظر شما