رأی تاریخی دادگاه بینالمللی و غیبت ایالات متحده در COP30
International Court of Justice (دیوان بینالمللی دادگستری) در رأی مشورتی خود در ماه ژوئیه، اعلام کرد که بحران تغییرات اقلیمی «مسألهای وجودی در مقیاس سیارهای» است و اقدامات کاهش و سازگاری با آن «گزینهای» نیست بلکه یک الزام حقوقی است.
این رأی با گفتن این که «کشورها مسئول حقایق تغییر اقلیم هستند و ممکن است در صورتعدم اقدام، مرتکب عمل ناعمل بینالمللی شوند» یک نقطه عطف در حقوق بینالملل محیطزیستی محسوب میشود.
در همین حال، ایالات متحده برای اولینبار در تاریخ مذاکرات سالانه کنوانسیون چارچوب سازمان ملل جهت تغییر اقلیم (COP) حاضر نشد.
حقوقدانان بینالمللی میگویند که غیبت ایالات متحده به هیچوجه آن را از مسئولیتهای حقوقیاش مبرا نمیکند و ممکن است زمینه «زیر سؤال رفتن» آمریکا در حوزه اقلیم و حقوق بشر را فراهم آورد.
تحلیل فنی:
• رأی دیوان بینالمللی دادگستری نشان میدهد که «انتشار گازهای گلخانهای، صدور مجوز برای حفاری، یارانههای سوخت فسیلی» میتواند در چارچوب حقوق بینالمللی «عمل ناعمل» تلقی شود.
• از منظر سازوکار حقوقی، رأی مشورتی الزامآور نیست اما دارای وزن رهنمودی (persuasive authority) بالا محسوب میشود.
• غیبت آمریکا در COP30 ممکن است عملکرد داخلی و بینالمللی را تحت تأثیر قرار دهد، بویژه در سطح دعوی حقوقی و پیگیری حقوق بشر مربوط به اقلیم.
تحلیل راهبردی:
• از منظر راهبردی، این رأی و وضعیت ایالات متحده، موقعیت این کشور را بهعنوان بازیگری که از چارچوبهای بینالمللی محیطزیستی دور شده تضعیف میکند.
• کشورهای کوچک بهویژه کشورهای آسیایی و اقیانوسیه که بیشترین آسیب را از تغییر اقلیم میبینند، از رأی دیوان به عنوان اهرم حقوقی برای فشار بر کشورهای بزرگ بهره خواهند برد.
• در سطح منطقهای، قدرتهای غیرغربی ممکن است خلأ ایالات متحده را پر کنند یا اصول جدیدی برای همکاری اقلیمی تدوین کنند که آمریکا در آن نقشی نداشته باشد.
تحلیل اجرایی (Executive Insight):
• اگر شما یا سازمانتان در بخش انرژی، بیمه ریسک اقلیمی، تامین مالی سبز یا مشاوره محیطزیستی فعالیت میکنید، این تحول میتواند نشاندهندهی شتاب مقررات و ریسکهای حقوقی برای تولیدکنندگان بزرگ سوخت فسیلی باشد.
• پیشنهاد میشود بررسی شود که حضور یاعدم حضور در کنفرانسها و توافقات بینالمللی چگونه میتواند بر اعتبار سازمان، امکان دستیابی به بودجههای سبز یا قراردادهای بینالمللی تأثیر بگذارد.
• برای بخش دولتی یا سیاستگذاری، این رأی میتواند مبنای بازنگری سیاست ملی اقلیم شود (مثلاً تعهدات بیشتر کاهش انتشار، سازگاری، انتقال انرژی) تا از منظر حقوقی در موقعیت بهتری قرار گرفت.
تحلیل سیاسی:
• این اتفاق میتواند به عنوان عاملی برای افزایش فشار داخلی بر دولت آمریکا جهت بازگشت یا تقویت مشارکت در توافقات اقلیمی عمل کند.
• کشورهای توسعهیافته دیگر ممکن است از این فرصت برای پیشبرد «عدالت اقلیمی» استفاده کنند و با استفاده از ابزار حقوقی بینالمللی، یا پیمانهای منطقهای، فشار بیشتری بر کشورهای بزرگ جهت تسریع کاهش گازهای گلخانهای وارد کنند.
• برای بازیگران منطقهای در خاورمیانه، آسیای شرقی یا آفریقا، این احتمال وجود دارد که پیمانها و کنسرسیومهای اقلیمی جدیدی شکل گیرد که آمریکا در رأس آن نباشد و چین، اتحادیه اروپا یا ائتلافهای منطقهای جای آن را بگیرند.
همچنین در ادامه بخوانید؛ سیطره لابیهای سوخت فسیلی در COP30 و چالش شفافیت در بلمِ برزیل
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما