برخورد سیاست سوختهای فسیلی ترامپ با دیوار قانون
یک قاضی فدرال آمریکا حکم داد که وزارت انرژی ایالات متحده (DoE) در تهیه یک گزارش رسمی درباره تغییرات اقلیمی، قانون فدرال را نقض کرده است.
این وزارتخانه با انتخاب گزینشی پنج پژوهشگر مخالف اجماع علمی اقلیم و بدون برگزاری جلسات عمومی، گزارشی منتشر کرده بود که فوریت مقابله با گرمایش جهانی را زیر سؤال میبرد. این گزارش بعداً توسط آژانس حفاظت محیط زیست آمریکا (EPA) برای توجیه لغو «یافته خطرآفرینی» سال ۲۰۰۹ مورد استفاده قرار گرفت؛ یافتهای که دیاکسیدکربن را تهدیدی برای سلامت عمومی دانسته و مبنای قانونی محدودسازی انتشار گازهای گلخانهای است.
قاضی ویلیام یانگ تصریح کرد که این فرآیند برخلاف قانون «کمیتههای مشورتی فدرال» بوده و تخلف حقوقی آن محرز است. با این حال، دادگاه دستور حذف گزارش را صادر نکرده و وزارت انرژی اعلام کرده که همچنان از این سند استفاده خواهد کرد. در مقابل، بیش از ۸۵ دانشمند برجسته با انتشار گزارشی ۴۵۹ صفحهای، یافتههای وزارت انرژی را پر از خطا و تحریف علمی دانستهاند.
تحلیل فنی
از منظر فنی، محور اصلی اختلاف بر سر اعتبار علمی گزارش وزارت انرژی است. این گزارش ادعا میکند که آثار اقتصادی گرمایش ناشی از CO₂ کمتر از برآوردهای رایج است و سیاستهای کاهنده مصرف سوختهای فسیلی میتواند زیانبارتر از منافع آن باشد. این موضع در تضاد مستقیم با اجماع نهادهایی مانند IPCC و ناسا قرار دارد که بر شواهد گسترده تجربی و مدلسازی اقلیمی مبتنی هستند.
نقطه ضعف فنی گزارش وزارت انرژی، عدم شفافیت در روششناسی، نبود داوری علمی مستقل (peer review) و فقدان تنوع دیدگاههای تخصصی است. همین موارد باعث شده اعتبار آن برای سیاستگذاری بلندمدت انرژی از منظر علمی بهشدت مخدوش باشد.
تحلیل استراتژیک
در سطح استراتژیک، این پرونده نشان میدهد که دولت ترامپ بهجای همسویی با جریان جهانی گذار انرژی، مسیر تثبیت و تقویت سوختهای فسیلی را برگزیده است. استفاده از یک گزارش بحثبرانگیز برای تضعیف مقررات اقلیمی، ابزار کلیدی برای آزادسازی تولید نفت، گاز و زغالسنگ محسوب میشود.
این رویکرد میتواند مزیت کوتاهمدت برای تولیدکنندگان سوخت فسیلی ایجاد کند، اما در بلندمدت خطر کاهش رقابتپذیری آمریکا در صنایع نوین انرژی، افزایش ریسک سرمایهگذاری و تشدید فشارهای حقوقی و بینالمللی را به همراه دارد.
تحلیل اجرایی
از منظر اجرایی، حکم دادگاه یک «سیگنال ریسک حقوقی» جدی برای سیاست انرژی دولت آمریکا است. حتی اگر گزارش وزارت انرژی حذف نشود، مشروعیت آن در فرآیند تصمیمسازی بهشدت زیر سؤال رفته و هر سیاست مبتنی بر آن میتواند در آینده هدف دعاوی قضایی جدید قرار گیرد.
برای فعالان بازار انرژی، این وضعیت نشاندهنده افزایشعدم قطعیت مقرراتی در آمریکا است؛ بهویژه در حوزه سرمایهگذاریهای بلندمدت که به ثبات چارچوبهای قانونی وابستهاند. دوگانگی میان سیاست رسمی دولت و نظام حقوقی میتواند تصمیمگیری شرکتها را پیچیدهتر و پرهزینهتر کند.
تحلیل سیاسی
در بعد سیاسی، این پرونده بازتابی از شکاف عمیق ایدئولوژیک در آمریکا پیرامون تغییرات اقلیمی است. دولت ترامپ با طرح مفاهیمی مانند «green new scam» تلاش دارد گفتمان اقلیمی را تضعیف کند، در حالی که نهادهای علمی و قضایی عملاً در نقش موازنهکننده قدرت ظاهر شدهاند.
این تقابل نشان میدهد که حتی در صورت تسلط سیاسی یک جریان، ساختارهای حقوقی و علمی میتوانند بهعنوان مانع نهادی در برابر تغییرات رادیکال سیاست عمومی عمل کنند؛ عاملی که مسیر سیاست انرژی آمریکا را بهشدت پرتنش و ناپایدار کرده است.
همچنین در ادامه بخوانید؛ شکاف روبهگسترش میان مصرف سوختهای فسیلی و کشفیات جدید
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


ارسال نظر شما