ده سال با ادوارد گریگ — خلق ارزش، نوآوری فناورانه و هویت نوین
از زمان تصویب طرح توسعه اولیه (۲۰۱۱)، حجم ذخایر قابل بازیابی این میدان از حدود ۱۸۶ میلیون بشکه برآورد شده بود؛ اکنون منابع تولید و قابل استحصال به نزدیکی ۵۰۰ میلیون بشکه نفت معادل رسیده است.
ادوارد گریگ در این سالها بازده عملیاتی بسیار بالا (بالاتر از ۹۵٪) داشته و دوره تولید با سطح تولید ثابت را تا چهار سال بیشتر از برنامه اولیه ادامه داده است.
علاوه بر این، با اضافه شدن زیرمیدانهایی مانند Solveig و Troldhaugen، و استفاده از تکنولوژیهایی مانند ۴D-seismic و نگهداری بر اساس وضعیت (condition-based maintenance)، عملیات میدان به سطح جهانی ارتقاء یافته است.
همچنین نفت و گاز میدان Ivar Aasen به پلتفرم Edvard Grieg منتقل و پردازش میشود و برق مورد نیاز هر دو میدان از خشکی تأمین میگردد، امری که به کاهش چشمگیر انتشار گازهای گلخانهای منجر شده است.
تحلیل فنی
• افزایش ذخایر بازیابیشدنی از ۱۸۶ به تقریباً ۵۰۰ میلیون بشکه نشاندهنده موفقیت در بهبود درک ریزساحتی مخزن و بهینهسازی استراتژی تولید و زهکشی با استفاده از دادههای پیشرفته (مثل ۴D-seismic) است.
• بهکارگیری زیرمیدانها و tie-backها (مثل Solveig، Troldhaugen) به معنی افزوده شدن چاهها و خطوط جدید و استفاده موثر از ظرفیت پلتفرم مرکزی است — روشی که عمر میدان و تولید اقتصادی را طولانیتر میکند.
• انتقال تأمین برق از گازسوز به برق خشکی، همراه با سیستمهای مدرن مانند بویلرهای الکتریکی، کاهش انتشار CO₂ و هزینههای عملیاتی، بهبود ایمنی و کاهش مصرف انرژی ثابت کرده است.
تحلیل استراتژیک
• انتخاب نام واحد «Eiga» برای ادغام Edvard Grieg و Ivar Aasen با میادین وابسته، نشانهی تغییر در مدل مالکیت و هویت میدان است؛ این رفتار به نوعی همبستگی بیشتر بین زیرمیدانها، تسهیل در مدیریت مشترک و ایجاد یک واحد عملیاتی بزرگتر را نوید میدهد.
• این ادغام همراه با افزایش ذخایر و زیرساختها، زمینه را برای پایداری بلندمدت تولید و بهرهبرداری بهینه از منابع فراهم میکند. در عین حال، کاهش انتشار گاز و استفاده از تکنولوژیهای نو، میتواند موقعیت پروژه را در شرایط رو به سختتر محیط زیستی و مقرراتی تقویت کند.
• با توجه به نقش Eiga بهعنوان «هاب میدانی»، این منطقه میتواند نقطه مرکزی برای توسعه و tie-back میادین جدید در Utsira High باشد — یعنی افزایش ضریب بازگشت سرمایه و گسترش حوزه عملیات با هزینه کمتر نسبت به ساخت پلتفرم جدید.
تحلیل اجرایی (Executive Insight)
• بهرهبرداری موفق از Eiga میتواند الگوی خوبی برای دیگر بلوکهای نفتی-گازی در دریای شمال یا جاهای مشابه باشد: ترکیب ادغام میادین، استفاده از تکنولوژی، tie-back زیرمیدانها، و تأمین برق از خشکی — برای حداکثرسازی تولید و کمینهسازی انتشار.
• توصیه میشود با بهرهمندی از دادههای میدانی (از جمله 4D-seismic، روند چاه، دادههای IOR) برنامه جامع توسعه (including infill wells, tie-backs, reservoir monitoring) برای Eiga تدوین شود تا پتانسیل gerçek میدان به نحو کامل آزاد گردد.
• همچنین برای جذب سرمایهگذار یا شریک، ارائه یک مدل مالی based on reserves growth + low-carbon operations میتواند مزیت رقابتی خوبی باشد — مخصوصاً با توجه به شرایط فزاینده محیط زیستی و مقررات انرژی.
تحلیل سیاسی
• تغییر نام به Eiga و تاکید بر کاهش انتشار و بهرهگیری از برق خشکی، سیگنال مهمی به نهادهای نظارتی و محیط زیستی در اروپا و نروژ است؛ این میتواند کمک کند پروژه در مقابل فشارهای زیستمحیطی و سیاستهای سختگیرانهتر انرژی قرار بگیرد و تصویر عمومی مثبتی بسازد.
• ادغام میادین و توسعه زیرساخت مشترک احتمالاً مورد توجه دولت و سیاستگذاران قرار میگیرد، زیرا مفاهیم «اقتصاد مقیاس»، «بهرهوری منابع» و «کاهش انتشار» در چارچوب سیاست انرژی و نفتی کشور نروژ — و حتی اتحادیه اروپا — قرار دارند.
• این مدل شاید به الگویی برای توسعه میادین قدیمی تبدیل شود؛ یعنی دولتها و شرکتها ممکن است به جای توسعه میدانهای جدید، به بهینهسازی میدانهای موجود با روش مشابه Eiga گرایش پیدا کنند — مسألهای که میتواند تحولات ساختاری در صنعت نفت و گاز ایجاد کند.
همچنین در ادامه بخوانید؛ استقبال ADNOC از دیوگ برگام؛ بازدید از میدان نفتی «آپِر زاکوم» و امضای تفاهمنامه انرژی و هوش مصنوعی
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما