بزرگ‌ترین شرکت‌های نفت و گاز چگونه انتشار گازهای گلخانه‌ای را کاهش می‌دهند؟

تاریخ انتشار: 4 آبان 1404

گزارش پیشرفت ۲۰۲۵ سازمان Oil and Gas Climate Initiative (OGCI) که به‌تازگی منتشر شده، عملکرد تجمعی دوازده عضو بزرگ این ائتلاف (از جمله Chevron، Shell، BP، Aramco، CNPC و دیگران) را در مسیر «انتقال انرژی» مورد ارزیابی قرار می‌دهد.

براساس گزارش، شدت انتشار کربن عملیات بالادستی (upstream operated carbon intensity) در مجموعه اعضا به حدود ۱۷.۲ کیلوگرم CO₂e به ازای هر بشکه معادل نفت خام کاهش یافته است که نسبت به سال ۲۰۱۷ حدود ۲۴٪ بهبود نشان می‌دهد و هدف ۱۷ کیلوگرم CO₂e/boe برای ۲۰۲۵ تا حد زیادی محقق شده است.

شدت انتشار متان (methane intensity) نیز به ۰.۱۲٪ رسیده و کاهش ۶۲٪ نسبت به ۲۰۱۷ را ثبت کرده است؛ همچنین عملیات روتین مشعل‌سوزی (routine flaring) در مقایسه با ۲۰۱۸ به‌صورت تجمعی ۷۲٪ کاهش یافته است. مجموع سرمایه‌گذاری در فناوری‌های کم‌کربن در سال ۲۰۲۴، حدود ۳۰ میلیارد دلار گزارش شده و از سال ۲۰۱۷ تا کنون سرمایه‌گذاری انباشته به ۱۲۵ میلیارد دلار رسیده؛ افزون بر این، اعضا بیش از ۵۰ پروژه مرتبط با جذب، استفاده و ذخیره‌سازی کربن (CCUS) در دست توسعه دارند.

این دستاوردها بخشی از سه ستون استراتژیک OGCI تا ۲۰۳۰ است: رسیدن به عملیات خنثی کربن در بازه زمانی توافق پاریس (با تاکید بر نزدیک به صفر کردن متان و حذف مشعل‌سوزی روتین تا ۲۰۳۰)، رهبری و بسیج صنعت، و مقیاس‌بخشی به راهکارهای تسهیل‌کننده کاهِش انتشار.

تحلیل فنی

۱. کاهش شدت کربن و متان: کاهش شدت کربن از طریق بهینه‌سازی انرژی در تأسیسات، ارتقای راندمان ماشین‌آلات و فرآیندها، و تعویض منابع انرژی مصرفی (مثلاً استفاده از نیروگاه‌های هم‌تولیدی/کولوژنِریشن و نیرو از شبکه‌های با انتشار کمتر) محقق می‌شود. کاهش متان نیز عمدتاً با شناسایی و تعمیر نشت‌ها (LDAR — Leak Detection and Repair)، نصب تجهیزات بدون انتشار (e. g. low-bleed pneumatic devices)، به‌کارگیری حسگرها و پایش ماهواره‌ای و بهبود مدیریت گاز همراه حاصل می‌شود.

۲. حذف مشعل‌سوزی روتین: از منظر مهندسی، حذف مشعل‌سوزی نیازمند سرمایه‌گذاری در زیرساخت جمع‌آوری و انتقال گاز همراه، نصب واحدهای بازیابی گاز، یا راه‌حل‌های جایگزین اقتصادی مثل بهره‌برداری از گاز برای تولید برق-گرما یا تغذیه خطوط لوله است. کاهش ۷۲٪ در مشعل‌سوزی برای اعضای OGCI نشانه پیشرفت فنی اما نه پایان کار است، زیرا مرزهای عملیاتی در میادین دوردست یا مناطقی با تقاضای محلی کم هنوز مانع کامل شدن این هدف می‌شود.

۳. فناوری‌های CCUS و مقیاس‌پذیری: بیش از ۵۰ پروژه CCUS در دست توسعه نشان‌دهنده تمرکز روی «کاهش تولیدی» (mitigation at source) و «جبران» (offset) است؛ با این‌حال هزینه سرمایه‌ای بالا، نیاز به قراردادهای بلندمدت برای جذب تقاضا (offtake) و ریسک‌های حقوقی/مقرراتی مانع تسریع فوری است. پروژه‌های موفق نیازمند اتصال به صنایع با انتشار بالا (پاور، سیمان، فولاد) و تضمین بازار برای ذخیره‌سازی یا استفاده مجدد CO₂ هستند.

تحلیل استراتژیک

۱. ترکیب راهبردی: آنچه OGCI نشان می‌دهد ترکیبی از «بهینه‌سازی داخلی» (کاهش شدت عملیاتی) و «سرمایه‌گذاری بر راهکارهای کم‌کربن» است — استراتژی‌ای که منافع سه‌جانبه (سرمایه‌گذاری معقول، حفظ مشروعیت اجتماعی، و کاهش ریسک‌های تنظیمی) را دنبال می‌کند. اما تکمیل مسیر تا خنثی‌سازی کامل مستلزم توازن میان هزینه، بازگشت سرمایه و فشارهای سیاسی/بازاری است.

۲. واکنش بازار و سرمایه‌گذاران: در شرایطی که برخی شرکت‌ها مانند BP استراتژی خود را تعدیل و بودجه‌های کم‌کربن را بازبینی کرده‌اند، سایر شرکت‌ها (مثلاً Exxon) در مسیر افزایش سرمایه‌گذاری در فناوری‌های کم‌انتشار قرار دارند؛ این پراکندگی نشان می‌دهد که «انتقال انرژی» برای بازیگران مختلف به‌صورت یکپارچه و هم‌زمان رخ نمی‌دهد و بازده سرمایه‌گذاری و سیاست‌های دولتی در هدایت این تغییر تعیین‌کننده‌اند.

۳. مزیت رقابتی و روابط دولتی: شرکت‌های دولتی بزرگ (مثل Aramco و CNPC) از مقیاس و ارتباطات سیاسی برای پیاده‌سازی پروژه‌های کلان بهره می‌برند؛ در مقابل بازیگران خصوصی عمدتاً باید مالیات، بازار سرمایه و رقابت برای جذب نیروی انسانی متخصص را مدیریت کنند. OGCI به‌عنوان بستری برای تبادل بهترین تجربه‌ها این شکاف‌ها را تا حدی کاهش می‌دهد، اما در نهایت پیشران‌های ملی و سیاست‌های حاکمیتی نقش محوری دارند.

تحلیل اجرایی — Executive Insight

برای مدیران عامل و هیئت‌مدیره شرکت‌ها یا نهادهای سرمایه‌گذار در بخش انرژی، پیام‌های کلیدی عملیاتی به‌شرح زیر است:

• اولویت‌بندی اقدامات با بازده سریع: پروژه‌هایی که هم کاهش انتشار ملموس دارند و هم بازگشت سرمایه‌ای معقول (مثل بهینه‌سازی انرژی، LDAR، کاهش فلرینگ از طریق بازیابی گاز) باید در کوتاه‌مدت جلو گذاشته شوند.

• ساختن زنجیره‌های عرضه و بازارهای تقاضا برای CCUS: بدون قراردادهای بلندمدت، جذب سرمایه برای پروژه‌های بزرگ CCUS دشوار خواهد بود؛ بنابرین باید کنسرسیوم‌ها، تضمین‌های دولتی یا قراردادهای خرید کربن تدوین گردد.

• گزارش‌دهی شفاف و اعتبارسنجی مستقل: داده‌های تجمیعی OGCI که با بازبینی مستقل منتشر شده‌اند، ارزش نزد سرمایه‌گذاران و ذینفعان را افزایش می‌دهند؛ لذا سرمایه‌گذاری در شفافیت و سنجش مستقل (third-party verification) باید ادامه یابد.

تحلیل سیاسی

کاهش انتشار توسط بزرگترین بازیگران نفت و گاز دارای بعد سیاست‌خارجی و داخلی است: از منظر بین‌المللی، گزارش‌هایی مانند OGCI ابزار فشار نرم برای حفظ دسترسی به بازارهای غربی و کاهش خطر تحریم یا هزینه‌های کربنی هستند؛ از منظر داخلی، دولت‌ها می‌توانند با سیاست‌گذاریِ دقیق (عوارض کربن، مشوق‌های مالی برای CCUS، یا مقررات مشعل‌سوزی) پیشرفت را تسریع یا کند کنند. در عین حال، گزارش‌ها نشان می‌دهند که کاهش مشعل‌سوزی در میان اعضای OGCI قابل توجه است اما در سطح جهانی — به‌ویژه در کشورهایی که شرکت‌های دولتیِ بزرگ یا محیط نظارتی ضعیف دارند — فلرینگ هنوز مشکل عمده‌ای است و طبق گزارش‌های دیگر، میزان مشعل‌سوزی جهانی در ۲۰۲۴ مجدداً بالا رفته است که نیاز به دخالت‌های قوی‌تر بین‌المللی و سیاستی دارد.

نکات پایانی و پیام برای سیاست‌گذاران ایرانی و بنگاه‌های انرژی

• بهره‌برداری از فناوری‌های LDAR و حسگری متان می‌تواند در کوتاه‌مدت نسبت هزینه/فایده بالایی داشته باشد.

• توسعه زیرساخت‌های جمع‌آوری گاز همراه و بازارهای داخلی برای استفاده از گاز (تولید برق یا سوخت‌های جایگزین) راهِ کاهش مشعل‌سوزی است که علاوه‌بر کاهش انتشار، ارزش اقتصادی ایجاد می‌کند.

• برای پروژه‌های CCUS لازم است سیاست‌گذاری حمایتی و قراردادهای تضمین‌شده (قیمت کربن، قراردادهای خرید طولانی‌مدت) طراحی شود تا سرمایه‌گذاران تمایل به مشارکت پیدا کنند.

5/5 - (1 امتیاز)
منبع: مجله دیجیتال انرژی
لینک کپی شد!
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.