باشگاه کوچک غولها؛ چگونه تعداد محدودی شرکت، بازار ادغام نفت را قبضه کردهاند
گزارش جدید شرکت مشاورهای Bain & Co نشان میدهد که طی ده سال گذشته، تنها ۲۰ شرکت نفت و گاز مسئول ۵۳ درصد از کل ارزش معاملات ادغام و تملک (M&A) در این صنعت بودهاند. این تمرکز بالا بیانگر آن است که «تعداد کمی از شرکتها بیشترین معاملات و بیشترین ارزشآفرینی را رقم زدهاند».
نکته مهمتر اینکه این گروه محدود که بهعنوان «خریداران پرتکرار» شناخته میشوند، طی یک دهه بازدهی سهامداران حدود ۱۳۰ درصد بالاتر از شرکتهایی داشتهاند که وارد ادغامها نشدهاند. این شکاف عملکردی بیش از دو برابر فاصله مشابه در دهه قبل است.
تمرکز ادغامها بهویژه در ایالات متحده بسیار شدید بوده؛ بهطوری که ارزش معاملات سالانه M&A در این کشور تا ۳۳۱ درصد رشد کرده و به ۲۰۶.۶ میلیارد دلار رسیده است. در همین بازه، تعداد بازیگران بزرگ از حدود ۵۰ شرکت به ۴۰ شرکت کاهش یافته است.
از مهمترین نمونهها میتوان به خرید Hess توسط Chevron (۵۳ میلیارد دلار)، خرید Pioneer توسط ExxonMobil (۶۰ میلیارد دلار) و معامله بزرگ اخیر Devon با Coterra (نزدیک به ۲۶ میلیارد دلار) اشاره کرد؛ معاملهای که یک غول جدید شیل آمریکا را شکل میدهد.
تحلیل فنی
از منظر فنی، محرک اصلی این موج ادغامها «اقتصاد مقیاس» است. شرکتهای ادغامشده قادرند با یکپارچهسازی زیرساختها، کاهش هزینههای واحد تولید، بهینهسازی زنجیره تأمین و استفاده مشترک از داراییها، هزینه عملیاتی هر بشکه را کاهش دهند.
در شرایطی که قیمت نفت نسبت به اوج ۲۰۲۲ تعدیل شده، این صرفهجوییها اهمیت حیاتی پیدا کرده است. کاهش CAPEX سرانه، همپوشانی داراییهای بالادستی و حذف هزینههای تکراری مدیریتی باعث میشود شرکتهای بزرگتر انعطافپذیری بیشتری در برابر نوسانات بازار داشته باشند.
در مورد معامله Devon و Coterra نیز، ماهیت سهامی (Stock Deal) نشان میدهد که شرکتها ترجیح میدهند بهجای استفاده از نقدینگی یا بدهی سنگین، از ابزار سرمایهای برای حفظ ترازنامه استفاده کنند؛ هرچند این روش ریسک رقیقشدن مالکیت سهامداران را به همراه دارد.
تحلیل استراتژیک
در سطح استراتژیک، صنعت نفت وارد فاز «تمرکز ساختاری» شده است؛ جایی که رقابت دیگر میان دهها بازیگر متوسط نیست، بلکه میان چند کنسرسیوم بزرگ با داراییهای عظیم و قدرت چانهزنی بالا شکل میگیرد.
این تمرکز مزایایی مانند قدرت بیشتر در مدیریت عرضه، توان سرمایهگذاری در پروژههای بزرگ و نفوذ بیشتر در بازارهای مالی را فراهم میکند، اما همزمان تنوع بازیگران را کاهش داده و ریسک سیستماتیک را بالا میبرد.
به بیان دیگر، اگرچه ادغامها بهرهوری کوتاهمدت را افزایش میدهند، اما در بلندمدت میتوانند بازار را شکنندهتر کنند؛ زیرا هر اختلال در چند بازیگر کلیدی، اثرات گستردهتری بر کل صنعت خواهد داشت.
تحلیل اجرایی
برای مدیران صنعت انرژی، پیام کلیدی گزارش Bain این است که رشد پایدار دیگر از مسیر توسعه ارگانیک صرف حاصل نمیشود، بلکه نیازمند ترکیبی از ادغام هدفمند، انضباط سرمایهای و یکپارچهسازی مؤثر است.
دوره «مرجر مانیا» احتمالاً وارد مرحله بلوغ شده و تمرکز از معاملات عظیم به ادغامهای دقیقتر و مبتنی بر بهرهوری عملیاتی تغییر خواهد کرد. در چنین فضایی، برندگان آینده شرکتهایی هستند که نه صرفاً بزرگتر، بلکه «کارآمدتر» ادغام شوند.
تحلیل سیاسی
تمرکز فزاینده صنعت نفت در دست چند شرکت بزرگ، پیامدهای سیاسی و مقرراتی نیز به همراه دارد. از یکسو دولتها نگران کاهش رقابت و افزایش قدرت انحصاری این بازیگران هستند و از سوی دیگر، همین شرکتهای بزرگ به بازیگران اصلی در تأمین امنیت انرژی تبدیل شدهاند.
این وضعیت نوعی پارادوکس ایجاد کرده است: هرچه دولتها بیشتر به شرکتهای بزرگ برای ثبات بازار وابسته میشوند، امکان اعمال محدودیتهای سختگیرانه ضدانحصار نیز دشوارتر میشود. در نتیجه، سیاستگذاری انرژی بهتدریج به سمت نوعی «همزیستی اجباری» میان دولتها و غولهای نفتی حرکت میکند.
همچنین در ادامه بخوانید؛ بازگشت هندیها به خرید نفت ونزوئلا پس از بازشدن بازار توسط آمریکا
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


ارسال نظر شما