ذخایر عظیم روی کاغذ؛ واقعیت محدود نفت قابلاستخراج ونزوئلا
ونزوئلا بهطور رسمی بیش از ۳۰۰ میلیارد بشکه ذخایر نفتی اثباتشده گزارش میکند و از این نظر بالاتر از عربستان سعودی قرار میگیرد.
اما این عدد عمدتاً نتیجه بازطبقهبندی آماری نفت فوقسنگین کمربند اورینوکو در دوره افزایش شدید قیمت نفت و تغییر تعاریف ذخایر است، نه حاصل کشفیات جدید. نفت اورینوکو از نظر ماهیت فنی بسیار سنگین و نزدیک به نفت ماسهای کانادا است و استخراج، ارتقا و عرضه آن به بازار جهانی هزینهبر، پیچیده و بهشدت وابسته به قیمت نفت است. برآوردهای مستقل، از جمله Rystad Energy، نشان میدهد که حجم نفتی که در شرایط واقعی اقتصادی قابلبازیافت است، حدود ۲۹ میلیارد بشکه است؛ رقمی نزدیک به یکدهم آمار رسمی. علاوه بر این، فرسودگی تأسیسات ارتقادهنده پس از ملیسازی، بخش بزرگی از این ذخایر «اثباتشده» را عملاً بلااستفاده کرده است.
تحلیل فنی
از منظر فنی، نفت کمربند اورینوکو دارای ویسکوزیته بسیار بالا و API پایین است و بدون فرآیندهای حرارتی، استخراج پیشرفته و سپس ارتقا (Upgrading) قابلیت انتقال و پالایش ندارد. زنجیره تولید شامل استخراج حرارتی یا شبهمعدنی، رقیقسازی یا ارتقا به نفت سنتتیک، و وابستگی شدید به تأسیسات پیچیده صنعتی است. این ویژگیها باعث میشود هزینه سرمایهگذاری اولیه (CAPEX) و هزینه عملیاتی (OPEX) بهمراتب بالاتر از نفت متعارف باشد. در نتیجه، «اقتصادی بودن» این ذخایر بهطور مستقیم تابع قیمتهای بالای نفت، دسترسی به فناوری و پایداری زیرساخت است؛ شرایطی که بهصورت پایدار در ونزوئلا فراهم نبوده است.
تحلیل استراتژیک
در سطح استراتژیک، شکاف میان ذخایر اعلامی و ذخایر واقعاً قابلتولید، اعتبار بینالمللی آمار انرژی ونزوئلا را تضعیف کرده است. اتکای بیش از حد به نفت فوقسنگین، انعطافپذیری کشور را در برابر نوسانات قیمت جهانی کاهش میدهد و توان پاسخگویی سریع به شوکهای عرضه را محدود میکند. همچنین، مقایسه ذخایر ونزوئلا با تولیدکنندگان نفت متعارف، تصویری گمراهکننده از جایگاه واقعی این کشور در امنیت انرژی جهانی ایجاد میکند و میتواند تصمیمگیری سرمایهگذاران و بازیگران بازار را دچار خطا کند.
تحلیل اجرایی
از نگاه اجرایی، عدد بالای ذخایر اثباتشده زمانی معنا دارد که زیرساخت سالم، سرمایهگذاری مستمر، فناوری روز و چارچوب اقتصادی پایدار وجود داشته باشد. در غیاب این عوامل، ذخایر ثبتشده بیشتر یک دارایی حسابداری هستند تا منبع قابل اتکای تولید. تجربه ونزوئلا نشان میدهد که برای ارزیابی واقعی ظرفیت یک کشور نفتی، تمرکز باید بر «نفت قابلتولید پایدار و سودآور» باشد، نه صرفاً «نفت موجود در زمین».
تحلیل سیاسی
ملیسازی تأسیسات ارتقادهنده در اواخر دهه ۲۰۰۰ و خروج شرکتهای بینالمللی، به افت شدید دانش فنی، نگهداشت و سرمایهگذاری انجامید. در عین حال، انگیزههای سیاسی برای بزرگنمایی ذخایر، بهویژه در دوره قیمتهای بالای نفت، باعث تثبیت ارقامی شد که با واقعیتهای اقتصادی همخوانی نداشتند. نتیجه این روند، شکلگیری فاصلهای پایدار میان آمار رسمی و توان واقعی تولید است که همچنان بر جای مانده است.
همچنین در ادامه بخوانید؛ بازگشایی شیر نفت ونزوئلا توسط آمریکا اما بدون تضمین امنیت
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


ارسال نظر شما