جدایی انرژی اروپا از روسیه
اتحادیه اروپا اعلام کرده تا پایان ۲۰۲۶ واردات LNG روسیه را متوقف و تا سال ۲۰۲۷ جریان گاز خط لوله را قطع خواهد کرد.
اما تحلیل بازار و واقعیات سیاسی نشان میدهد این تصمیم بیش از آنکه یک قطع رابطه واقعی باشد، یک نمایش سیاسی است.
عوامل اصلی که برنامه را از درون تضعیف میکنند:
اختلافات داخلی میان اعضا (مجارستان، اسلواکی)
بندهای معافیت و اضطرار در مقررات
وابستگی ساختاری برخی کشورها به گاز روسیه
نبود منابع جایگزین پایدار و کافی
امکان پنهانسازی مبدا در بازار LNG
تنها در سال ۲۰۲۵، حدود ۱۶ میلیارد مترمکعب گاز روسیه از طریق «ترکاستریم» وارد اروپا شده است؛ عمدتاً به مجارستان و کشورهای بالکان.
در حوزه LNG نیز صادرات روسیه فقط ۲٪ کاهش نشان میدهد و تا پایان نوامبر به ۲۸.۴ میلیون تن رسیده است. افزایش ظرفیت Arctic LNG ۲ این روند را تقویت کرده است.
اروپا همچنان مقادیر قابل توجهی فرآورده از هند و ترکیه وارد میکند؛ محصولاتی که بخشاً از نفت خام روسیه تولید شدهاند.
گواهیهای مبدا از ۲۰۲۶ نیز به احتمال زیاد این روند را متوقف نمیکند، زیرا پالایشگاهها بهسادگی میتوانند منشاء خوراک را پنهان کنند و اتحادیه اروپا ابزار نظارت ندارد.
نتیجه اصلی:
اروپا قانونگذاری میکند، اما مولکولهای روسی همچنان وارد میشوند؛ مستقیم یا غیرمستقیم.
جدا شدن کامل هنوز آرزومندانه است، نه عملیاتی.
تحلیل فنی
۱. ساختار زیرساختی اروپا اجازه قطع ناگهانی نمیدهد:
خطوط لوله چندمنظوره و سیستمهای ورودی متعدد، ردیابی مولکول را غیرممکن میسازد.
ظرفیت جایگزینی (نروژ، الجزایر، آذربایجان) محدود است.
توسعه زیرساخت LNG جدید زمانبر و پرهزینه است.
۲. بازار LNG ذاتاً مبهم است:
معاملات spot، reload و blending مبدا را «پاک» میکنند.
traders غیراروپایی میتوانند LNG روسی را با پرچم جدید وارد کنند.
۳. ناوگان سایه نفتکشها:
کشتیهای قدیمی با پرچم پاناما، امارات، هنگکنگ و غیره خارج از دسترس G۷ کار میکنند.
عملیات ship-to-ship در مناطق کمنظارت، کنترلناپذیر است.
تحلیل استراتژیک
روسیه زمان خریده است.
مهلت ۲۰۲۷ یک «بازه انتقالی» است، نه قطع رابطه.
کرملین در این مدت:
ظرفیت LNG را توسعه میدهد (Arctic LNG ۲ و یامال)
روابط انرژی با چین و هند را تعمیق میکند
ناوگان سایه و مسیرهای مالی جایگزین را گسترش میدهد
مزیت روسیه، تخفیف و انعطاف است.
انرژی روسیه برای برخی اعضای اتحادیه از نظر قیمت و امنیت عرضه جذاب باقی میماند.
خودفریبی خطرناک است.
ادعای «پایان وابستگی» اگر با واقعیت تطابق نداشته باشد، باعث:
کمبود سرمایهگذاری در زیرساختهای جایگزین
دیر واکنش نشان دادن به کمبود عرضه
کاهش اعتبار راهبردی اروپا میشود.
تحلیل اجرایی (Executive Insight)
۱. فاصله بین سیاست و واقعیت زیاد است.
اروپا نمیتواند خطوط لوله را مثل کلید خاموش کند.
وابستگی ساختاری باقی است، حتی پس از کاهش.
۲. بازار LNG تعیینکننده واقعی است.
تا زمانی که بازار شفاف نشده، تحریمهای مبدا اثر کامل ندارد.
نقش traders بیرون از اروپا بسیار مهم است.
۳. رفتار آینده محتمل:
در زمستان یا بحران، معافیتها فعال میشوند.
روند «موقت» به «دائمی» تبدیل خواهد شد، مانند نمونه دروژبا.
۴. چشمانداز ۲-۳ سال آینده:
ادامه ورود مولکولهای روسی از مسیرهای غیرمستقیم
رشد تولید LNG روسیه
افزایش اختلافات میان بروکسل و پایتختهای اروپایی
پیام اصلی:
اروپا تصمیم میگیرد؛
روسیه راه دور زدن را پیدا میکند.
«قطع رابطه انرژی» یک تیتر خوب است، نه یک سناریوی اجرایی.
تحلیل سیاسی
شکاف جدی بین شرق و غرب اروپا:
مجارستان و اسلواکی در سطح علنی مخالفت میکنند.
این واگرایی، انسجام تحریم و سیاست انرژی را تضعیف میکند.
روسیه از شکافها استفاده میکند.
هر اختلاف، یک دریچه ادامه صادرات است.
مسکو تطبیق تاکتیکی دارد، نه تقابل مستقیم.
ریسک برای بروکسل:
فاصله میان «روایت» و «واقعیت» به کاهش اعتبار سیاسی منجر میشود.
جامعه و بازار دچار سردرگمی راهبردی میشوند.
جمعبندی
اروپا وابستگی خود به انرژی روسیه را کاهش داده،
اما جدا شدن کامل هنوز محقق نشده و راهی طولانی در پیش دارد.
جدایی انرژی اعلام میشود،
اما زمانی واقعی است که اجرا شود.
و اجرای این تصمیم، دقیقاً جایی است که اروپا هنوز توان آن را ندارد.
همچنین در ادامه بخوانید؛فشار فزاینده روسیه بر اروپا؛ وقتی «جنگِ انرژی» ژرفتر میشود
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


ارسال نظر شما