برخورد درونی برنامه انرژی ترامپ
در گزارش منتشرشده در OilPrice، تحلیل میشود که اهداف انرژی دولت دونالد ترامپ در سال ۲۰۲۶ با یکدیگر در تناقض قرار گرفتهاند و این موضوع باعث ایجاد چالشهای فزایندهای در صنعت انرژی ایالات متحده شده است.
ترامپ در کارزار ۲۰۲۴ وعده «انرژی ارزان برای آمریکاییها» و «حاکمیت انرژی» (energy dominance) را داده بود؛ اما اکنون این اهداف در حال تداخل هستند. با اینکه هدف کاهش قیمتهای داخلی سوخت میتواند تقاضای مصرفکننده را افزایش دهد و از سوی دیگر صادرات نفت و گاز آمریکا را تقویت کند، فشار برای حمایت از صنعت انرژی و افزایش سرمایهگذاری در تولید با واقعیت بازار همخوانی ندارد. شرکتهای نفت و گاز به دلیل قیمتهای ضعیف وعدم اطمینان نسبت به سیاستهای آتی، در سرمایهگذاریهای جدید بسیار محتاط عمل میکنند. در بخش گاز طبیعی مایع (LNG)، ایالات متحده بهطور قابلتوجهی به بازار اروپا وابسته شده است و رقابت در بازار جهانی نفت خام با تولیدکنندگان اوپکپلاس و غیر اوپک شدت یافته است، که همه اینها تحقق اهداف حاکمیت انرژی را دشوارتر میسازد.
تحلیل فنی:
از دیدگاه صنعت انرژی، مشکلات فنی برنامه ترامپ ناشی از ترکیب سه هدف متضاد است: قیمت پایین داخلی، صادرات گسترده و افزایش سرمایهگذاری در تولید. شرکتهای نفت و گاز، بهویژه در بخش سرمایهگذاری در توسعه چاهی (upstream capex)، به دلیل بازده پایین در محیط قیمت ضعیف و ریسک سیاستگذاری آتی، سرمایهگذاری نمیکنند. کاهش هزینههای سرمایهای و سطح حفاری منجر به کندی رشد تولید شده است؛ اگرچه بهرهوری در برخی حوزهها افزایش یافته، اما این افزایش بهرهوری نتوانسته رشد تولید را در سطح مورد انتظار نگه دارد. در بازار LNG، وابستگی بالای صادرات به اروپا باعث کاهش انعطافپذیری شبکه صادراتی آمریکا شده است. از سوی دیگر، رقابت اوپکپلاس و سایر تولیدکنندگان در بازار نفت خام باعث فشار بیشتر بر قیمتها شده است، که از دید فنی با سرمایهگذاریهای پایین و اختلال در رشد تولید آمریکا همافزایی دارد.
تحلیل استراتژیک:
استراتژی انرژی ترامپ بر پایه سه رکن قرار داشت: حمایت کامل از صنعت سوخت فسیلی، ایجاد «حاکمیت انرژی جهانی» و تضمین مقرونبهصرفه بودن انرژی برای مصرفکننده داخلی. اما در عمل، این سه رکن در تضاد با یکدیگر قرار گرفتهاند. سیاست فشار بر تولیدکنندگان برای افزایش حجم صادرات در حالی که قیمتهای جهانی نفت تحت تأثیر عوامل دیگری چون عرضه اوپکپلاس و نگرانی از اشباع بازار قرار دارد، موجب تضعیف سودآوری شرکتها و کاهش انگیزه سرمایهگذاری بلندمدت شده است. از سوی دیگر، وابستگی گسترده صادرات LNG به بازار اروپا، بهویژه در شرایطی که مقررات جدید اتحادیه اروپا میتواند قیمت را افزایش دهد، استراتژی صادراتی آمریکا را آسیبپذیر کرده است. این تضاد در سطح استراتژیک میتواند به کاهش نفوذ آمریکا در بازار جهانی انرژی و تضعیف اهداف بلندمدت حاکمیت انرژی منجر شود.
تحلیل اجرایی:
در سطح اجرایی، پیامدهای این تضادها میتواند به محدود شدن برنامههای توسعه میادین نفت و گاز، کاهش فعالیت حفاری، و تردید سرمایهگذاران برای پروژههای جدید منجر شود. شرکتهای بزرگ انرژی بهدلیل نگرانی از سیاستهای آتی و بازده پایین در محیط قیمت کنونی، به حفظ سرمایه و قطع هزینههای توسعهای روی آوردهاند. این رویکرد محتاطانه به معنی حفظ سطح فعلی تولید، اماعدم تحقق رشد آتی است که هدف افزایش سهم بازار جهانی را تضعیف میکند. همچنین، فشارهای سیاستگذاران داخلی برای دستیابی به انرژی ارزان ممکن است منجر به کاهش مانور شرکتها در بازارهای بینالمللی شود.
تحلیل سیاسی:
از منظر سیاسی، این گزارش نشان میدهد که سیاست انرژی ترامپ تحت تأثیر فشارهای داخلی و خارجی قرار دارد. از یک سو، وعدههای انتخاباتی برای انرژی ارزان و حمایت از صنعت داخلی برای جذب رأیدهندگان اهمیت دارد، و از سوی دیگر، رقابت جهانی و نیاز به حفظ موقعیت ژئوپلیتیکی ایالات متحده باعث شده تا این اهداف با یکدیگر در تعارض قرار گیرند. این تضاد میتواند در عرصه سیاسی داخلی به انتقاداتی علیه دولت منجر شود، بهویژه اگر وعدههای اقتصادی کلیدی مانند کاهش هزینه انرژی برای خانوارها تحقق نیابد. از سوی دیگر، در سطح بینالمللی، وابستگی به بازارهای خاص مانند اروپا و رقابت با اوپکپلاس میتواند مانع از تحقق اهداف بلندپروازانه در عرصه انرژی شود.
در مجموع، برنامه انرژی ترامپ با واقعیتهای فنی و بازار انرژی در تضادهایی جدی مواجه شده که دستیابی همزمان به اهداف عمده آن را دشوار میسازد.
همچنین در ادامه بخوانید؛ خطرات برتر جهانی ۲۰۲۶
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


ارسال نظر شما